دوره 10 اجلاسیه 2
تعداد نمایندگان حاضر 223 جلسه 190
1 اعلام رسمیت جلسه و قرائت دستور

علی اردشیرلاریجانی
بسم‌ الله الرحمن الرحیم جلسه با حضور 223 نفر از نمایندگان رسمی است. دستور جلسه را قرائت بفرمایید.

سیدامیرحسین قاضی زاده هاشمی
بسم الله الرحمن الرحیم دستور جلسه یکصد و نودم روز سه‌شنبه بیست و دوم اسفند‌ماه 1396 هجری‌شمسی مطابق با بیست و چهارم جمادی‌الثانی 1439هجری‌قمری: 1 ـ بررسی استیضاح آقای علی ربیعی وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی. 2 ـ بررسی استیضاح آقای عباس آخوندی وزیر محترم راه و شهرسازی. 3 ـ گزارش ویژه کمیسیون حمایت از تولید ملی و نظارت بر اجرای اصل (44) قانون اساسی در مورد اجرای قانون بهبود مستمر محیط کسب و کار. 4 ـ بررسی طرح یک‌فوریتی تنظیم برخی از مقررات مالی، اداری و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش. 5 ـ گزارش کمیسیون مشترک در مورد طرح یک‌فوریتی تشکیل وزارت میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی.
2 تلاوت آیاتی از قرآن مجید

علی اردشیرلاریجانی
تلاوت آیاتی از کلام‌الله مجید.

محمد کاکاوند
(آیات 59 ـ 57 از سوره مبارکه «نساء» توسط قاری محترم آقای محمد کاکاوند تلاوت گردید) اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ـ بسم ‌الله الرحمن الرحیم وَ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها أَبَداً لَهُمْ فِیها أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ وَ نُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلاً * إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ سَمِیعاً بَصِیراً * یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِی شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْوِیلاً * (صدق الله‌ العلی العظیم ـ حضار صلوات فرستادند)

علی اردشیرلاریجانی
از جناب آقای کاکاوند قاری محترم تشکر می‌کنیم. ترجمه آیات را بفرمایید.

احمد امیر آبادی فراهانی
به نام خداوند بخشنده مهربان «و به زودی کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده‌اند در باغهایی که از زیر درختان آن نهر‌ها روان است درآوریم برای همیشه در آن جاودانند و در آنجا همسرانی پاکیزه دارند و آنان را در سایه‌ای پایدار در آوریم. خدا به شما فرمان می‌دهد که سپرده‌ها را به صاحبان آنها رد کنید و چون میان مردم داوری می‌کنید به عدالت داوری کنید در حقیقت نیکو چیزی است که خدا شما را به آن پند می‌دهد خدا شنوایی بیناست. ای کسانی که ایمان آورده‌اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیای امر خود را نیز اطاعت کنید پس هر گاه در امری دینی اختلاف‌نظر یافتید اگر به خدا و روز پازپسین ایمان دارید آن را به کتاب خدا و سنت پیامبر او عرضه بدارید این بهتر و نیک‌فرجام‌تر است». راست گفت خداوند بلندمرتبه بزرگ. آقای رئیس! امروز تأخیرکننده‌ای نداشتیم و همه نمایندگان و همکاران عزیز به موقع تشریف آوردند. (در این هنگام آقای اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور و هیأت همراه وارد صحن علنی مجلس شدند)

علی اردشیرلاریجانی
متشکریم.
3 بررسی استیضاح آقای علی ربیعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی و رأی اعتماد مجلس به ایشان

علی اردشیرلاریجانی
دستور جلسه را بفرمایید.

سیدامیرحسین قاضی زاده هاشمی
بسم الله الرحمن الرحیم دستور اول گزارش بررسی استیضاح آقای علی ربیعی وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی است. جناب آقای دکتر رنجبرزاده! موضوع را مطرح بفرمایید.

اکبر رنجبرزاده
بسم الله الرحمن الرحیم هم‌اکنون طرح استیضاح وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی جناب آقای دکتر ربیعی را در دستور داریم که مطابق بند (1) ماده (112) و ماده (227) آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی ابتدا بیانات استیضاح‌کنندگان محترم استماع می‌شود، با توافقی که خود این عزیزان داشتند اسامی عزیزانی که موارد استیضاح را مطرح می‌فرمایند قرائت می‌کنم و سپس وزیر محترم دفاع خواهند داشت. ابتدا آقای عثمانی نماینده محترم بوکان (12) دقیقه صحبت دارند، جناب آقای مقصودی (5) دقیقه، جناب آقای حسن‌بیکی (5) دقیقه، جناب آقای شهاب نادری (5) دقیقه، جناب آقای فرهنگی (13) دقیقه، جناب آقای حسنوند (13) دقیقه و دو نفر هم به نام آقایان محمدرضا پورابراهیمی و غلامرضا تاج‌گردون در پایان بعد از دفاع اول وزیر محترم به مدت (15) دقیقه صحبت خواهند داشت، ابتدا از استیضاح‌کنندگان عزیز دعوت می‌کنیم برای بیانات خودشان در موارد استیضاح حضور پیدا کنند. جناب آقای عثمانی به جایگاه تشریف بیاورند.

علی اردشیرلاریجانی
عزیزان! این جلو تجمع نداشته باشید، بفرمایید در صندلی‌هایتان مستقر شوید. آقای ربیعی! جناب‌عالی هم بفرمایید روی صندلیتان بنشینید. دوستانی که از دولت تشریف آورده‌اند روی صندلی‌ها بنشینند، بفرمایید.

اکبر رنجبرزاده
جناب آقای محمدقسیم عثمانی شما (12) دقیقه وقت دارید. آقای رئیس! طبق توافقی که داشتیم وزیر محترم اعلام فرمودند یک ساعت از سه ساعت وقت در اختیارشان را کمتر صحبت می‌کنند، عزیزان استیضاح‌کننده هم از دو ساعت در اختیارشان نیم‌ساعت کمتر صحبت می‌کنند.

علی اردشیرلاریجانی
آقای عثمانی بفرمایید.

محمدقسیم عثمانی
بسم الله الرحمن الرحیم با یاد شهدای گرانقدر و عرض سلام به محضر ملت شریف ایران، نمایندگان محترم، اعضای محترم هیأت‌رئیسه، وزرای محترم و اعضای دولت و معاون اول رئیس‌جمهور جناب آقای مهندس جهانگیری که در این جلسه مهم و سرنوشت‌ساز حضور دارند. خداوند را شاهد می‌گیرم که جز برای احقاق حق پشت این تریبون قرار نگرفته‌ام و جز به رضایت مردم از نظام به چیزی نمی‌اندیشم و همان‌طور که گفته‌ام دوره آتی نیز برای نمایندگی کاندیدا نخواهم شد که تصور شود امروز به خاطر رأی حرف دل مردم را بر زبان می‌آورم. استیضاح یکی از ابزارهای نظارتی و محکم‌ترین ابزار است که در ید نمایندگان ملت است و برای دولت و وزرای آن نیز استیضاح می‌تواند نه یک تهدید بلکه فرصتی برای تبیین عملکرد باشد و در نهایت نمایندگان در مورد ادامه فعالیت وزیر و یا جایگزینی آن تصمیم می‌گیرند. اما طبیعی است وزیری که عملکرد مثبت و قابل دفاعی نداشته باشد استیضاح را تهدیدی جدی برای خود می‌داند و از هر ابزاری برای جلوگیری از آن استفاده می‌کند که به نظر حقیر جناب آقای ربیعی یکی از نمونه‌های بارز مبارزه با استیضاح است و به نظر می‌رسد اگر ایشان آن‌قدری که در رفع استیضاح مهارت و ممارست دارند، در انجام وظایف ذاتی خود مهارت داشتند هرگز استیضاح مطرح نمی‌شد. الحق باید به قدرت لابی‌گری ایشان تحسین گفت و خوب است که ایشان بعد از وزارت مدیریت استیضاح سایر وزرا را عهده‌دار شود و اگر واقعاً این تیم منسجمی که ایشان برای مهار استیضاح طراحی کرده است برای مهار مشکلات حوزه وظایفش آماده می‌کرد وضع به گونه دیگری می‌بود. قدرت شایعه‌پراکنی و ایجاد شک و دودلی در دل نمایندگان در تیم مهار استیضاح ایشان قابل تحسین است. جناب آقای ربیعی! همدستان شما در این تیم ادعا می‌کنند که چون به عده‌ای باج نداده‌اید شما را استیضاح کرده‌اند و هدف از استیضاح سهم‌خواهی و رانت‌جویی است. اگر واقعاً این‌گونه است مرد باشید و پشت همین تریبون بفرمایید که کدام نماینده ملت از شما سهم‌خواهی کرده است؟ کدام نماینده ملت از شما باج‌خواهی داشته است؟ چه کسی به خاطر مسائل شخصی و منفعت فردی شما را استیضاح کرده است؟ اگر راست می‌گویید صریحاً اعلام کنید تا ما در مجلس از طریق هیأت نظارت بر رفتار نمایندگان عذر چنین نماینده‌ای را بخواهیم. ولی اگر اعلام نمی‌کنید این نمایندگان هستند که امروز برای حفاظت از کیان و شأن مجلس و نمایندگان حداقل به جرم تهمت به نمایندگان عذر شما را خواهند خواست. از شما می‌خواهم که صریحاً با ذکر نام و حوزه انتخابیه اعلام کنید تا هم مردم تکلیف خود را با نمایندگان‌شان بدانند، هم مجلس در مورد همکاران خود تصمیم بگیرند و اگر انکار هم بکنید بدتر است، چون انکار این ادعاها تنها باعث می‌شود ایمان بیاوریم که در این ادعای نادرست هم ناصادق هستید. شما به هر کدام از ما استیضاح‌کنندگان رسیدید فرمودید از شما یکی انتظار نداشتم. مسأله وزارت و نظارت ما را نه به موضوع اجرایی بلکه به یک موضوع احساسی و شخصی تقلیل دادید که این شیوه برخورد مدت‌ها است که منسوخ شده است. جناب آقای ربیعی! وزارت شما وزارت تعاون نیست، وزارت حذف تعاون است. مدیریت جناب‌عالی باعث شده است که سهم تعاونی که در اقتصاد باید به (25) درصد برسد، متأسفانه هر روز سهم تعاونی‌ها از اقتصاد کاهش یافته است و در دوره وزارت جناب‌عالی بیش از (6/28) درصد تعاونی‌ها به حالت تعطیل در آمده است و استمرار وزارت جناب‌عالی باعث می‌شود که تعاون از عرصه اقتصاد پاک شود. جناب آقای ربیعی!‌ شما وزیر کار نیستید، شما وزیر کارفرما هستید. جناب‌عالی به جای تمرکز بر بخش کارگری کشور بر احزاب کارگری و تشکل‌هایی متمرکز شد‌ه‌اید تا بلندگوی شما شوند. متأسفانه به جای ایفای وظیفه خود در قبال کارگران و کارکنان زحمتکش کشور، به برخی از احزاب و تشکل‌ها می‌رسید تا چنین روزی فضا را برای شما مهیا سازند. جناب آقای ربیعی! وزارت شما وزارت کارفرما است، نه کارگر. شما با چشم بستن بر واقعیت تلخ زیر پا نهادن حقوق کارگران و عدم نظارت بر شرایط کاری کارمندان، با کارفرمایان همدست شده‌اید که کارگر از حداقل حق قانونی خود یعنی بیمه هم محروم بماند. شما در این فضا، افزایش عرضه نیروی کار را می‌بینید و به جای اینکه با کارمند و کارگر و فارغ‌التحصیل بیکار ما همراه شوید و جلوی استثمار کارگران را بگیرید، برای استثمار کارگران همراهی کردید. در اثر عدم نظارت شما تعداد قابل توجهی از نیروهای تحصیلکرده که به کار مشغولند حتی حداقل حقوق کارگری را هم دریافت نمی‌کنند. لیسانس‌ها و فوق‌لیسانس‌های ما که کار هم می‌کنند ماهانه (400)، (500) هزار تومان به آنها می‌پردازند و اگر کارگری و کارمندی کوچکترین اعتراضی بنماید آنها را اخراج و از خیل بیکاران فارغ‌التحصیل فرد دیگری را استثمار می‌کنند و از این طریق زبان اعتراض دیگران را نیز قفل می‌کنند. این فارغ‌التحصیلان بی‌پناه از حق بیمه هم برخوردار نیستند و شما مسئول مستقیم این اتفاقات ناگوار هستید. حتماً می‌فرمایید اگر کسی اعتراض کند رسیدگی می‌کنید. جناب وزیر! هر کس اعتراض هم می‌کند اولاً شغل (500) هزار تومانی‌اش را هم از دست می‌دهد و او را از چاله به چاه می‌اندازید و شما جناب ربیعی! مسئول همه این چاه و چاله‌هایی هستید که جلوی پای فارغ‌التحصیلان بیکار ما قرار دارد. جناب آقای وزیر! کارگران زیادی هستند که در روز (12) ساعت کار می‌کنند، ولی حتی به آنها اضافه‌کاری هم در اثر عدم نظارت شما پرداخت نمی‌شود. جناب وزیر! روبروی وزارتخانه شما دفتر پیشخوان دولتی است که لیسانس و فوق‌لیسانس‌های خانم در آنجا با ماهی (500) هزار تومان بیش از (10) ساعت کار می‌کنند، حق بیمه ندارند، اضافه‌کاری به آنها پرداخت نمی‌شود و از حداقل‌های ممکن برخوردار نیستند. برادر من! اگر توان بیرون آمدن از اتاقت را نداری حداقل پرده اتاقت را کنار بزن تا ببینی که چه وضعی در روبروی وزارتخانه‌ات دارد اتفاق می‌افتد. جناب آقای وزیر! شما وزیر رفاه اجتماعی نیستید، شما وزیر تأمین اجتماعی نیستید، شما وزیر تبعیض اجتماعی هستید. شما عامل تبعیض اجتماعی هستید. شما صندوق تأمین اجتماعی را که سرمایه آن متعلق به خیل عظیم شاغلین و بازنشستگان است به وجه‌المصالحه سیاسی و جناحی و باندی تبدیل کرده‌اید. جناب آقای ربیعی!‌ البته الحق که شما استاد هستید. ملت ایران! بنده قبول دارم که ایشان استادند، استادتمام، اما استادتمام گماردن افراد متخصص در تخصص‌های غیرمرتبط. شما متخصص حاذق ارتوپدی جناب آقای نوربخش را که جراح بسیار قابلی است به عنوان مدیرعامل سازمان تأمین اجتماعی منصوب فرموده‌اید. بعد می‌گوییم سازمان تأمین اجتماعی در حال غرق شدن و ورشکستگی است (فرهنگی ـ آقای دکتر! یک دقیقه از وقتتان باقی مانده) و تا بحث بیکاری عده‌ای مطرح می‌شود،‌ تا بحث بیمه بیکاری و از کار افتادگی مطرح می‌شود می‌گویید ورشکسته شده‌ایم. برادر! وقتی شما یک ناخدای قابل را به عنوان خلبان هواپیما انتخاب می‌کنید طبیعی است که هواپیما به مقصد نرسد و به دنا بخورد. (رنجبرزاده ـ جمع‌بندی بفرمایید) شما متخصص جامعه‌شناسی را به عنوان رئیس سازمان فنی و حرفه‌ای منصوب کرده‌اید و به ما سفارش می‌کنید که چون یک نفر کرد و اهل سنت را انتخاب کرده‌ام به همین دلیل از استیضاح انصراف دهیم. (بیگدلی ـ تذکر دارم. در محور استیضاح صحبت نمی‌کند. به وزیر توهین نکنید، اظهاراتتان شفاف نیست). برادر من! شما با این کار خود نه تنها راه را برای اهل سنت باز نکردید، بلکه کاری کردید (رنجبرزاده‌ ـ آقای عثمانی! وقتتان تمام است) که یک متخصص جامعه‌شناسی در محلی قرار گیرد که موفق نشود و زمینه به‌کارگیری نیروهای توانمند ما فراهم نیاید. اگر شما دلسوز بودید از این متخصص در حوزه تخصصی خود استفاده می‌کردید. (فرهنگی ـ وقتتان تمام شد) اجازه بدهید، هنوز سه دقیقه وقت دارم.

اکبر رنجبرزاده
نه، شما (12) دقیقه وقت داشتید، (12) دقیقه هم تمام شد.

محمدقسیم عثمانی
جناب آقای ربیعی! چرا این غیرمتخصصین را در آنجاها قرار می‌دهید؟ تا عوامل ملوکانه شما را بله قربان بگویند، و هر چه دستور دادید عمل کنند؟ ولی سخت در اشتباهید و وضع امروز حاصل این شرایط است. اما چند نکته پایانی را بگویم، فضا را احساسی نکنید. برادران! من صدای بازنشستگانی هستم که شب عید در جیب‌شان پولی برای پرداخت عیدی به نوه و نتیجه‌هایشان نیست و امروز فضا را به سمتی نبرید که شب عید است. شب عید است، برای بازنشستگان هم شب عید است، برای شاغلین هم شب عید است، برای خیل بیکاران هم شب عید است، برای کسانی که ماهی (400) هزار تومان هم می‌گیرند شب عید است و آقای ربیعی! ‌به این سمت برویم که بپذیریم شما خودتان و مدیران‌تان جمعاً توان دویدن (100) متر را ندارید. جلوی این ریل را باز کنید تا وزرای جوان بیایند (رنجبرزاده ـ آقای عثمانی عزیز! وقت شما تمام شد، از وقت بقیه دارید استفاده می‌کنید) و کشتی به گل نشسته تأمین اجتماعی، رفاه و تبعیض اجتماعی را به سمت اهداف عالیه نظام پیش ببرند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

علی اردشیرلاریجانی
متشکریم.

اکبر رنجبرزاده
جناب آقای حسین مقصودی نماینده محترم سبزوار پنج دقیقه وقت دارید. اگر دوستان وقت را رعایت نکنند از وقت بقیه کسر می‌شود و ممکن است یکی حذف شود. جناب آقای مقصودی بفرمایید.

حسین مقصودی
بسم الله الرحمن الرحیم همه نمایندگان عزیز را به سوگندی که روز اول در دفاع از نظام، جذب اعتماد مردم به نظام و ادامه راه شهدا خوردیم یادآوری می‌کنم. نمایندگان عزیز، دولت محترم،‌ جناب آقای دکتر ربیعی! امروز اوضاع و احوال وزارت کار و رفاه اجتماعی بیمار و تعطیل است. امروز وزرایی که با تمام لایه‌های جامعه به خصوص صاحبان اصلی انقلاب، کارگران، روستاییان، عشایر، قالیبافان و زنان بی‌سرپرست و بازنشستگان سر و کار دارند وزیری است به نام جناب دکتر ربیعی. اوضاع و احوال این صاحبان اصلی انقلاب خوب نیست، به نظام بی‌اعتماد شده‌اند، این بی‌اعتمادی باعث شده است که پایه‌های نظام به سمت لرزه در افتد. امروز وزارت کار و رفاه اجتماعی یک قصه پرغصه‌ای شده است. به روستاییان نگاهی بیندازیم، در همین مجلس دهم مصوب کردیم روستاییانی که سن آنها به (70) سال رسیده و (10) سال پول بیمه داده‌اند بازنشسته شوند. جناب آقای دکتر ربیعی! شما از تیرماه 1396 یک روستایی را بازنشسته نکرده‌اید. هر بار و هر زمان که با جناب‌عالی جلسه گذاشتیم فرمودید که جناب نوبخت پول نمی‌دهد. مگر ما شما را به عنوان این وزیر در این وزارتخانه انتخاب کردیم که چه کنید،‌ لابی‌گری برای پول بیمه بازنشستگان، نه لابی‌گری برای ماندن چند صباحی بیشتر در قدرت. امروز وقتی قالیبافان و روستاییان را نگاه می‌کنیم یک قالیباف اگر به خاطر معلولیت چشمی،‌ دیسک کمر و هزار و یک بیماری یک روز به سر کار نرود فوری بیمه او قطع می‌شود و این موضوعی است که همه موکلین ما در شهرها و روستاها به آن اشاره می‌کنند. جناب آقای دکتر ربیعی، نمایندگان محترم، شما که داعیه خدمت به نظام و مردم را دارید، شما که رأی مردم را گرفته‌اید! اوضاع و احوال این وزارتخانه بزرگ و طویل را نگاه کنید. اگر پیام تحصن‌ بازنشستگان و صدای کارگران فولاد را می‌شنیدید قطعاً بدانید که این اغتشاشات اخیر به وجود نمی‌آمد. صدای اعتراض مردم را که به صورت برده‌داری نوین و کارگری امروز از آنها استفاده می‌شود نشنیدیم که باعث شد این اعتراضات اخیر مردم به صورت اغتشاش در آمد. اگر می‌خواهیم دنبال اصلاحات برویم، اگر جناب رئیس‌جمهور محترم پیام نمایندگان و مردم را می‌شنید قطعاً جناب آقای ربیعی را مانند جناب آقای فانی مجبور به استعفا می‌کرد. اما صدای آنها را نشنیدیم، اگر به اوضاع و احوال معیشتی کارگران و بازنشستگان توجه بکنیم کارگران زیادی هستند که هنوز دو سال پیاپی عیدی حداقلی خود را نگرفته‌اند، کارگران زیادی هستند که امروز با حقوق (500) هزار تومان ماه‌ها است که حقوق خود را نگرفته‌اند. بیایید برای اصلاحات واقعی، برای شنیدن صدای اعتراض مردم، برای شنیدن صدای اعتراض کارگران با رفتن آقای ربیعی همه نظر مثبت بدهیم. امروز آقای ربیعی به دلیل عدم تعهد به برنامه‌‌های خود به مسلخ استیضاح کشانده شده است (فرهنگی ـ جمع‌بندی بفرمایید) قطعاً بازار تهمت‌ها، توهین‌ها، لابی‌گری‌ها و شایعه‌ها زیاد است. نمایندگان محترم! مجلس دهم عزت خود را از دست داده است. اگر می‌خواهید عزت از دست رفته مجلس باز گردد، اگر می‌خواهید (رنجبرزاده ـ تشکر) امید در دولت تدبیر و امید به کارگران ناامید و دل‌شکسته و بازنشستگان مظلوم باز گردد حتماً به استیضاح آقای دکتر ربیعی رأی موافق بدهید. نمایندگان محترم! آنچه که امروز مشاهده می‌شود بدانید که جناب آقای دکتر ربیعی در این چند ماه چند بار برای سؤال به مجلس آمد، چند بار برای پاسخ دادن به کمیسیون‌ها آمد. امروز وزارت کار و رفاه و تأمین اجتماعی و دکتر ربیعی کیسه‌بوکس دولت و مجلس شده است. به نفع مردم، بازنشستگان، دولت و نظام است که ایشان ان‌شاء‌الله با رأی شما به دنبال کاری برود که شایسته او است و وزارت امروز شایسته دکتر ربیعی نیست.

اکبر رنجبرزاده
تشکر، جناب آقای ابوالفضل حسن‌بیکی نماینده محترم دامغان پنج دقیقه وقت دارید، بفرمایید. ظاهراً مثل اینکه آقای دکتر ربیعی می‌خواهند از وقتشان استفاده کنند. آقای تاج‌گردون می‌تواند نیم ساعت دیگر وقت را به همکار‌ها بدهند. آقای حسن‌بیکی اگر وقت بیشتری هم خواستید ظاهراً مشکلی ندارد، بفرمایید.

ابوالفضل حسن بیگی
سلام علیکم و رحمه الله بسم الله الرحمن الرحیم «الحمدلله و الصلاه و السلام علی رسول الله و علی آله آل الله» خدا را شاکر و سپاسگزارم که بار دیگر خدا این توفیق را داد به عنوان عدالت و نظر مردم و همچنین از جایگاه خانه ملت سخن ملت را بتوانم به زبان بیاورم. «مجلس در رأس امور است» امام خمینی بنده در آغاز سخنم عرض کنم که با آقای ربیعی از سال 1360 رفیق و دوست هستم، در قرارگاه حمزه بنده فرمانده قرارگاه مهندسی جهاد بودم و ایشان مدیرکل یکی از وزارتخانه‌ها بود و دقیق می‌داند آنچه را که به آن رسیده‌ایم خواهیم گفت، بلکه همه زیر یک سقف هستیم و لذا برای حفظ این نظام و انقلاب باید سخن حق بگوییم و آنچه را که از منظر قرآن هست، آن کسی که توانایی در کار ندارد خودش نبایستی پستی را قبول کند. متأسفانه طی این دو، سه سال همواره با فشارهای گوناگون ایشان در این پست باقی‌مانده است. من در اینجا می‌خواهم به همه نمایندگان عزیز این نکته را عرض کنم؛ برادران! این وزارتخانه بالغ بر (150) میلیارد دلار سرمایه دارد، اگر این سرمایه را در اختیار بانک قرار بدهیم، یعنی سالی (30) میلیارد دلار به ما سود خواهد داد و اگر ضرب در چهار کنیم، سالی (120) هزار میلیارد تومان برای ما سود ایجاد می‌کند و امروز نمی‌بایستی حقوق و مزایای هیچ کارگر و هیچ بازنشسته‌ و هیچ فردی در این کشور بماند. در همین‌جا من می‌خواهم از آقای نوبخت هم تشکر کنم که برای این حرکت خیر شب گذشته اعتباراتی را برای کارگران ذوب‌آهن، هم حقوق و هم مزایا و هم عیدی را پرداخت کردند، بلکه ما در این حرکت بزرگ حضور نداشته باشیم، بلکه ما در یک پروسه دو ساله و همچنین بیلان کاری که ایشان داشته به این جمع‌بندی رسیدیم که برای رضای خدا بیاییم و با ایشان مخالفت کنیم.

علی اردشیرلاریجانی
یک لحظه اجازه بفرمایید! آقایانی که این جلو هستند بفرمایید روی صندلی‌هایتان بنشینید. آقایان بفرمایید. عزیزان در صندلی‌های خودتان مستقر باشید، نظم را رعایت بکنید، بفرمایید صحبتتان را ادامه بدهید.

ابوالفضل حسن بیگی
برادران و خواهران! مجلس شورای اسلامی با نیت خیرخواهانه بخشی از ثروت و سرمایه این کشور را در اختیار این وزارتخانه قرار داد برای اینکه این وزارتخانه بتواند از بودجه و اعتبارات خوبی برخوردار باشد و به بازنشستگان و کارگران و نیروهای مظلوم و محروم این کشور خدمت کند. امروز شاهد هستیم یکی از بزرگترین شرکت‌های منطقه و سومین شرکت بین‌المللی یعنی نفتکش ایران به این وزارتخانه واگذار شده. همواره مشاهده می‌کنیم بالغ بر (60) درصد از پالایشگاه‌های کل کشور به این وزارتخانه واگذار شده، همواره شاهد هستیم پتروشیمی که امسال می‌بایستی سالانه (30) میلیارد دلار در سال سود داشته باشد و خزانه دولت را پر بکند و نمایندگان مجلس در شهرها و (استانشان) بتوانند کارهای عمرانی را انجام بدهند به این وزارتخانه واگذار شده و این سود به خزانه ریخته نمی‌شود. شما می‌دانید که امروز راه‌آهن یعنی سهام رجا در اختیار این وزارتخانه هست. شما می‌دانید که شستا یکی از بنگاه‌های بزرگ این کشور هست، می‌بایستی سوددهی داشته باشد و این شستا می‌تواند یک کشور بزرگ را با سود خودش اداره کند، اما همواره امروز مشاهده می‌کنیم. برادران و خواهران! بنده به عنوان یک عنصری که در وزارت نفت هستم والله همه کارگران و همه متخصصین و همه دولتمردان و همه انقلابیون می‌گویند (10) سال آینده شما خواهید دید ظلم‌هایی که امروز دارد انجام می‌شود آن روز ما را به بن‌بست می‌رساند. پالایشگاه‌های ما امکان اورهالش نیست، سرمایه‌گذاری جدید امکانش نیست، پتروشیمی‌های ما در حال انهدام است، آن زمانی که عربستان‌سعودی (200) میلیارد دلار سرمایه‌گذاری می‌کرد و جمهوری اسلامی می‌خواست (50) میلیارد دلار سرمایه‌گذاری کند نفوذی‌ها در سراسر این کشور اعلام می‌کردند که برای محیط زیست اشکال دارد. این پتروشیمی‌ها امروز در حال نابودی است. ما وقتی که به هواپیمایی آسمان می‌نگریم مشاهده می‌کنیم همه نیروهای استخوان‌دار و همه نیرو‌های توانا از این وزارتخانه (شرکت) رفتند، مگر ما به عنوان نماینده مجلس نباید ناظر باشیم؟ نباید بر حقایق بنگریم و نباید قوانینی را برای حفاظت از حریم این کشور دنبال کنیم؟ (رنجبرزاده ـ تشکر) برادران عزیز! بنده می‌خواهم عرض بکنم کارگران ما، مهندسین ما، متخصصین ما همه دلسوزان ما اعلام می‌کنند نجات بدهید. دولت محترم، جناب آقای جهانگیری! این وزارتخانه یک وزیر قدرتمند که نگاهش اقتصادی باشد، صنعتی باشد، مدیریتی باشد، (نیاز دارد). نگاه گریه و احساسی و جنگ روانی و عملیات روانی ما را به سراشیبی تنزل می‌برد و بایست ما امروز کاری در این خصوص کنیم. آقای ربیعی! مگر شما در رأی اعتماد چند بار اعلام نکردید نگاه من جوانگرایانه هست؟ چرا شما امروز به جوانان این کشور بها نمی‌دهید؟ همه می‌دانیم که جوان‌ها از ما باسوادتر هستند، جوان‌ها از ما تواناتر هستند،‌ جوان‌ها از ما به‌روزتر هستند، همواره به دنبال این هستیم با جریانات احساسی همان تیم را نگه داریم. بنده با آن جناحی که می‌گوید این سهمیه جناح ما هست اعلام می‌کنم برادران! ربیعی را بر دارید، یک وزیر توانمند و قدرتمند بیاورید مجلس هم به او رأی می‌‌دهد که او بتواند هم برای نظام آبرو باشد، هم آبرو برای مجلس باشد و هم آبرو برای شما که سهام‌تان آقای ربیعی است (رنجبرزاده ـ‌ آقای حسن‌بیکی تشکر، وقتتان تمام شده) اینجا شرکت تعاونی چندمنظوره هست، این شرکت تعاونی چندمنظوره هیچ‌وقت نمی‌تواند ملت ایران را به سعادت برساند، بلکه امروز باید بگویم که ایشان همواره با بانوان این کشور هم احساسی، روانی و با جنگ روانی عملیات می‌کند، زیرا همواره با گذاشتن یک مدیر زن همه خانم‌ها را به تمسخر می‌گیرد. او به عنوان کسی که همسرش فوت کرده هر روز می‌آید اشکانش را در کنار مردم و در مقابل تلویزیون نشان می‌دهد زیرا این راهکارهای احساسی است. جمهوری اسلامی می‌خواهد دنیا را اداره کند، امروز رزمندگان ما آمریکا را از منطقه خارج کردند، از ایران بیرون کردند. روز به روز مقاومت دارد قدرت می‌گیرد، اما بنیه دفاعی ما دارد ما را ذلیل می‌کند و وقت و زمان و همه خدمات این جوانان، شهدا و خانواده شهدا را پایمال می‌کند. امیدوارم که مجلس با احساس برخورد نکند، والله به آن قرآنی که آن روز اول سوگند خوردیم بدانیم رودربایستی‌ها را کنار بگذاریم، تلفن‌ها را کنار بگذاریم، فشارها را کنار بگذاریم. آقای ربیعی! شما مرد خوبی هستید، وزیر خوبی انتخاب بشود شما هم بروید رئیس سازمان تأمین اجتماعی بشوید و همین اقداماتی که انجام می‌دهید در آنجا شایسته هست، من تشکر می‌کنم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اکبر رنجبرزاده
تشکر، جناب آقای شهاب نادری نماینده محترم اورامانات پنج دقیقه وقت دارید، بفرمایید. با توجه به توافقی که مجدد انجام شد آقای وزیر دو ساعت صحبت می‌کنند،‌ نمایندگان محترم (5/1) ساعت وقت در اختیارشان هست، لذا وقت را رعایت کنید. اگر رعایت نشود خلاصه به بعد از ظهر و آن یکی هم به تأخیر می‌افتد، وقت دیگران هم استفاده می‌شود، سپاسگزارم.

شهاب نادری
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب دارم خدمت نمایندگان محترم، شالوده‌های فکری ملت بزرگ ایران. برادران، خواهران محترم! امروز چشم مردمی که به شماها رأی داده است به شماها است که دارید چگونه عملکرد خودتان را به جامعه القاء می‌‌کنید. امروز نگاه ملت ایران به شماها است. جناب آقای ربیعی! یکی از جوانان استان کرمانشاه اداره‌کل حضرت‌عالی را به گِل گرفت، ما هم مایلیم که این وزارتخانه شما با این شرایطی که در این مملکت پیش آوردید از نمایندگان محترم توقع می‌رود امروز مشخص کنند که این جوانان چه دغدغه‌هایی دارند. آقای ربیعی! بزرگترین سرمایه‌گذاری کشور در اختیار حضرت‌‌عالی است. مثل شستا و بازنشستگی که هیچ‌گاه اینها مدیریت نداشته‌اند. جناب‌عالی متولی کارگران هستید، تاکنون چه اقداماتی برای این کارگران و بازنشستگان انجام داده‌اید؟ تخلفات گسترده در مجموعه وزارت تعاون و رفاه اجتماعی، سوء‌مدیریت به واسطه انتصاب‌های افراد ناشایست، ناکارآمد و غیرتخصصی از عملکرد‌های حضرت‌عالی است. عدم کارآمدی و پایین بودن نرخ بازدهی سرمایه‌گذاری یکی از شاخصه‌های دیگر حضرت‌عالی است. عدم توجه به اشتغال (5/1) میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی همین نماینده‌های محترم اختصاص داده‌اند. حضرت‌عالی (9) ماه هیچ اقدامی انجام ندادید و کشور را معطل خودت و همکارانت کردید. جناب آقای وزیر! شما برای اینکه نمره خودت را در مقابل سونامی فقر بالا ببرید نرخ فقر را پایین کشیدید. معاون شما در مصاحبه با روزنامه اعتماد خط فقر را در سال 96، (700) هزار تومان اعلام کرد تا با این نرخ حضرت‌عالی قهرمان بشوید. این در حالی است که مطابق نظر کارشناسان نرخ فقر (5/2) میلیون تومان است. به برکت مدیریت حضرت‌عالی در این مدت شش‌ساله در حوزه رفاه جامعه ایران (80) درصد زیر خط فقر هستند. از نرخ بیکاری که دیگر نگویم، شما که مسئول اشتغال کشور نیستید، خودت این را فرمایش کردی، ولی (40) درصد بنگاه‌های اقتصادی کشور در دست حضرت‌عالی است. مطالبه جامعه و همین مجلسیان از حضرت‌عالی مگر چه بوده؟ این بود که اعضای هیأت‌مدیره شرکت‌ها را معرفی می‌کردید که شما سرمایه‌ کارگران، بازنشستگان و آن عشایر و روستاییان را به ثمن بخس به چه کسانی اعطا کرده‌اید؟ ماحصل دوران مدیریتی حضرت‌عالی این بوده که ارزش دارایی سرمایه کارگران (2) درصد تنزل پیدا کرده است. این در حالی بود که اگر شما نبودید و این وزارتخانه طویل حضرت‌عالی نبود سرمایه کارگران را اگر در بانک می‌گذاشتیم حداقل برای بازنشستگان (20) درصد ارزش افزوده داشت. جناب آقای دکتر ربیعی! شما مگر در جریان نیستید که بنده خدمتتان آمدم در بحث بیکاری جوانان ما در منطقه نقطه صفر مرزی حضرت‌عالی و مجموعه چه اقداماتی انجام دادید، چند مرتبه به ما قول دادید که در بحث جوانانی که امروز اگر ما جذبشان نکنیم داعش جذبشان می‌کند، کومله جذبشان می‌کند، دموکرات جذبشان می‌کند، شما چه اقدامات مثبتی در نقطه صفر مرزی که هرموقع خدمت حضرت‌عالی آمدم با یک بحثی، رایزنی و روابطی کاری کردید که ما کوتاه آمدیم گفتید انجام می‌دهم ولی متأسفانه امروز اگر یک جوانی در نقطه صفر مرزی بیکار باشد مشکلات امنیتی برای کشور درست می‌کند و اگر یک جوان بیکار در تهران بیکار باشد آسیب اجتماعی است. حضرت‌عالی باید فرق بین مقوله امنیتی و آسیب اجتماعی را بیشتر از ما درک می‌کردید. مناطق نطقه صفر مرزی، جوانانی که حضرت‌عالی و مجموعه مدیران می‌دانند که چه جوان‌های عزیز و بزرگواری در نقطه صفر مرزی در حوزه بنده که همیشه (رنجبرزاده ـ جمع‌بندی بفرمایید) به همین دولت (86) درصد رأی دادند، ولی امروز از بیکاری می‌نالند، از بیکاری کسان دیگر دارند جوانان را جذب می‌کنند. متولی اشتغال جوانان حضرت‌عالی هستید، بنده که نیستم. ما قانونگذار هستیم، همین نماینده‌های عزیز قانونگذار هستند، حضرت‌عالی مجری هستید چه اقدامات مثبتی برای این جوان‌های بیکار در این جامعه امروز حضرت‌عالی و مجموعه حضرت‌عالی انجام داده است؟ نماینده‌های محترم! یک خواهشی از همه شماها دارم، حواستان باشد اگر شما امروز کاری انجام ندهید که در جامعه بازخورد خوبی داشته باشد همین نماینده‌های محترم فردا از مردم رأی می‌خواهند، ملت ایران باید بدانند ما نماینده‌ها نه دنبال لابی‌گری هستیم، نه دنبال این هستیم که از کسی خواسته شخصی داشته باشیم، فقط دنبال مطالبات عمومی مردم هستیم و هرکسی مطالبات عمومی مردم را سیاسی جلوه بدهد منافق است. والسلام علیکم

علی اردشیرلاریجانی
خیلی ممنون،‌ نفر بعدی را بفرمایید.

اکبر رنجبرزاده
جناب آقای محمدحسین فرهنگی نماینده محترم تبریز، اسکو و آذرشهر (13) دقیقه وقت دارید، بفرمایید.

علی اردشیرلاریجانی
دوستان در صندلی‌هایتان مستقر باشید، آقایان بفرمایید،‌ این جلو ازدحام نباشد، بفرمایید.

محمدحسین فرهنگی
بسم الله الرحمن الرحیم «و قل رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانا نصیرا». در کتاب‌های بودجه در صفحه اول همه‌ساله فرمایش جاودانه‌ای را از مولا علی‌ (علیه ‌السلام) درج می‌کنند که می‌فرماید: «حسن‌التدبیر ینمی قلیل المال و سوء‌التدبیر یفنی کثیره» برنامه‌ریزی خوب و تدبیر صحیح دارایی کم را افزایش می‌دهد و بی‌برنامگی و بی‌تدبیری مال بسیار را نابود می‌کند. ما در ابتدای آغاز به کار جناب آقای دکتر ربیعی به دلیل سوابق و اطلاعاتی که این روزها مرتب بر آنها تأکید می‌شود از ایشان حمایت کردیم و احساس ما این بود که ایشان خواهد توانست در این مجموعه بسیار گسترده و بسیار مهم هم از لحاظ تولید و صنعت و هم به لحاظ مسائل اجتماعی و حمایت‌هایی که به صورت قانونی وجود دارد موفق شود، اما با گذشت یک دوره کامل و نیمی از یک دوره دیگر متوجه این هستیم که ایشان عملاً این توانایی را ندارد. از قانون برنامه ششم شروع می‌کنم؛ در ماده (12) قانون برنامه ششم که از آن یک سال گذشت دولت مکلف شده بود که بدهی‌های خودش به سازمان‌های بازنشستگی و مخصوصاً سازمان تأمین اجتماعی را از طرق مختلف تسویه کند. من از همکاران عزیزی که مانع می‌شوند بقیه دوستان عرایض بنده را بشنوند استدعا دارم مستقر باشند، عرایض را گوش بدهند هر تصمیمی خواستند بگیرند.

علی اردشیرلاریجانی
دوستان در صندلی‌های خودتان مستقر باشید. این جلو ازدحام نکنید، آقایان بفرمایید. آقایان بگذارید آقای ربیعی هم گوش بدهند، ایشان باید حرف‌های این افراد را هم گوش بدهد، بفرمایید روی صندلی‌هایتان بنشینید. آقای فرهنگی بفرمایید.

محمدحسین فرهنگی
ایشان موظف بودند براساس این حکم قانونی چه از اموال مربوط به خصوصی‌سازی، املاک مازاد دستگاه‌ها، اوراق بهادار قانونی، امتیازات مورد توافق، تأدیه نقدی و سایر ابزارها (10) درصد مطالبات خودشان از دولت را امسال دریافت کنند. آیا ایشان چنین احساس وظیفه‌ای را دارند یا نه؟ عملاً که اتفاقی نیفتاده هیچ، شروع کردند به حراج اموال کارگران، برخلاف آنچه که این روزها تبلیغ می‌شود. در تیتر اول یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار در روز هفدهم اسفندماه، یعنی چند روز گذشته به نقل از مسئولان تأمین اجتماعی اعلام شد که ما داریم (11) هزار میلیارد تومان از اموال تأمین اجتماعی را واگذار می‌کنیم، بعد در توضیحات ذیل که در صفحات داخلی روزنامه بود گفتند که اینها حدود (3000) میلیارد تومان در سال سوددهی داشتند، البته بعضی‌ زیان‌ده، بعضی سود‌ده. کدام عقل سلیمی اموال در اختیار خودشان را که سودده هستند واگذار می‌کنند تا یک‌جا عددی دستش بیاید و یک ماه مثلاً یکی از صندوق‌ها را حمایت بکند، بعد هم بگوید دولت! امکانات بده و ما را تأمین کن؟ جلسه‌ای در استان ما گذاشته بودند و مسئولان بخش خصوصی را دعوت کرده بودند، لیست اینها را داشتند نشان می‌دادند. آقای استاندار هم کنار من نشسته بود، به یکی از اینها که رسید دوستانی که در فعالیت‌های اقتصادی هستند و مسائل تجاری را استحضار دارند می‌دانند معنی این جمله‌ای که می‌خواهم عرض کنم چیست. یکی از این بنگاه‌ها در سال 95، یعنی سال گذشته (50) درصد فروشش را سود کرده بود. (50) درصد فروش سود کردن یعنی نهاد و بنیادی بسیار موفق بودن. کدام عقل سلیمی می‌آید چنین بنگاهی را واگذار می‌کند؟ من نمی‌خواهم کسی را متهم بکنم، دستی پشت پرده هست، من فقط می‌خواهم عرض کنم که سوء‌تدبیر هست، برنامه‌ریزی نادرست هست. اگر هم اراده‌ای برای ربودن این اموال از دست کارگران باشد که بسیار مصیبت بالایی خواهد بود. مدیریت بنگاه‌های اقتصادی در اختیار ایشان مدیریت بسیار نادرستی است، مثالی را خدمتتان عرض می‌کنم، یک بنگاه اقتصادی به شدت زیان‌ده بود، ما مرتب به دوستان می‌گفتیم که چرا با این مدیریت اینجا را ادامه می‌دهید؟ فردی ناآشنا، غیرمتخصص، غیرمرتبط با الفاظ شامخی مثل هلدینگ و نظایر اینها تخصصی نگاه کنید، اینطور نگاه نکنید، ما را خلاصه یک مدتی معطل کردند. بعد یک مدتی ایشان رفت و به‌ جایش سرپرست بومی گذاشتند. این واحد به سرعت به یک واحد سود‌ده با قدرت بالا تبدیل شد، بعد دوباره این مدیر موفق را برداشتند یک آدمی مثل آن اولی را گذاشتند ایشان (10)، (15) تا مشاور و اینها هم با خودش برداشت آنجا آورد هزینه‌های سنگینی ایجاد کرد و دوباره مسیر سراشیبی زیان‌دهی. القاب و الفاظی مثل تخصص و امثال اینها که حل‌کننده مشکل نیست، باید درست اداره شود و من عرض می‌کنم درست اداره نمی‌شود. اموال کارگران به درستی مدیریت نمی‌شود. در مورد بیمه روستایی و عشایری حضور ذهن دارید که چقدر دوستان زحمت کشیدند و تلاش کردند که این بیمه حداقل بتواند برای کسانی که نمی‌توانند ادامه بدهند برای (10) سال به اندازه (10) روز حقوق بگیرند، مثل تأمین اجتماعی و اداره شود. وزارتخانه تمام‌قد قیام کرد، دولت را به کار گرفت، اجازه نداد این اتفاق بیفتد. حالا دقت کنید مدیریت این صندوق؛ در سال‌های 96 ـ 93 حدود (11) درصد از سهام شرکتی که زیان‌ده بوده از مجموعه‌های دیگر وزارت تعاون، کار و سازمان‌های دیگر به توسعه روستایی به صندوق بیمه روستایی به قیمت (500) میلیارد تومان واگذار شد، امروز این سهام و این بنگاه (300) میلیارد ارزش دارد، یعنی (200) میلیارد از اموال روستاییان پرید، هیچ‌کس هم هیچ صدایش در نیامد. (50) میلیارد را چون بلوکه کرد، الان آنجا قفل است، چندین سال است هیچ استفاده‌ای از آن نمی‌شود. بالای (100) میلیارد تومان، دوستان! خواهش می‌کنم این ارقام را دقت کنید، از سهام صندوق بازنشستگی کارکنان فولاد که در شرایط ناهنجاری قرار دارد توسط بیمه روستایی خریداری شد. (100) میلیارد تومان از سهام صندوق دچار مشکلات فراوانی که هیچ ارزشی هم ندارد و بالاتر از زیان‌ده بودن هست از اموال روستایی خریداری شد. این کارها که انجام شد هزینه هم داشت، مدیرعاملی که مخالفت می‌کرد عزل شد، هیأت‌مدیره‌ای که تعدادی مخالف بودند عزل شدند. کسی آنجا آمد که در همان روز اول گفتند شما وقت کم می‌گذارید، اینجا مهم است،‌گفت اینجا به من (14) میلیون حقوق می‌دهند این برای من کافی نیست و من بیشتر از این نمی‌توانم وقت بگذارم. همه این کارهایی هم که عرض کردم به دستور شخص جناب آقای دکتر ربیعی انجام دادم. در حال حاضر ما حدود (3) درصد سالانه علاوه بر آنچه که دولت در اختیار صندوق می‌گذارد و از خود روستاییان می‌گیرند رشد داریم که این (3) درصد ناشی از مدیریت بسیار ضعیف صندوق بیمه روستایی است. محور دیگری را عرض می‌کنم که در مسائل نیروی انسانی است. مهارت‌آموزی و موضوعات فنی و حرفه‌ای استحضار دارید که تا چه میزان مورد تأکید همکاران عزیز و محترم بنده در حوزه‌های مختلف است و ما مدام دنبال این بودیم که مهارت‌آموزی را تقویت کنیم. قانونی را به چه زحمتی در دوره گذشته نهایی کردیم قانون «تعیین تکلیف مربیان حق‌التدریس سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای کشور». مجلس برای چه این تلاش را می‌کرد‌؟ برای اینکه مهارت‌آموزی در کشور نهادینه شود، اعضایی که آنجا هستند حضور داشته باشند، محکم باشند و بتوانند کارهایی را که مجلس انتظار دارد، قانون برنامه پنجم تکلیف کرده را انجام بدهد. بالاخره این قانون با مخالفت‌ها و رفت و برگشت‌ها و اصلاحاتی که مجلس انجام داد تصویب و ابلاغ شد. از دی‌ماه سال 90 این کار شروع شد، هیأت وزیران هم در سال 93 آیین‌نامه آن را ابلاغ کرد وارد فاز اجرایی شد. در خرداد 94 آزمون بین اینها برگزار کردند و مجوز صادر شده بود و (3568) نفر از مجموع شرکت‌کنندگان حد نصاب قبولی را کسب کردند. مسئولین مختلف سازمان آموزش فنی و حرفه‌ای در سایت‌های رسمی، اینهایی که عرض می‌کنم نقل قول از پشت پرده و داخل نامه و مکاتبه و اینها نیست، از اطلاعیه‌های رسمی سازمان فنی و حرفه‌ای است که در سایت سازمان به نقل از روابط عمومی درج شده. گفتند که این تعداد را ما آزمون برگزار کردیم، از این تعداد ما تعدادی را خودمان استفاده می‌کنیم، بقیه را به دستگاه‌های دیگر منتقل می‌کنیم. استدلالشان این بوده که ما دیگر پست نداریم و به دستگاه‌های دیگر باید بروند و از این مجموعه تعدادی که عرض کردم، دوستان، همکاران محترم! (1231) بنابر اعلام رسمی سازمان به دستگاه‌های دیگر منتقل شدند. شما زمینه استخدام مربی را فراهم کردید که مهارت‌آموزی تثبیت شود و امور مربوط به مهارت‌آموزی توسعه پیدا کند این به سمت انتقال به دستگاه‌های دیگر رفت. حتماً این روزها پیام‌هایی هم خدمت شما می‌رسد، به جای اینها نیروهای جدید حق‌التدریس گرفتند، همان چرخه معیوبی که در آموزش و پرورش درخصوص آموزشیاران نهضت است، در مورد حق‌التدریس‌های آموزش و پرورش هم هست الان در یک کیس جدیدی به نام فنی و حرفه‌‌ای هم در حال اجرا است. به جای آنها نیروهای جدید گرفتند، نیروهای جدید می‌گویند که سعی کنید ما را استخدام کنید. حال اینکه با توجه به مجموع آنچه که عرض کرم ایشان چه تسلطی، دفاعی و حمایتی از تصمیمات شما و از تصمیمات سنجیده نظام دارد؟ قضاوت با شما است. اماکن تحت پوشش را با چه وضعی اجاره می‌دهند فرصت نشد من اینها را خوب توضیح بدهم. وام اشتغال روستایی که ایشان باید به عنوان مسئول اشتغال در کشور، مسئول بیمه روستایی کشاورزی پیراهن پاره می‌کرد و جنگ و دعوا راه می‌‌انداخت و روش درستی برای آن در هیأت دولت و سایر دستگاه‌ها طلب می‌کرد الان می‌دانید به چه نحوی دارد اجرا می‌شود؟ در مورد بیمه قالیبافی، کارگران ساختمانی که ایشان این‌همه تأکید بر موضوع حمایت از کارگران می‌دهند و اعلام و اظهار موضع می‌کنند، می‌دانید در چه وضعی است؟ به چه بهانه‌هایی برخلاف روش‌های همه مردم در همه‌جای دنیا و همه بیمه‌ها به راحتی آنها را می‌ریزند و حذف می‌کنند. ببینید! واقعاً با این وضعیت آن فرمایش امام تداعی می‌شود در اول عرایضم که فرمودند «حسن التدبیر ینمی قلیل المال» می‌تواند همین اموال موجود را تبدیل به یک مجموعه فراگیری از دارایی‌ها و سودها و دستاوردها بکند و سوءالتدبیر چگونه مانند مدیریت فعلی این اموال گسترده را بر فنا می‌دهد، تصمیم با شما است. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اکبر رنجبرزاده
از جناب آقای فرهنگی متشکرم، جناب آقای محمود نگهبان‌سلامی نماینده محترم خواف و رشتخوار هفت دقیقه برای شما وقت منظور شد، بفرمایید.

محمود نگهبان سلامی
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام و ارادت محضر همکاران عزیز، هیأت‌رئیسه محترم و میهمانان ارجمند حاضر در جلسه. در این فرصت محدود به چند نکته اساسی از مشکلاتی که در حوزه وزارتخانه مربوط به جناب آقای دکتر ربیعی هست می‌پردازم. یکی از این موارد که تقریباً روزانه همکاران عزیز ما با آن روبه‌رو هستند تجمعات کارگری هست. تجمعات کارگری که به خاطر عدم پاسخگویی به مطالبات کارگران عزیز تقریباً به صورت روزانه شکل می‌گیرد، اما در مقابل آن، آنچه که وزیر محترم از این استفاده می‌کند بیشتر از کارگران به عنوان یک ابزار برای خواسته‌های شخصی به ویژه جهت ابقاء و ماندن خودشان، اما در روزهای اخیر شاهد پیامک‌هایی بودیم مبنی بر اینکه در صورت استیضاح وزیر کارگران مقابل مجلس یا در جای دیگر حضور خواهند یافت. نکته دوم در ارتباط با افرادی است که در مدیریت‌های کلان، به ویژه در حوزه‌های اقتصادی زیرمجموعه این وزارتخانه مشغول به کار هستند. نگاهی به سوابق این افراد پیشینه خوبی از آنها را نشان نمی‌دهد، متأسفانه همین عامل هم باعث شده که امروز زمینه‌ساز فساد در زیرمجموعه‌های اقتصادی این وزارتخانه را شاهد باشیم. نکته سوم بحث امنیتی کردن فضای وزارتخانه و زیرمجموعه‌های آن است. جناب آقای دکتر ربیعی! حوزه شما یک حوزه اجتماعی ـ فرهنگی است، انتظار نمایندگان ملت این است که شما تمام مسائل را به حوزه فرهنگی ـ اجتماعی گره بزنید، نه امنیتی. امروز ما شاهد مشکلات زیادی در حوزه‌های اجتماعی و به ویژه در حوزه آسیب‌های اجتماعی در جامعه هستیم که متأسفانه کوچک‌ترین قدمی برای حل آنها برداشته نمی‌شود. مطلب بعدی در ارتباط با عدم واگذاری بنگاه‌ها و زیرمجموعه بخش خصوصی است، که این باعث فساد کلان در این مجموعه شده. انتظار ما از حضرت‌عالی به عنوان یک وزیر باسابقه‌ای که حدود شش سال در این مجموعه بودید این بود که تمام این بنگاه‌ها را به بخش‌های خصوصی واگذار می‌کردید تا تصدی‌گری کم بشود و خصوصی‌سازی به معنای واقعی آن عملیاتی بشود، نه اینکه از منظر پرسش نظارتی نمایندگان شما این موضوع را به این بنگاه‌ها مطرح کنید که شما را به چشم شستا می‌بینند. نمایندگان مجلس حق دارند نسبت به اموال عمومی، پول کارگران که در نزد شما به امانت است حساس باشند و پرسشگری کنند. شما حق ندارید به خاطر این پرسشگری وکلای ملت را زیر سؤال ببرید. حوزه اجتماعی اصل اثبات‌شده دنیای کنونی است،‌ توانمندسازی اقشار ضعیف و ناتوان یعنی صاحب کار کردن بیکاران، یعنی تبدیل پدیده معلولیت به فرصت نه محدودیت برای این افراد. عملکرد چندساله حضرت‌عالی نشان می‌دهد نه ضعفا توانمند شدند و نه معلولیت خود را از دایره تنگ محدودیت رهانیده است که این امر بایستی از رهگذر توسعه بنگاه‌های اقتصادی و سرازیر شدن سودهای کلان به بخش‌های اشتغالزایی برای دهک‌های پایین صورت می‌گرفت. اما نکته بعدی؛ در ارتباط به گروه هواپیمایی آسمان است. امروزه شما چه بخواهید و چه نخواهید ایران اسلامی عزیز داغدار است، داغدار از دست دادن (66) نفر از هموطنان گرانمایه خویش. هواپیمایی آسمان که در زیرمجموعه مدیریتی شما است چارت مدیریتی آن بدون رعایت کمترین شاخص‌های ایکائو انتخاب شده‌اند. عمدتاً نمی‌توانند از یک مجموعه غیرمتخصص، ناکارآمد و کارنابلد چیزی جز سقوط هواپیما و داغدار شدن ایران عزیز انتظار داشت. آقای ربیعی! شاید برای هواپیمایی آسمان و شما درآمدزایی مهم باشد، لیکن برای ما جان عزیزانمان که هنوز اجساد آنها پیدا نشده و خانواده‌های آنها تلخ‌ترین روزها را طی می‌کنند، عزیزتر از هر وزیری و هر هواپیمایی آسمانی است. و اما نکته پایانی؛ همکاران عزیز، آقای ربیعی عزیز! سابقه استیضاح شما را به خاطر می‌آورم، طبق عادت معمولاً قرآنی از جیب بغلتان بیرون می‌آورید، به خود بغض می‌گیرید، فضا را احساسی می‌کنید تا از این رهگذر ارزش‌های دینی و انسانی، مجدداً برای خودتان بلیت بازگشت به وزارتخانه را أخذ کنید. اما امروز باید خدمتتان عرض کنم؛ امروز مجلس شورای اسلامی بلیت سقوط شما توسط هواپیمایی آسمان را صادر خواهد کرد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اکبر رنجبرزاده
تشکر. جناب آقای فریدون حسنوند نماینده محترم اندیمشک (10) دقیقه فرصت دارید، بفرمایید.

علی اردشیرلاریجانی
دوستان در صندلی‌هایتان مستقر باشید، آقایان بفرمایید، این جلو نایستید.

فریدون حسنوند
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ـ بسم الله الرحمن الرحیم جناب آقای ربیعی! دوست دیروز و وزیر امروز! هم در استیضاح گذشته و هم در رأی اعتماد گذشته رأی مثبت به وزارت تو دادم. امروز در مقام استیضاح شما پشت تریبون قرار گرفتم. رئیس‌جمهور محترم فرمودند چه اتفاقی افتاده است ظرف شش ماه؟ برخی سؤال کردند ربیعی شش ماه گذشته و امروز چه تفاوتی با هم دارند که مورد استیضاح قرار می‌گیرد؟ ربیعی شش ماه قبل وعده اشتغال داد، ربیعی شش ماه گذشته وعده اصلاح مدیریت داد،‌ ربیعی شش ماه گذشته وعده برخورد با مفاسد داد، ربیعی شش ماه گذشته وعده جمع کردن باشگاه‌های سیاسی در شستا و در صندوق بازنشستگی را داد. ربیعی امروز در مقام استیضاح یعنی عدم وفای به عهد تو و استیضاح از جانب برخی از دوستانت و منتقدین دیروز. آقای ربیعی! استیضاح برای عدم وفای به عهد و استیضاح برای عدم اصلاح و به واسطه ناتوانی و ضعف مدیریتت. آقای ربیعی! چرا شانه خالی می‌کنید؟ آیا شرکت نفتکش متعلق به تو نبود؟ سانچی و فاجعه آن را به گردن گرفتی و اظهار تأسف کردید؟ آیا سانحه سقوط هواپیمای آسمان را به گردن گرفتید و اظهار تأسف کردید یا فقط فرافکنی نمودید؟ آیا سانحه قطار رجاء زیرمجموعه حضرت‌عالی بود یا نبود؟ چگونه فرار از مسئولیت و به دوش دیگران انداختن، اگرچه بنده استیضاح‌کننده وزیر دیگر هم هستم، شما فرمودید از زیرمجموعه من سؤال نمی‌کنند، از شستا و صندوق، می‌دانید چرا؟ چون شستا و صندوق نه یک وزارتخانه، یک دولت است. هلدینگ‌های مختلف، هزاران میلیارد سرمایه و هزاران نفر کارگر، بی‌اعتنایی شما، ورشکستگی صندوق و شستا ما را به استیضاح وادار کرد. فرموده‌اید از مسئولیت من سؤال می‌کنند، اقدام شما در جمع‌آوری کودکان بی‌سرپرست در خیابان‌ها چیست؟ نمایندگان عزیز، خواهران گرامی، برادران عزیز! آیا در تقاطع‌ها هر روز کودکان کار را مشاهده می‌کنید؟ آیا ربیعی اقدامی کرد؟ آیا زنان بی‌سرپرست را در تقاطع‌ها نمی‌بینیم با جوراب‌فروشی و گل‌فروشی از نجابت خود دفاع می‌کنند، اما ربیعی بی‌خیال و آسوده در حفظ منصب و کرسی صدارت و وزارت خود؟ فرموده‌ای از مسئولیتم سؤال نمی‌کنند، اقدام تو در کاهش آسیب‌های اجتماعی چیست؟ آقای ربیعی! مگر رهبری در جلسه محرمانه نگریست، بر آسیب‌های اجتماعی گریه نکرد؟ مسئول مستقیم به واسطه وزارت رفاه شما بودید، چرا گریه نکردی، چرا تلاش نکردی، چرا اقدام نکردی؟ اگر ابزار نداشتی و اگر ناتوان بودی چرا استعفا ندادی؟ آقای ربیعی! فرمودند، جلسه امروز باز شدن پرونده‌های رانت‌خواری است، دوستان خود را طی روزهای گذشته با (2) میلیارد تومان در روابط عمومی رفاه بسیج کردید تا قفل و زنجیر بر دهان رسانه‌های منتقد بزنند، تهمت و تخریب روانه مجلس مستقل و مردمی بزنند. آقای ربیعی! فراموش نکرده‌ای فراخوان دادید کارگران به جلوی مجلس بیایند، آقای ربیعی! آنها کارگران نبودند، کارگران کسانی بودند چندین بار در جلوی مجلس فریاد زدند گوش شنوایی نبود. بازنشستگان کسانی بودند ماه‌ها در کنار مجلس بودند اقدامی نکردی، اینها کارگران و بازنشستگان بودند. اما آنها که تو فراخوان دادی خانه کارگر بود، حزب کار بود، برای اینکه شما شستا را به مرتضی لطفی عضو خانه کارگر دادی و شستا به عنوان یک مجموعه توانمند اقتصادی پشتوانه این حزب قرار گرفت. آقای ربیعی! شما مجلس را به توپ بستی، آقای ربیعی! بدعتی که شما گذاشتید فقط در زمان قاجار بود، آقای رئیس، هیأت‌رئیسه محترم،‌ نمایندگان عزیز! ربیعی بدعتی گذاشت حمله کردن به مجلس با کارگر، کدام کارگر؟ کارگری که مجلس از او دفاع می‌کرد،‌ بازنشسته‌ای که مجلس برای او قانون تصویب می‌کرد. آیا می‌شود وزیر ورزش استیضاح شود، ورزشکار به جلوی مجلس بیاید؟ آیا می‌شود وزیر ارشاد استیضاح شود، هنرمند به جلوی مجلس بیاید؟ پس وظیفه نماینده چیست؟ آقای ربیعی! فریاد اعتراض مردم اشتغال و اقتصاد بود، فرمودید اشتغال به من مربوط نیست، این کتابچه توست، ما به این رأی اعتماد دادیم. در این کتابچه اعلام کردی من مسئول اشتغالم، مردم اعتراض می‌کنند می‌گویی من می‌ایستم. چه کسی مسئول اشتغال است؟ آقای ربیعی! دوست دارم از زبان دیگر و با اسم دیگری هم با تو سخن بگویم، برادرم عباد، برادرم عباد! فراموش نکن رفتارهای این روزهای تو مانند سال‌های قبل شده است، آقای عباد! شما همان کسی بودید در ستاد آقای میرحسین موسوی مسئول اتاق فکر بودید، شما همان کسی بودید که در روز انتخابات سال 88 با آقای میرحسین به پشت تریبون آمدید و اعلام پیروزی کردید. ای‌کاش بر اعتقاد خود می‌ماندی، ای‌کاش مردانه از اعتقادت دفاع می‌کردی، ای‌کاش مردانه می‌گفتی از میرحسین دفاع کردم اما چند سال پس از آن به این مجلسی آمدی که اکثریت آن اصولگرا بود. به تو خرده گرفتند که چرا در آن ستاد بودی، فرمودی من نفوذی نظام در ستاد میرحسین بودم. آفرین به کسانی که مردانه بر تفکر خود می‌ایستند، رحیمی در دوران ستمشاهی ایستاد و اعدام شد و امام راحل بر او آفرین و احسنت گفت چون بر اعتقاد خود ایستاد. می‌ترسم لابی و رایزنی این روزها هم شباهت به آن دوران داشته باشد. به فراکسیون امید مراجعه می‌کنی می‌گویی امید! چون اصولگرایان از من امتیاز می‌خواهند و نمی‌خواهم از آنها به کار بگیرم، کمک نمایید. به فراکسیون اصولگرا می‌گویید چون نمی‌خواهم از اصلاح‌طلبان استفاده کنم کمک کنید به من فشار نیاورند. آیا این صداقت است و آیا این روش و رفتار برای حفظ مدیریت صداقت است؟ شما (157) سؤال و (305) تذکر طی روزهای قبل گرفته‌اید. آقای عباد و آقای ربیعی! جنگ روانی چند روز گذشته شما بر علیه مجلس یک کودتا بود. خبرنگارانی را به خدمت گرفتی که به مجلس توهین کردند، به نماینده تهمت زدند، تخریب و زیر سؤال بردن مجلس و هیأت‌رئیسه و کمیسیون‌ها در دستور کار قرار گرفت. آقای ربیعی! قومیت‌گرایی را ترویج دادی، آقای ربیعی! با مظلومیت‌نمایی باز هم می‌خواهی وزیر بمانی، آقای ربیعی! دوستانت با پیامک استیضاح همکار دیگرت و یک وزیر دیگر را برجسته کردند، چرا؟ می‌خواستند تو بمانی. آقای ربیعی! این منصب هم از ما خواهد گذشت و هم از تو، یکبار صادقانه به ناتوانی خود اعتراف کن و استعفا بده. آقای ربیعی! شما هر روز شستا و صندوق را با تغییر مدیریت مواجه کردید. اگر سالم بودند، کارآمد بودند چرا حفظ نشدند؟ اما اگر ناتوان و ضعیف و فاسد بودند چرا منصوب کردی که آنها را عزل کنید؟ نمایندگان عزیز! عرض آخرم. ملت بزرگ ایران! شما به خیابان آمدید، ضمن حفظ نظام و احترام به مسئولین اعتراض کردید، اعتراض اشتغال بود و اقتصاد، رفع تبعیض بود و رفع فساد، رعایت و اجرای عدالت بود، خانه عدالت وزارت رفاه است. امروز ما براساس وظیفه شرعی استیضاح وزیر را در دستور کار قرار دادیم. فریاد شما را شنیدیم به فریاد شما لبیک گفتیم، این مجلس بزرگ است و تصمیمش. هرآنچه تصمیم بگیرد تسلیم و تابعیم. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

علی اردشیرلاریجانی
متشکریم، نفر بعدی را بفرمایید.

اکبر رنجبرزاده
آقای دکتر! بخش اول بیانات استیضاح‌کنندگان به اتمام رسید. حالا نوبت دفاع آقای وزیر هست که در خدمت ایشان باشیم. جناب آقای دکتر ربیعی شما دو ساعت وقت دارید، که بخشی از وقتتان را می‌توانید به دو نفر از نمایندگان موافق حضرت‌عالی بدهید و نیم ساعت از وقت هم می‌توانید برای پایان نگه دارید. هر طور خودشان می‌خواهند، می‌خواهند اول آن دو تا نماینده صحبت کنند مشکلی ندارد، (محبی‌نیا ـ مشکل دارد) البته اول آقای وزیر شما صحبت بفرمایید. (محبی‌نیا ـ اول باید آقای وزیر صحبت کند) آقای وزیر! شما الان یک و نیم ساعت وقت دارید، اگر نیم ساعتش را نگه دارید برای پایان پس الان شما یک ساعت می‌توانید صحبت کنید.

محمدحسین فرهنگی
بخشی را هم می‌توانید به دو نفر از نمایندگان بدهید.

اکبر رنجبرزاده
آن بخش دو نفر که نیم ساعت دادید،‌ نیم ساعت هم آخر دارید می‌شود یک ساعت. یک ساعت الان شما وقت صحبت دارید، اگر باز از این یک ساعت کم شد می‌توانید به آن دو نفر اضافه بکنید، بفرمایید.

علی اردشیرلاریجانی
عزیزان در صندلی‌های خودتان مستقر باشید. آقای ربیعی بفرمایید.

علی ربیعی
بسم الله الرحمن الرحیم «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» به نام و یاد خدای بزرگ، به نام خداوند فراز و فرود‌ها، عزت و ذلت‌ها، حیات و ممات انسان و هستی. حتماً حضور در صحن مجلس را باز هم برای خودم فرصتی برای تبیین دقیق و خردمندانه اهم مسائل کشور می‌دانم. فرصتی برای یک مباحثه جدی میان یک عضو دولت و کابینه و نمایندگان حول چالش‌های موجود در پیش روی کشور می‌بینم و می‌خواهم بر همین سیاق هم سخن بگویم. در مقام یک کنشگر سیاسی ـ اجتماعی که سابقه چهار دهه خدمت در عرصه‌های مختلف داشتم و با حدود پنج سال در این وزارتخانه درس‌های بزرگی برای تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران امروز آموختم که به واسطه آن مایلم برخی چالش‌ها، بحران‌های نهان و آشکار موجود پیش روی ایران عزیز را ترسیم کنم و به این شیوه و ملاک که فکر می‌کنند راه‌حلی برای حل مسائل کشور هست، نقد وارد کنم. من همواره گفته‌ام که استیضاح را حق مجلس می‌دانم. مجلس به تعبیر امام عصاره فضیلت ملت است و مشارکت مردم، استیضاح مجلس، سؤال مجلس همه اینها آن چیزی است که از نوجوانی برای آن مبارزه کردم و می‌دانم که اگر ما بخواهیم به ثبات و پیشرفت برسیم مسیرمان همان است و چیزی جز این نیست، اما متأسفم که در همین ابتدا مطابق قانون آنچه که در استیضاح آمده بود می‌باید مطرح می‌شد دوستان در همین اندازه برخلاف مشی قانون عمل کردند. انتظار از رئیس محترم مجلس دارم که در این موارد مطابق قانون از مباحث خارج از استیضاح پیشگیری کنند. من استیضاح را حق مجلس می‌دانم، من هفت ماه پیش در (29) مرداد برنامه‌ای به مجلس دادم و (191) نفر از نمایندگان به آن رأی دادند. من مشتاق هستم که استیضاح‌کنندگان خیلی صریح و شفاف با عدد و رقم، نه با کلیات انحراف من و همکارانم را از این برنامه‌ها بیان کنند. جملات کلی، گزاره‌های کلی با اینها نمی‌شود شاخص‌ها را اندازه گرفت. آیا به طور کلی می‌توانیم بگوییم نارسایی و سوء‌استفاده هست، علت چیست، به کدام علت است؟ این علت به چه اندازه آن ناشی از ساختار است، چه اندازه آن ناشی از مدیریت است؟ ما همین‌طور می‌ایستیم جمع می‌کنیم و در اینجا هم می‌ایستیم مباحث کلی بحث می‌کنیم در حوزه‌های مباحثی که در نهایت نه کسی می‌تواند تصمیم درست بگیرد، نه کسی می‌تواند به یک برنامه‌ای حتی در صورت اینکه من رأی اعتماد هم نیاورم باز یک سرباز کوچک در خدمت نظام هستم بتواند از این استیضاح راهگشا برای برنامه خودش بکند. من پیش از آنکه به مباحث بپردازم چون عمده مسائلی که مطرح شد حول و حوش شرکت‌های وابسته به وزارتخانه بود، (90) درصد مباحث که در اینجا مطرح شد حول و حوش این مباحث بود. من متأسفم که کارکردهای اجتماعی این وزارتخانه تقلیل پیدا کرده، به مجموعه‌ای مثل شستا و یا برخی از مجموعه‌های اقتصادی آن هم به شکل اغراق‌آمیز. دوستان، خواهران و برادران! بگذارید من نه به عنوان یک وزیر، به عنوان یک کنشگر در کنار شما به شما بگویم ما امروز مسائل بنیادینی در پیش رو داریم، به جز سیاست‌ خارجی و مسأله خشکسالی که دو مسأله مهم ما است ما مسائل آسیب‌ها، عدالت، فقر مسأله آینده، ریسک زندگی مردم در قالب صندوق‌ها، بیکاری مزمن‌شده اینها مسائلی است که در پیش رو داریم. ما با فهم درست، با اجماع، با اینکه ساختار اصلاح بکنیم و درازمدت ببینیم قادریم اینها را حل بکنیم. فرصت نشد من در این جلسه شهرهایی که اخیراً شلوغ شد هم میزان خشکسالی، میزان اشتغال، میزان فقر و انواع و اقسام در این اطلس نتایجی که به دست آمده در اینجا عرضه بکنم. غالب آنهایی که دستگیر شدند شغل داشتند، اتفاقات بزرگ‌تری در مسائل رخ داده و آنها آژیر بود و من امروز خوشحالم در وزارتخانه‌ای قرار گرفتم که با اصلی‌ترین و بنیادی‌ترین مسائل مرتبط با امنیت ملی سر و کار دارد و در بیانات خودم خواهم گفت که این کار را در اندازه‌ای که داده و ستاده‌های من به وجود آورده موفق عمل کردم. انگیزه داشتم، پرتلاش بودم، صبح و شب نمی‌شناختم، نظریه و ایده داشتم، تیم خوب به کار گرفتم و این نیاز به اجماع همه دارد، اولاً مجلس نیاز به اجماع دارد که ما بتوانیم این مسائل را حل بکنیم. من معتقد هستم که وزارتخانه من (300) میلیون بار مراجعه، ماهی یک میلیون بار مراجعه به آن انجام می‌شود و همین شرایطی به وجود آورده که می‌توانیم در کنار هم اتفاقاً برنامه‌هایی را به پیش ببریم که ما ثبات نظام مقدسمان را بیشتر بکنیم. در مورد فقر مطلق، اشتغال خرد مرتبط با فقر مطلق، همبسته کار و رفاه که به درستی پیش‌بینی شده فرصت خوبی را در اختیار ما گذاشته و ما در این زمینه کار به جلو بردیم، در جوامع خرد محلی، در مواردی مثل تعاون، در مواردی که توانستیم در جوامع محلی برویم کارهای خوبی را جلو بردیم، سیاست‌های فقرزدایی را در دولت آقای جهانگیری می‌توانند شهادت بدهند کدام دستگاه سیاست‌های فقرزدایی را آورده؟ فقر (20) سال برنامه می‌خواهد، فقر با پاشیدن پول حل نمی‌شود همانگونه که اشتغال با پاشیدن پول حل نمی‌شود. ما خودمان در این وزارتخانه اصلاح صندوق‌ها را به دولت پیشنهاد کردیم و من در برنامه 92 آن اعلام کردم، در جلسه‌ای که اشاره کردم خدمت مقام معظم رهبری بود شاید یکی از بهترین، بنیادی‌ترین و اثربخش‌ترین بحث‌ها در مورد آسیب اجتماعی و جهت‌گیری‌های آینده آسیب اجتماعی توسط همین وزارتخانه تولید شد، در حوزه‌های کارگری کارهای زیادی شده،‌ پیشی گرفتن مزد از تورم سیاستی بوده، من در ادامه صحبتم راجع به قدرت خرید و برنامه‌های در این زمینه بحث می‌کنم. بخشی از وظایف من در صندوق‌ها و شرکت‌ها بوده که پیرامون آن ناچارم بیشتر صحبت‌هایم را متمرکز کنم. اولاً شما ببینید اندازه‌ای که این صندوق‌های در اختیار وزارتخانه ما در GDP کشور است، غلوآمیز پیرامون آن صحبت می‌شود. نسبت ما در GDP در مجموع (4/1) اقتصاد کشور هستیم. شما (17) صندوق‌ دارید که ستادها، نهادها و دستگاه‌های مختلف که در آنها کار اقتصادی صورت می‌گیرد، کار اقتصادی که نه خصوصی است و نه دولتی و من خوشحالم که فقط شستا و صندوق‌های ما زیر ذره‌بین است. شما پاورپوینت‌ها را نگاه کنید، ببینید! شما دارید در مورد یک کلانی از بخش‌های اقتصاد صحبت می‌کنید که در نهادهای غیرخصوصی و غیردولتی هستند و بعد اندازه ما را در آن ببینید و ببینید بیشترین بحث و گفتگو پیرامون کدام انجام گرفته است. بیشترین بحث در مورد ما انجام گرفته، من خوشحالم نورافکن‌ها روی وزارتخانه ماست و اتفاقاً ما از همین جا هم اصلاح ساختار را آغاز کردیم، با رئیس‌جمهور محترم تفاهم کردیم که اصلاح ساختار و یک بار دیگر رها شدن غیردولتی‌ها از اقتصاد از همین جا شروع شود، ما الگویش را بریزیم و برنامه‌ریزی‌اش را کنیم و این افتخاری است که من در اینجا دنبال کردم. یکی از اقدامات این وزارتخانه برای کارآمدی شرکت‌ها رفتن به سمت شفاف‌سازی است. (18) هزار میلیارد تومان در کدام سازمان رخ داد؟ من کدام سازمان را تحویل گرفتم؟ آقای عباسی اینجاست، شهادت می‌دهد که کار کردن در اینجا چقدر سخت است. آقای مصری می‌تواند شهادت بدهد به چه سختی و دشواری می‌شود در اینجا کار کرد. ذی‌نفعان من غیر حق، شما باید همه این موارد را در اینجا بیاورید، در یک مجموعه، تازه اصلاح هم کنید. من نه به عنوان یک نظریه اقتصادی، به عنوان یک نظریه مبارزه با فساد معتقدم این شرکت‌ها، باید ما به سمت غیربنگاه‌داری برویم و من به شدت هم دارم این را دنبال می‌کنم. من از شما می‌پرسم، این همه پرونده رو شد، (3000) میلیارد تومانی رو شد، (100) میلیارد تومانی رو شد، این همه مسائل و موارد رو شد،‌ کدام‌یک به وزارتخانه من مرتبط بود؟ من ادعا نمی‌کنم، هیچ‌کدام ما سوپرمدیر نیستیم، دوران مدیران سوپرمن گذشته، تیم مدیریتی امروز، من معتقدم تیم سالم گذاشتم، ولی گوشه و ته و ده تا لایه زیر آن هم هزار اتفاق می‌افتد. من این موارد را کتمان نمی‌کنم، اما معتقد هستیم که روند سالم در اینجا مشغول به کار بوده است. متأسفانه دوستان مسائلی را می‌گویند، خلط مبحث می‌کنند. آقای لطفی در زمان دولت گذشته مدیرعامل هلدینگ سیمان بوده، مگر دولت گذشته رفیق کارگر و خانه کارگر بوده؟ چرا توهین‌آمیز می‌شود؟ ایشان سلسله‌مراتب عمودی‌اش را بالا آمده است. امروز تیمی که در هیأت‌مدیره شستا چیده شده از بهترین‌ها هستند. امروز تیمی که در کشوری چیده شده، من نمی‌خواهم اسم بیاورم، افرادی که هستند اقتصاددان‌های برجسته در اینجا جمع شده‌اند. من ثبات مدیریت را در سازمان تأمین اجتماعی حفظ کردم، حالا پرونده‌ای که خودم به نام صندوق‌ها باز کردم و خودم آمدم، آقای لاریجانی! یادتان هست، از شما درخواست کردم در مورد صندوق‌ها، اشتغال و فقر در مجلس گذشته به من فرصت دادید، در جلسه غیرعلنی توضیح دادم. خود من آن روز همراه با آقای مظفر آژیر کشیدم و امروز به خاطر پرونده‌ای که خودم باز کردم و آژیری که خودم از خطرات کشیدم. استیضاح می‌شوم قبل از من آژیرها به این صورت که در مجلس و دولت و در سران قوا مورد بحث قرار بگیرد صورت نداشت. من امروز خوشحالم بگویم (90) درصد شرکت‌های تابعه در بورس فهرست شده‌اند، نماینده‌ محترمی اسامی هیأت‌مدیره را خواسته بود، گفتم (90) درصدش الان در سایت بورس است. من موفق شدم هر جا تخلفی رخ داده، ساختار معیوبی بوده با آن برخورد کنم. می‌خواهم از این موارد بگذرم، نمی‌خواهم در این موارد بایستم. ولی همین‌ که (90) درصد شرکت‌های من در سامانه کدال قابل دسترسی هستند و (10) درصد که در لایه‌های پایین بودند و به‌طور دستی دارند میروند به سامانه کدال، یک افتخار برای خودم می‌دانم. نظام اطلاعاتی کسب و کار (BI) که در آنجا متمرکز شد، امروز قدرت کنترل را حتی به رئیس مجلس هم در همین‌جا می‌دهد، هر کمیسیونی که بخواهد می‌تواند کنترل کند. اما امروز خوشحالم اعلام کنم با همه این وجود ما تصمیم گرفتیم و تصمیمی درست که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان یک الگو برنامه‌ای را شروع کرده، تا شهریور 97 بنگاه‌هایی که خارج از استراتژی و کم‌بازده هستند خارج خواهند شد. آقای فرهنگی! اتفاقاً شما و آقای بای‌سلامی هر دو سخنرانی کردید، یکی می‌گفت بفروش، یکی می‌گفت نفروش. ما نه اینکه این پول را بفروشیم هزینه جاری کنیم، این پول،‌ پول کارگر است، پول بین‌نسلی است. این پول باید برای سرمایه‌گذاری غیرنسلی هزینه شود. از بنگاه‌داری بیرون بیاییم، نه اینکه پول را حراج کنیم. من این پول را به عنوان کارگری که خودم حق بیمه دادم، اجازه بدهید، من به این اموال چطور نگاه می‌کنم؟ در سال 1354 کارفرمایی داشتم اسمش مهدی اخوان‌کاشانی بود، در خانه جنرال‌موتورز کار می‌کردم، هر وقت می‌آمد تن کارگران عین بید می‌لرزید. من هم که سیاسی بودم در کارخانه می‌ترسیدم. والله قسم من امروز کارگران را اخوان‌کاشانی خودم می‌بینم. چرا آدم دلسوزانه حرف می‌زند تعابیر بد به کار می‌گیرید؟ من امروز دارم کارگران را مثل همان کارفرمای خودم می‌بینم. بر این اساس کارگران را مطمئن کردم، اعتماد دارند کاری که شروع کردیم بهینه کردن سرمایه‌گذاری‌ها است. اتفاقاً من معتقدم آنهایی که انگ خصولتی می‌زنند، با آنها هم مقابله می‌کنم. ما باید در بازار سرمایه باشیم، کلاً ما در GDP شاید (3) درصد باشیم. برخی کشورها بالای صددرصد GDP آنها در صندوق‌ها است. منتها روی کیفیت بنگاه‌داری است که ما داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم. برای این مجلس باید به من پاداش بدهد که تو داری برنامه‌ای می‌ریزی که صندوق‌ها را از بنگاه‌داری رها می‌کنی، این آن برنامه‌ای است که ما داریم دنبال می‌کنیم. تجربه جهانی را هم پشت آن آورده‌ایم. من چندین کارشناس بین‌المللی،‌ شرکت‌های معتبر بین‌المللی، آقای لاریجانی! مکنزی آمد صندوق کشوری را مطالعه کرد، گفت (450) هزار میلیارد تومان تصمیمات دولت و مجلس بر این صندوق بار آورده است. صندوق‌ها دیگر مفهومی ندارند،‌ ما تازه آمدیم به این جهت که اینها را معنادار کنیم، به این جهت است که داریم اینها را حرکت می‌کنیم. من می‌خواهم خدمت نمایندگان محترم که در مورد ناکارآمدی صحبت کردند، اولاً اندازه اقتصاد ما معلوم شد، این ارقام غلوآمیز، شما (50) درصد اقتصاد کشورید، همه اقتصاد ایران هستید، معلوم شد که اندازه ما در کل اقتصاد ایران، از اقتصاد ایران بشکنید به کل نهادها، ستادهای اجرایی، بنیادهای مختلف و بانکهای مختلف که شرکت دارند بیایید‌ اندازه ما چقدر است؟ منتها این اندازه هم شفاف است، هم زیر ذره‌بین شماست که من خوشحالم و هم ما برای آن برنامه داریم. ولی در همین اندازه می‌خواهم عرض کنم، میانگین فروش کل مجموعه شستا در گذشته تنها برابر با (8800) میلیارد تومان بوده، این میزان امروز به (21) هزار میلیارد تومان افزایش پیدا کرده است. سود خالص هم همین‌طور، ارزش روز سرمایه‌گذاری شستا با ثبت رشدی (29) درصدی از (26) هزار به (33) هزار و (500)‌ تا افزایش پیدا کرده است. یک‌سری آنجا ننشسته‌اند خودشان را همین‌طور باد بزنند این اتفاق‌ها بیفتد، اینها اتفاق افتاده، آمار است،‌ عدد است، ارقام است، اینها را می‌توانید ملاحظه کنید. من اگر بخواهم در این زمینه آمار بدهم می‌ترسم وقتم زیاد گرفته شود. من باز می‌خواهم برادران عزیزم عباسی و مصری را به شهادت بگیرم، مگر این شرکت‌ها را وزیر رفاه رفت تحویل گرفت؟ مگر ما به اجبار رفتیم گفتیم به ما کشتیرانی بدهید؟ یک سیاست غلطی که در آن روز هیچ‌کس فریاد نزد. ما کژ ‌خصوصی‌سازی را دنبال کردیم، فقط (19) درصد به بخش خصوصی رفت، آن روز باید جلوی آن گرفته می‌شد. آورده‌اند داده‌اند، هر اتوبوسی در جاده تصادف کند یک تعاونی است، هر کسی هر جای مسیر تصادف کند یک جایی هست، من چه کنم؟ مگر من رفتم اینها را آوردم؟ به شما می‌گویم، نمایندگان محترم، خواهران و برادران! (80) درصد سودم برای (20) درصدی است که خود ما سرمایه‌گذاری کردیم و ما در این مدت تیمارداری کردیم. صندوق فولاد روشن‌ترین شکل و بدترین شکل این نوع واگذاری‌ها بوده که سال 91 پایه‌گذاری شده است. دکتر مصری و دکتر عباسی این صندوق‌ را نگرفتند، می‌دانستند چه وضعی است. ما با این وضعیت تحویل گرفتیم. شرکتی که (2500) میلیارد تومان قیمت‌گذاری کردند، (500) میلیارد تومان نمی‌ارزد. الان چه کسی جرأت دارد اینها را بفروشد؟ ما وارث چنین وضعیتی هستیم. امروز در مورد این بنگاه‌ها قضاوت می‌کنید ما وارث چنین شرایطی هستیم. اتفاقاً وقتی من می‌خواهم از بنگاه‌داری خارج شوم اگر می‌خواهم بفروشم می‌خواهم بیایم سودم را (80) درصد کنم، می‌خواهم خودم را از جاهای کم‌بازده خارج کنم. روز دفاع هم گفتم می‌خواهم غل و زنجبر شرکت‌ها را از پای نظام رفاهی بکنم. آقای لاریجانی، هیأت‌رئیسه و نمایندگان محترم! الان هم حاضرم هر طرحی را خودم همکاری کنم که بیایید چگونه صندوق‌ها را رها کنید و به سرمایه‌گذاری در صندوق‌ها بپردازیم، به پول‌افزایی و افزایش سرمایه در صندوق‌ها بپردازیم، این را اصلاح ساختاری می‌‌گویند که شما مطالعه کنید که کژی از کجا شروع شد، مسائل را برای حل و فصل از همان‌جا آغاز کنید. اتفاقاً ما محاسن دیگری هم داشتیم. اگر قرار بود در این شرکت‌ها اقتصادی فکر کنم، من مسئول تثبیت شغل هستم. اگر قرار بود اقتصادی برخورد کنم، اسم ده تا شرکت را نمی‌خواهم اسم‌شان را بگویم، اینجا آوردم بشمارم، ما قطعاً با تعداد زیادی بیکاری روبرو شدیم. ما فقط ایستادیم معالجه کردیم که این شرکت‌ها به زیان‌دهی نرسند، این هنر ما در اینجا بودند. (34) شرکت زیان‌ده فقط در استان تهران، اگر ما می‌خواستیم اینها را تعطیل کنیم تعداد تعطیلی اینها چقدر بود؟ همین که ما در اینها تثبیت شغل کردیم هنر انجام دادیم. من حتی می‌خواهم مثال بزنم، فقط ذوب‌آهن را برای شما مثال می‌زنم. غول صنعت فولاد کشور قبل از واگذاری به این وزارتخانه (8000) نفر پرسنل داشته، فکر می‌کنید امروز چقدر پرسنل دارد؟ (16) هزار نفر پرسنل مستقیم و غیرمستقیم دارد. این شرکت با این مجموعه‌ای که اضافه شده، نتیجه‌اش زیان (1300) میلیاردی در سال 94 بوده است. ما امروز در حقیقت به (110) میلیارد تومان هم سودآوری در همین شرکت رسیدیم. آیا این هنر نبوده؟ اگر می‌خواستم فکر اقتصادی کنم و منطق اقتصادی بگیرم، با این وضع در اصفهان می‌توان (10) هزار نفر آدم را اخراج کرد؟ شما وقتی می‌خواهید بگویید یک نفر درست کار کرد، غلط کار کرد، می‌گویید به این چه دادم و از این چه دارم می‌گیرم که حالا من در مباحثم در موارد دیگری می‌خواهم به اینها اشاره کنم. من بخش اول صحبتم را می‌خواهم جمع‌بندی کنم که دوستان و همکاران! وزارتخانه من وزارتخانه‌ای است که از فقر و نابرابری، ایجاد عدالت، نسلی شدن فقر، اشتغال خرد، سیاست‌گذاری‌های حول و حوش، آموزش و مهارت و توانمندسازی مردم وظیفه دارد، شرکت‌ها بخش کوچکی از اینها بودند،‌ از اینکه ریسک زندگی مردم را کاهش بدهد مسئولیت داشته و ما در اینجا نه تنها موفق عمل نکردیم، با توجه به شرایط، محیط و فشارهای محیطی حتی حرکت سالمی هم داشتیم. من چقدر از وقتم را می‌توانم بعداً استفاده کنم؟

محمد علی وکیلی
شما (22) دقیقه از وقتتان استفاده کردید.

علی اردشیرلاریجانی
شما نیم‌ساعت هم در آخر وقت دارید.

علی ربیعی
پس الان هشت دقیقه وقت دارم؟

اکبر رنجبرزاده
از یک ساعت وقتی که داشتید (22)‌ دقیقه استفاده کردید.

علی اردشیرلاریجانی
شما چقدر از وقتتان را می‌خواهید به نمایندگان بدهید؟

علی ربیعی
به دو تا نماینده می‌خواهم دو تا نیم‌ساعت وقت بدهم.

علی اردشیرلاریجانی
دو تا نیم‌ساعت به نمایندگان می‌دهید، پس دیگر وقت ندارید.

اکبر رنجبرزاده
دو تا نیم‌ساعت می‌خواهید بدهید؟

علی ربیعی
حالا تا نیم‌ساعت، هر چقدر استفاده کردم.

اکبر رنجبرزاده
نمایندگان محترم یک مقدار بیشتر هم صحبت کردند به شما هم مجدداً دو برابر آن وقت داده می‌شود.

علی ربیعی
بعداً خودم استفاده می‌کنم.

اکبر رنجبرزاده
پس شما همان (22) دقیقه را استفاده کردید.

علی اردشیرلاریجانی
آقای ربیعی خیلی ممنون از توضیحات‌تان، به دو نفر از نمایندگان هم وقت دادند.

اکبر رنجبرزاده
جناب آقای مصطفی کواکبیان نماینده محترم تهران بفرمایید.

علی اردشیرلاریجانی
دوستان در صندلی‌های خودتان مستقر باشید.

مصطفی کواکبیان
اول نوبت آقای محبی‌نیا است و بعد نوبت من است.

اکبر رنجبرزاده
به ما این‌طور اعلام کردند، اول حضرت‌عالی بعد آقای محبی‌نیا.

علی اردشیرلاریجانی
حالا یک نفر دیگر صحبت کند.

اکبر رنجبرزاده
جناب آقای جهانبخش محبی‌نیا نماینده محترم میاندوآب بفرمایید. ما (15) دقیقه وقت برای شما لحاظ می‌کنیم، حالا اگر اضافه شد به شما اعلام می‌کنیم.

جهان بخش محبی نیا
آقای رنجبرزاده! (20) دقیقه به من وقت بدهید.

اکبر رنجبرزاده
بله، (20) دقیقه برای شما لحاظ می‌شود.

جهان بخش محبی نیا
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ـ بسم الله الرحمن الرحیم به عنوان بنده گناهکار و روسیاه حضرت احدیت خاضعانه و متواضعانه از حضور حضرت حق استمداد می‌طلبم تا حدی که مقدور است بر زبانم واقعیات و حقایق جامعه جاری شود. از مبالغه بپرهیزم، حقایق را کتمان نکنم و حرمت دوستان بسیاری که در این مجلس شورای اسلامی برایم به عنوان معلم مطرح هستند، آنها را حفظ کنم. برادران و خواهران! مطالبی در اینجا مطرح شد که بخشی از آنها کاملاً قابل تأمل است و من از جناب آقای ربیعی می‌خواهم اگر مجلس شورای اسلامی بر ابقای ایشان اعتماد کردند بدون شک به این دغدغه‌ها و نگرانی‌های نمایندگان توجه کنند و تا حدی که برایشان مقدور است و باید باشد با مجلس و امنای ملت مهربان باشند. در ابتدای کلام از بعضی از دوستان که این اجازه را به من خواهند داد که نسبت به نگاه آنها منتقدانه برخورد کنم عذر می‌خواهم. عزیزانی که استاد من هستند، بله ناراحتی‌ها، عدم توجه بعضی از مدیران شاید باعث ناراحتی سروران گرانقدر هم باشد، اما نقش آنها و ارتفاع شخصیتی و دانایی و فهم آنها در حدی است که در آینده این مملکت ما باید از آنها به عنوان وزیر استفاده کنیم. چطور اجازه می‌دهند اینجا با فردی، تا حدی که سوابق ایشان را مطرح خواهم کرد، به نوعی برخورد کنند که شخصیتش در معرض تخطئه واقع بشود؟ خودمان را به جای آقایان وزرا بگذاریم، البته ما از خیلی از وزرا گلایه‌مندیم، از آقای ربیعی هم گلایه‌هایی داریم، اما قرار است مدیریت وزیر اینجا مورد ایضاح قرار بگیرد. عفو بفرمایید، یک خانمی که الان سالهای سال است اسیر خاک است، لرزاندن تن آن در قبر چه معنا و مفهومی می‌تواند داشته باشد؟ خانمی که من شاهدم اوایل انقلاب در مناطق غرب کشور رزمنده بود، این خانم پا به پای رزمندگان در کمین افتاده، بچه‌هایش را زیر توپ و بمباران هواپیماهای عراق تربیت کرده است. سرور گرانقدرم اسم نمی‌آورم، عزیز و برادرم فرمودند که پرده را کنار بزن، تو مسئول رفاه و تأمین نیستی، مسئول تبعیض هستی. واقعاً پرده را برای چه کنار بزند؟ آقای موسوی‌لارگانی! اینجا تشریف دارید؟ آمدید به من فرمودید محبی‌نیا! باید این را بگیری. اتفاقاً من ضمن اینکه نسبت به بعضی از عملکرد آقای ربیعی ایراد دارم، ایشان را فعال‌ترین وزیر می‌دانم، ایشان بیشتر از همه وزرا در شهرستان‌ها سر زده، حالا من صحبت ایشان را می‌گویم و اتفاقاً نکته خوبی است. من افتخار می‌کنم با برادر عزیزم آقای مصری همکار هستم، جناب آقای عباسی عزیز، یک نفر از وزرای دیگر، مابقی را که اسم نمی‌آورم با آقای ربیعی مقایسه کنید، بالاخره آنها هم در این مملکت وزیر کار و تعاون بودند، مسئول رفاه اجتماعی و این بحث‌ها بودند. سرور گرانقدری می‌فرمایند شش ماه برای رسیدن به نقطه اپتیمم اشتغال، رسیدن به اصلاح مدیریت و برخورد با مفاسد کافی نیست؟ شش ماه حتماً کم است، اینها خدای‌ناکرده یک چتر حمایتی از طرف محبی‌نیا نیست که مثلاً وزیر بیاید در این حیطه خدای‌ناکرده تنبلی کند. اما برادران! ربیعی فرزند جوادیه است، حالا عزیزی فرمود ما نگرانیم به دیروزش برگردد. من دیروزش را در دو، سه دقیقه بگویم بعداً به مطالب فنی برسم. ربیعی فرزند خانواده‌ای است که فقر را در آغوش گرفته، مادر و پدرش، خدا اموات همه شما را بیامرزد، من (40) سال است ربیعی را می‌شناسم، خیلی از مواقع هم با او دعوا کردم، همین آقای ربیعی یک بار از دست من به شورای عالی امنیت ملی شکایت کرد. البته شکر خدا پرونده‌اش را داغان کردم، رفتم دفاع کردم، خلاصه من محکوم نشدم. آقای عثمانی عزیز، آقای حسنوند که سرور من هستید و همه دوستان! فرزند جوادیه است و بارها آمده در تلویزیون گریه می‌کند می‌گویید چرا گریه می‌کنی؟ گریه نمی‌کند می‌گویند چرا گریه نمی‌کنی؟ چکار کند؟ آقای عثمانی می‌گوید بخندند، آقای عثمانی! به خدا بخندد هم بر او ایراد می‌گیریم. یک لحظه اجازه بفرمایید! در اوایل انقلاب زمانی که سال آخر انقلاب شکوهمند، شتاب انقلاب مثل بهمن و به عنوان یک نعمت الهی سرعت پیدا کرد، تمامی نیازهای نهفته تاریخ دهان باز کرد. در کردستان عزیز به عنوان سرزمین پاک ایران اسلامی من شاهد بودم ربیعی به عنوان یک نگاه جامعی سراغ امنیت آمد. رئیس محترم دفتر التفات بفرمایید! من با مسئول زندان دولت مصاحبه کردم، آقای هاشمی عزیز! بازجویی نکردم، خدا را گواه می‌گیرم فرصت نشده من اینها را بنویسم. او در زندان دولت می‌گفت بچه‌های بسیجی، سپاه و ارتش را می‌آوردیم اعدام می‌کردیم، می‌آمدیم جلوی زندانیان آویزان می‌کردیم، از سر و صورت‌شان خون می‌بارید، یک دفعه در زندان را باز می‌کردیم و اینها را می‌دیدند، می‌گوید چند تا زندانی با دیدن این شرایط غش کردند، ما با این مسائل مواجه بودیم. در همین زندان دولتی آمده بودند شهدای ما را در نزدیکی لانه زنبور تا گردن در خاک فرو کرده بودند و وقتی مورچه‌ها جمع می‌شدند سر و صورت زندانیان را می‌خوردند. اما آن زبان عباد آمد، به قول آقای حسنوند ربیعی آمد، نگاهش به امنیت، مسائل قومی، مسائل جغرافیایی و ستم‌های تاریخی امنیتی محض نبود. اگر در زمان پهلوی یک صفحه متن کردی از کسی پیدا می‌کردند اعدام می‌کردند، اولین مجله به زبان کردی را آن زمان با مدیریت علی ربیعی انتشار دادند، برای نخبگان کرد، برای جامعه کرد، حتی برای کردهای عراق و ترکیه و حتی سوریه یک نسیمی بود که از طرف انقلابی که به رهبریت حضرت امام به پیروزی رسیده بود وزیدن گرفت. برادران من! دیروز ربیعی این بوده که برای مبارزه با ضدانقلاب مسلح اولین کسی که مسأله اشتغال نیروهای بیکار حتی نیروهای بیکاری که از حزب و کومله برگشته بودند، اشتغال آنها را با هزار بدبختی تأمین کرد همین بنده‌خدا بود. بروید از شیخ‌عطار و خدا رحمت کند عطایی بود، تابش استاندار بود، رحیمی بود، اینها استانداران آن زمان بودند. دیروز ربیعی این بحث‌ها بود. اما برادران عزیز! من یک خواهشی دارم، ایرادی که گرفتید مسأله بدهی بانک‌ها است، بدهی به بانک‌ها از طرف سازمان تأمین اجتماعی بالا رفته است. یک آماری خدمت سروران گرانقدرم عرض می‌کنم، در سال 1332 که خیلی از ما متولد نشده بودیم متوسط عمر (55) سال بود. با این متوسط عمر سن بازنشستگی مردها (65) سال و زنان (60)‌ سال بود. در سال 1352 با افزایش قیمت نفت و ورود دلارها سن بازنشستگی آقایان به (60) سال و بانوان (55) سال رسید. الان چه؟ الان متوسط عمر الحمدلله با اقدامات خوب انقلاب (76) الی (80)‌ سال شده، (76) بگیریم. برادران عزیزم، خواهران عزیزم! سن بازنشستگی را به (50) سال تقلیل دادیم. فدایتان شوم، باعث و بانی بخشی از این بدهی‌ها ما هستیم، قانون است. این همه که شما به‌حق هم نسبت به وسعت و گسترش پوشش بیمه اقدام می‌فرمایید و یکی از افتخارات ربیعی همین است، البته ربیعی نباید افتخار کند، فرزند انقلاب است،‌ وظیفه‌اش است و اتفاقاً من گله‌مندم که چرا چند برابر کار نکردید. اگر هم ان‌شا‌ءالله رأی اعتماد شما عزیزان، نه، به قول برادر عزیزم دکتر نگهبان که دعا می‌کنند هواپیمای حامل مدیریتی‌شان سقوط کند، نه فدایت شوم، نفرین نفرمایید، گلهای من! شما که مردان خوبی هستید. اگر این اعتماد را قائل شدید حتماً خواهیم نشست و بحث‌ها خواهیم کرد، دعواها خواهیم کرد. شما یادگاران انقلاب هستید، حق ندارید سر کسی منت بگذارید که (10) میلیون نفر را بیمه کرده‌اند. بله، دست مریزاد، خیلی خوب است. من اسم نمی‌آورم، بعضی از وزرا را اینجا می‌بینیم، اینها باید (10) برابر این کار کنند، به مولا قسم، حالا می‌ترسم اسم بیاورم فکر کنند که داریم خدای‌ناکرده خوش‌خدمتی می‌کنم. برادران عزیز، خواهران محترم! چه کسی در این مملکت پرده از روی صندوق بازنشستگی و فجایع صندوق بازنشستگی کنار زد؟ بیننا و بین‌الله مشکلات و فجایع صندوق بازنشستگی از مسائل زیست‌محیطی به مراتب وحشتناک‌تر است، تبدیل به گفتمان شد، مجمع تشخیص مصلحت،‌ دولت و مجلس اینها را آوردند دیدند واقعیت چیز دیگری است. الان شما برای صندوق لشکری، کشوری و بیمه روستایی در همین بودجه امسال (60) هزار میلیارد تومان پول گذاشتید، وضعیت این است. در رابطه با واگذاری‌‌ها، برادران عزیز التفات بفرمایید!‌ من عاجزانه خواهش می‌کنم به این مطلب توجه بفرمایید. الان در حوزه آقای ربیعی (280) تا شرکت مدیریتی هست، (210) تای آن از بابت رد دیون به اینها تحویل شده، (280) تا شرکت مدیریتی (210) تای آن از بابت رد دیون است. حالا چکار کرده؟ آقای رئیس‌جمهور، آقای جهانگیری هم اینجا حضور دارند، دستور دادند تا 97 تمام این شرکت‌های زیان‌ده حتماً باید واگذار بشود. مابقی‌ را چه، سودده‌ها را؟ آنها را هم نباید نگه دارند، ببرند در بورس به نحوی عرضه کنند که سهم دولت در آنها زیر (40) درصد بیاید. فکر می‌کنم نزدیک (10) تا هلدینگ داریم، آقای نوربخش همین‌طور است؟ از این (10) تا هلدینگ، هلدینگ‌های مربوط به نفت، فولاد، دارو و اینها را نگه می‌دارند، مابقی‌ را هم قرار شده حتماً واگذار بکنند. برادر من! (210) تا شرکت زیان‌دهی را بخواهید از بابت رد دیون تحمیل بکنی پول نقد به آن ندهی نتیجه همین مسائل خواهد شد. مسأله فقر؛ طبیعی است وزارت رفاه و تأمین اجتماعی در حوزه فقر و در حوزه بیمه تأمین اجتماعی و همچنین اشتغال مسئولیت دارد. البته بعضی از شماها فرمودید مسئولیت مستقیم اشتغال با شما نیست، این هم یکی از مصیبت‌های مملکت است. من آمار را در جریان هستم، شاخص فقر ما در سال 84، (18) درصد بوده، اما در سال 96 متأسفانه این (30) درصد شده، نه اینکه ما نسبت به مشکلات اطلاعاتی نداریم، اما ببینیم دلیل اصلی آن چیست؟ دلیل اصلی‌اش این است که در این مملکت ما حمایت چندپاره از خدمات اجتماعی داریم، کمیته امداد، بهزیستی، بنیاد علوی، بنیاد برکت، ستاد اجرایی، بخشی از آموزش و پرورش همه اینها متولی مبارزه با فقرند، اما چندکاره. حتماً آقای ربیعی باید نسبت به حمایت واحد اقدام بکنند، ما پیگیرش هم خواهیم بود. بخشی از مبارزه با فقر مطلق را بارک‌الله به نمایندگان مجلس، در سال 96 آمدید فرمودید که پرداختی به کمیته امداد و سازمان بهزیستی باید نسبتی معین و مشخص یا دستمزد داشته باشد و دولت هم دستش درد نکند از این پیشنهاد اقبال کرد. الان پرداختی یک خانوار با میانگین پرداختی (700) هزار تومان است، البته واقعی‌اش (690) هزار تومان است، این خیلی کار بزرگی است. باور بفرمایید من در جمعی بودم مدیران دولتی خلاصه کلام صحبت کردیم می‌گفتند آقا! مجلس انصافاً راه را بر ما هموار کرد و ما هم مردانه آمدیم در میدان، ما بیشتر از آن هم از دولت خواهیم خواست. ببینید! کارهای خوب شماها نمود پیدا می‌کند. ما باید بستر را آماده بکنیم، شرایط اجتماعی شرایط پیچیده‌ای است. روی مسائل فقر، اشتغال، تأمین اجتماعی، خارجی، داخلی، پارلمانی، اجرایی، قضائی، فرهنگ عامه همه اینها اثرگذار است. بیاییم ببینیم آیا روند به سوی بهبودی است یا نه. یک نکته‌ای هم هست؛ ما که در شرایط نسبی مدیریت آقای ربیعی را تحلیل می‌کنیم، ببینیم بعد از ربیعی چه کسی خواهد آمد. اگر فردا آقای محبی‌نیا را آوردند به شما تحمیل کردند چه؟ بابا باید به فردا هم یک نگاهی بکنیم. ما آقای ربیعی و مدیریت ایشان را در ارتباط با گذشته، تیمش، خداوکیلی من تیم اقتصادی‌اش مثلاً این دکتر میدری را می‌شناسم. من کاری با گرایش‌های سیاسی آنها ندارم، اما یک اقتصاددان است. این دکتر منصوری در مسائل خارجی بین‌المللی خداوکیلی نخبه است. همین آقای موسوی‌لارگانی گفت آقای نوربخش تأمین اجتماعی، البته یک مقدار با من نه، خلقش یک مقدار سنگین است. می‌گفت من فکر می‌کنم کسی، حالا صحبت آقای موسوی‌لارگانی را می‌کنم، به توانایی نوربخش سازمان تأمین اجتماعی را نیامده به دست بگیرد. ضمن اینکه از همه بر و بچه‌هایی که در سازمان تأمین اجتماعی بودند ما تشکر می‌کنیم. (10) میلیون نفر بیمه همگانی را من خدمت شما عرض کنم. یک نکته‌ای هم هست؛ برادرها! تقاضاهایی که شماها دارید، من همیشه طرف مجلس را می‌گیرم، همیشه حق را به مجلس می‌دهم، اعتقادم بر این است چون‌ که در مجلس بزرگ شدم، (20) سال اگر این دوره خدا به من عمر بدهد در مجلس هستم. من حتماً نسبت به فراخنای رشد و چتری که مجلس بر کل کشور ان‌شاء‌الله تعالی گسترش پیدا بکند آرزو و ایده دارم، اما توجه بفرمایید! الان همین سازمان تأمین اجتماعی، آقای نوربخش! فکر می‌کنم (78) بیمارستان دارید، درست است؟ (82) تا، الان نزیک (159) درخواست هست که بیمارستان و درمانگاه زده بشود. برادران عزیزم! اگر میانگین اعتبار بیمارستان و درمانگاه را (500) میلیارد تومان در نظر بگیرید نزدیک (80) هزار میلیارد تومان اعتبار می‌خواهد. اگر (300) بگذارید (100) ضرب در (30) هزار، از آنجا هم نزدیک (48) هزار میلیارد تومان اعتبار می‌خواهد. این تقاضاها تقاضاهای به‌حقی است، ما باید به مردم حتماً توجه بکنیم. ما آن طوری که دوستان فرمودند، مقام معظم رهبری فرموده، مسئولین کشور، بارها رئیس مجلس، رئیس‌جمهور، رؤسای متفاوت گفتند اما برادران من! ما شرمنده مردم هستیم. به‌ خدا شرمنده جوانان بیکار هستیم، اما همه این پازل باید در کنار هم باشد، هم‌افزایی باشد که بتوانیم این نیازها را جواب بدهیم. من متأسفم، آقای ربیعی حتماً باید به اینها توجه کند، اخباری هست که نسبت به این تأدیه بدهی‌های صندوق بازنشستگی اقدام جدی بشود، اگر نشود ما حتماً سوال خواهیم کرد. بله، ایرادها هست، اما در یک مطابقت، در یک تطابق، حالا به قول شما سروران که صبح با من صحبت کردید متدولوژی. من فکر می‌کنم عملکرد آقای ربیعی برای ادامه کار و برای اینکه این رأی اعتماد را برایش، (خدری ـ محکم‌تر بگو) آقای خدری! من آخوند که نیستم، محکم‌تر از این نمی‌توانم فدایت بشوم. برادران عزیز و خواهران محترم! خدمت شما عزیزان عرض کنم که من فکر می‌کنم اگر این اجازه را بفرمایید آقای ربیعی به عنوان فرزند فقر، بزرگ‌شده در خانواده فقر، به عنوان رزمنده دیروز که خانم ایشان هم رزمنده بود، به عنوان کسی که در زمان آقای ری‌شهری حساس‌ترین معاونت وزارت اطلاعات به ایشان سپرده شد (فرهنگی ـ‌ آقای دکتر! 20 دقیقه‌ای که فرموده‌ بودید تمام شد) چشم، تمام می‌کنم. و به عنوان کسی که خلاصه کلام این شش سال با وجود کم و کاستی‌ها اگر اجازه بفرمایید این اعتماد مجلس را بر آقای ربیعی حرام نکنیم. هواپیمای ایشان را ساقط نکنیم، به ایشان اجازه بدهیم ضمن رفاقت، ضمن اینکه مجلس در رأس امور است، ضمن اینکه به تقاضای مربوط به رفاه و عمران و مبارزه با فقر و تأمین اشتغال هیچ رحمی هم نخواهیم کرد، بدون تعارف. این برادر عزیز را ان‌شاء‌الله تعالی مورد معاضدت، حمایت قرار بدهیم و از ایشان کارهای بزرگتری را بخواهیم. آقای ربیعی! من با بعضی از دوستان صحبت می‌کردم، جناب آقای جهانگیری! می‌گفتند ما از ربیعی ناراحتی‌مان این است که به‌ خدا چند برابر کار نکرده. برادر من کار کن! برادر من شب و روزت را من می‌دانم، بیشتر از این ان‌شاء‌الله تعالی کار کن. الان پنجره واحد خدمات تأمین اجتماعی، اساس‌ها، بناهای کار گسترده شده. من دیروز هم به معاونین ایشان گفتم ما بعد از این عمل می‌‌خواهیم. زیرساخت‌ها درست، تمامی اطلاعات، تسلط معرفتی بر مقوله فقر، اشتغال، تأمین اجتماعی، رفاه مردم، تقویت درآمد خانوار اینها باید جنبه عملیاتی پیدا بکند، اما این هم هست. من عرض کردم استیضاح حق مجلس است، هرکسی هم در مقابل حق. آقای دکتر فرهنگی! مثل اینکه وقت کم است (رنجبرزاده ـ تشکر) آقای دکتر رنجبرزاده! وقت را بیشتر کردند. (رنجبرزاده ـ 25 دقیقه شد الان صحبت کردید، بفرمایید) آقای دکتر رنجبرزاده! کجا بودم؟ مطلب از ذهنم پرید. (رنجبرزاده ـ شما بفرمایید) پس معلوم است گوش نمی‌دادید. خدا خیرتان بدهد. خدمت شما عرض کنم که اینها، شاخص‌های مربوط به اینها باید تأمین بشود و ان‌شاء‌الله تعالی ایشان فضای توجه به این مباحث اصلی را در مملکت همانطور که عرض کردم تبدیل به گفتمان بکند. مطلب یادم افتاد؛ استیضاح حق مجلس است، هیچ‌کسی حق ندارد به مجلس بگوید چرا استیضاح، چرا یک نفر، چرا دو نفر. مجلس اصلاً دلش می‌خواهد هیأت وزیران را استیضاح بکند، حقش است تعارف هم ندارد، اما یک سؤالی هست که سرور گرانقدرم اشاره فرمودند که شش ماه، شش ماه، می‌گویند اگر شما این مطالب را می‌دانستید چرا شش ماه قبل اعمال نکردید؟ در این شش ماه چه تحولاتی، چه اتفاقی افتاده که سریع همه این مسائل برمی‌گردد. من دیگر با توجه به اینکه آقای کواکبیان دارد گارد اعتراضی به خودش می‌گیرد چون که سخنران بعدی ایشان است، البته قرار بود که من بعد از ایشان صحبت بکنم دیگر دکتر کواکبیان همیشه ماشاء‌الله صدای گیرایش حقش را از ما می‌گیرد. ایشان می‌خواهد صحبت بکند، از دکتر تاج‌گردون عزیز و دکتر پورابراهیمی عزیز که آن یک ربع آخر را در اختیار دارند خواهش می‌کنم آن نگاه احساسی را شما سروران که هر دو شما هم متخصص و بزرگ هستید مثل برادران عزیزم آقای حسنوند و همه دوستان، دکتر عثمانی عزیز، همه دوستان، آقای نگهبان، آقای نادری ان‌شاء‌الله تعالی به مباحث اصلی‌تر بکشید. توقع و انتظاراتی را که دارید ان‌شاء‌الله جنبه عملیاتی پیدا بکند آنها را بیشتر تأکید بفرمایید. خدایا! به حق بزرگی و عظمتت سران بزرگی در بین استیضاح‌کنندگان هستند، کار آقای ربیعی مانده به عنایت حضرت باری‌تعالی، توجه حضرت باری‌تعالی را امروز به سوی علی ربیعی ان‌شاء‌الله برگردان و او را معین و یاور باش که بتوانند در خدمت به انقلاب موفق و مؤید باشند. به آقای حسن‌بیکی هم اشاره نکردم، با شما دعواها دارم، ان‌شاء‌الله بعد از پایان این ماجرا با هم یک صحبت‌هایی خواهیم کرد. خدایا! عزت و عظمت انقلاب اسلامی را بیشتر بفرما، خدایا! به اصحاب انقلاب، یاران انقلاب، مسئولین انقلاب توفیق بده که با زنگ وحدت تنبه به نیروهای زیردست را به صدا در بیاورند. خدایا! عاقبت همه ما را ختم به خیر بفرما. والسلام علیکم جمیعاً و رحمه الله

اکبر رنجبرزاده
تشکر. جناب آقای مصطفی کواکبیان نماینده محترم تهران (15) دقیقه وقت دارید، بفرمایید.

محمدحسین فرهنگی
البته برابر توافق خودتان با وزیر محترم.

اکبر رنجبرزاده
به ما گفتند (15) دقیقه است.

مصطفی کواکبیان
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ـ بسم الله الرحمن الرحیم «اللهم لا تکلنا الی انفسنا طرفه عین ابداً». خدایا شاهد باش و از تو می‌خواهم که کمک کن که هرطور که مرضی رضایت خودت هست سخنانی بر زبانم جاری شود. بنده در دفاع از هیچ وزیری صحبت نکردم، چه در مجلس هشتم و چه در این مجلس، ولی در اینجا وظیفه خودم دانستم که نکاتی را به استحضار شما نمایندگان شریف ملت بزرگ ایران برسانم. عزیزان! وزارتخانه‌ای که آقای ربیعی در اختیار دارد سه بخش اقتصادی، اجتماعی و خدماتی را در بر می‌گیرد و از این سه بخش (20) درصد آن فقط مأموریت‌های اقتصادی است و (80) درصد آن در مأموریت‌های اجتماعی و خدماتی است. عزیزان در استیضاح‌نامه نوشتند که بنگاه‌داری یکی از مشکلات این وزارتخانه است، خوشبختانه هیچ تعریضی به بخش‌های اجتماعی و بخش‌های خدماتی نداشتند. عموم عزیزان وقتی با آنها صحبت کردیم می‌گویند ما کاملاً از سازمان بهزیستی رضایت داریم، وقتی از آنها صحبت می‌کنیم در بخش‌های توانبخشی و اجتماعی می‌گویند ما رضایت داریم، اما در مورد آن (20) درصد اقتصادی عرض می‌کنم که شفافیتی که آقای ربیعی برای آن (80) درصد به کار گرفته در این (20) درصد شروع شده. عزیزان! توجه بکنید کدام یکی از این استیضاح‌کنندگان در بخش‌های اجتماعی و بخش‌های خدماتی قائل به شفافیت نیست، قائل به این نیست که در اتاق شیشه‌ای تمامی فعالیت‌ها دارد انجام می‌شود؟ و اما در مورد آن (20) درصد عرض بنده این است که در طول مدت وزارت آقای ربیعی کدام اختلاس در این وزارتخانه صورت گرفته؟ یک مواردی را بنده خدمت شما می‌گویم؛ در دوره قبلی از (150) هزار میلیارد تومان که در بخش‌های اقتصادی فعالیت‌های اقتصادی هست فقط (17) هزار میلیارد تومان شرکت‌‌های مختلف به بابک زنجانی داده شده بود. شما حساب بکنید فسادهایی که می‌گویند فساد (3000) میلیاردی امیرمنصور آریا، فساد (100) میلیاردی، فسادهای مختلفی که شما می‌شناسید و شنیدید از وزارت رفاه تا حالا سرچشمه گرفته؟ بنده نمی‌گویم فعالیت‌های اقتصادی زیرمجموعه آقای ربیعی بی‌عیب و ایراد است، حتماً عیب دارد، حتماً ایراد دارد، اما یک مقدار انصاف داشته باشید. در مقایسه با بخش‌های دیگر اقتصادی که در درون این دولت وجود دارد و ما معتقدیم تا فساد در این کشور کفن نشود این وطن، وطن نشود در وزارت تعاون، رفاه و امور اجتماعی نمونه‌‌های فساد را شما بیاورید. دوستان النهایه می‌گویند آقای لطفی برای خانه کارگر بوده، فلانی برای فلان‌جا بوده، اما بحث ما فساد است، چه فسادی صورت گرفته که بنده کمترین نماینده خادم این ملت حتماً رأی موافق استیضاح بدهم؟ بنده قانع بشوم که آقا! این فساد انجام شده. خوشبختانه در دوره آقای ربیعی یک تغییر رویکردی هم تازه در بخش‌های اقتصادی صورت گرفته. مدیریت بنگاه‌داری دارد خارج می‌شود، دارد می‌رود به سمت سهامداری که خود این وزارتخانه و شرکت‌های تابعه (40) درصد سهام را داشته باشند. همین اخیراً تاپیکا و تیپوکا در بورس قرار گرفته، یعنی شفافیت، یعنی اینکه تمامی شرکت‌ها باید با حداقل سهام این وزارتخانه به دست مردم اداره بشود. من خدمت عزیزان عرض بکنم در زمانی که سعید مرتضوی در تأمین اجتماعی بود و ما در مجلس هشتم بودیم که چگونه پول تأمین اجتماعی را به برخی از نمایندگان می‌خواستند بدهند، می‌گفتند کمک به حوزه انتخابی. من دیروز از آقای ربیعی پرسیدم می‌گویند که بن توزیع کردید. گفت وام بانک رفاه، ما به بعضی از نمایندگان اختصاص دادیم، وام که اگر کسانی که می‌خواهند بروند دو تا ضامن ببرند در بانک وام بگیرند. این هیچ اشکالی ندارد، البته بنده خدا را شاکرم، نه از آقای ربیعی، از هیچ وزیری هیچ خواسته‌ای تا حالا نداشتم و هیچ چیزی نگرفتم و نخواهم گرفت، اما انصاف داشته باشند. اصلاً آقای دکتر نوربخش با سعید مرتضوی قابل مقایسه است؟ عزیزان! من خدمتتان بگویم در این مدت گفته شده است که ما مستمری که در سال 84 داشتیم، یعنی هشت سال پیش، (32) درصد بوده، آنهایی که واقعاً در تأمین اجتماعی بودند و الان (82) درصد شده. انصافاً این همه بیمه‌شدگان را شما نادیده می‌گیرید؟ من خدمتتان بگویم در بحث حقوق بخش‌های مختلف حقوق‌بگیران حتی یک روز تأخیر نبوده، آقای دکتر نوربخش می‌فرمایند که ما در بخش درمان در چهار سال گذشته در بعضی از استان‌هایی مثل لرستان، کردستان، مرکزی به اندازه (20) سال هزینه‌های مراکز درمانی را پرداخت کردیم. اینها یا آمارسازی است یا واقعیت همین استان‌ها است. من خدمت دوستان بگویم، عزیزانی که اشاره کردند که آسیب‌های اجتماعی همه به گردن آقای ربیعی هست، پس چرا وزیر کشور رئیس شورای آسیب‌های اجتماعی در کشور است؟ جرأت دارید اینها را به وزیر کشور بگویید.‌ اگر آسیب‌های اجتماعی وجود دارد، رئیس شورا آن آقا است. گنه کرد در بلخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری تمام این آسیب‌های اجتماعی، بله، خدا شاهد است من گریه‌ام گرفت در مسجد جامع ابوذر همین چند وقت پیش منطقه (18) رفتم،‌ آمدند گفتند که آقا! ما شورایاری‌ها بن نان صادر می‌کنیم با نانوایی‌ها هماهنگی کردیم که مردم صف می‌کشند می‌روند نانوایی نان می‌گیرند. وضعیت فقر اجتماعی را مگر ما خبر نداریم؟‌ ولی واقعاً همه فقر را قرار است آقای ربیعی حل کند؟ همه اشتغال را قرار است آقای ربیعی ایجاد کند؟‌ یک انصاف، یک ذره مروت و جوانمردی. ممکن است بنده با بعضی وزیرها مخالف باشم، اصلاً ممکن است بنده به دولت فعلی هم خیلی انتقاد داشته باشم، اگر زورم می‌رسد آن انتقادها را بروم. افرادی از این دولت را انتخاب می‌کنم که حتماً مثلاً بخواهم به دولت ضربه بزنم، این هم انصاف نیست. من خدمت دوستان عرض بکنم بعضی از نکاتی که مطرح شد، البته من خدمت آقای رئیس گفتم بگذارید آن دو نماینده مخالف حرف بزنند ما یک مقدار جواب بدهیم گفتند خلاف روال هست و تفسیری که آقای رئیس داشتند اجازه نفرمودند. بنده خدمتتان می‌گویم، آقایی که می‌گویید خانه کارگر لشکرکشی کرده! کجا،‌ کی؟ یک درخواست به وزارت کشور داده که ما آزادیم کارگرها بیاییم از وزیرمان دفاع کنیم و خوشبختانه یا متأسفانه وزارت کشور هم موافقت نفرموده. شما باید یقه وزیر کشور را بگیرید که چرا به کارگرها اجازه نمی‌دهید بیایند دفاع بکنند، بعد به آقای محجوب عزیز ما که واقعاً محجوب‌ترین نماینده این مجلس هست و شش دوره در این مجلس بوده حمله می‌کنید که می‌خواهید لشکرکشی بکنید. چه کسی می‌خواهد لشکرکشی بکند؟ آقای ربیعی بدکاری کرده که بدنه جامعه کارگری از او حمایت می‌کند؟ اگر آقای ربیعی نبود ده‌ها اعتصاب و تحصن، ده‌ها مشکل کارگری در سراسر کشور به وجود می‌آمد. ایشان خودش کارگر بوده، جنسش جنس کارگرها است، زبان کارگرها را خوب می‌فهمد. فلذا شما ایشان را برکنار کنید چه کسی می‌تواند این حجم و انبوه مشکلات کارگری را از سر بگذراند؟ ‌ یکی از عزیزان فرمودند که ایشان ستاد میرحسین موسوی بوده بعد چه شده. به آن عزیز می‌گویم عیار اصلاح‌طلبی ما هستیم نه شما. ما آقای ربیعی را صددرصد اصلاح‌طلب می‌دانیم و فراکسیون اصلاح‌طلبی مجلس هم رأی‌گیری کردند، فراکسیون با این استیضاح مخالف است. آن‌وقت شما می‌آیید از طرف ما حرف می‌زنید؟‌ اتفاقاً یکی از ایرادات بعضی عزیزان فراکسیون امید این است که چرا آقای ربیعی با اصولگرایان و مستقلین زیادی تعامل مثبت دارد، اینکه بد نیست. این به نفع مشکلات کشور هست و شما هم باید افتخار بکنید. اتفاقاً برادر عزیزمان جناب آقای دکتر نجفی نماینده محترم تهران رئیس کمیته تحقیق از طرف فراکسیون شده بودند که جزء این کمیته چهار، پنج نفر استیضاح‌کنندگان وجود داشتند، بعد نتیجه‌ای که کمیته آورده این است که کمیته با استیضاح آقای علی ربیعی مخالف است و عزیزان اصلاح‌طلب هم براساس همان به این استیضاح رأی مخالف دادند. لذا عزیزانی که اینجا صحبت می‌کنند من خواهش می‌کنم شما در معرض پیامک‌های مردمی هستید، می‌گویند آقای ربیعی لابی‌گری قوی است. والله قسم بنده نه یکبار دفتر ایشان رفتم توجیه بشوم، نه در جلسه‌ای توجیه شدم، نه کسی با من توانسته تماس بگیرد. بنده وظیفه خودم دانستم که واقعاً از آقای ربیعی به عنوان یک بچه انقلاب، عزیزی که می‌گویی برادر عباد! شما افتخار بکنید که آقای عباد یک زمانی در اطلاعات بوده، ما به وزیر فعلی اطلاعات افتخار می‌کنیم، وزیری که در راستای امنیت پایدار و خدمت به نظام و خدمت به جامعه حرکت بکند مگر این عیب است‌؟ حالا جالب است بعضی از عزیزانی صحبت می‌کنند که در کابینه‌های قبلی سمت داشتند، مسئول بودند حالا نمی‌دانم چه شده آمدند از ما اصلاح‌طلب‌ها دفاع می‌کنند. من چقدر وقت دارم؟ (رنجبرزاده ـ حالا شما صحبت بکنید) دوستان! بحثی که بنده دارم این است که ما اینجا نه بحث اصلاح‌گری داریم نه اصولگرایی، بدنه مجلس باید نشان بدهد از وزیری که از جنس کارگرها هست می‌خواهد حمایت کند، اما حمایت ما هم از ایشان مشروط است. اگر قرار باشد این وعده‌هایی که ایشان در بحث بنگاه‌داری می‌دهد در جهت رفاه اجتماعی، در بحث‌های خدماتی سرباز بزند حتماً بنده پای استیضاحی را امضا خواهم کرد که برای ربیعی پیش خواهد آمد. لذا استدلال‌ها را شما شنیدید،‌ سخنان وزیر محترم را هم خواهید شنید، ولی از شما خواهش دارم اگر می‌خواهید بخش‌های کارگری دچار چالش و تنش نشود و شب عیدی بتوانند همگی به حداقل حق و حقوق خود برسند خواهش و استدعای بنده این است که حتماً به این برادر انقلابی و کسی که از (17)، (18) سالگی در خدمت انقلاب بوده و الان همه کوچه پس‌کوچه‌های میدان انقلاب به پایین را حداقل من می‌دانم این وزیر می‌شناسد، با همه مردم دمخور هست و با کمال تواضع به بحث‌هایی که دوستان مراجعه کردند پاسخ داده و امیدواریم این مشی و این منش را ایشان ادامه بدهد و ما هم مشروط با این استیضاح مخالفیم و از شما هم می‌خواهیم که رأی مخالف به استیضاح بدهید. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اکبر رنجبرزاده
تشکر، جناب آقای دکتر ربیعی بفرمایید. آقای دکتر ربیعی! حضرت‌عالی (22) دقیقه صحبت کردید، حدود (16) دقیقه آقای کواکبیان صحبت کردند، (25:58) ثانیه هم آقای محبی‌نیا صحبت کردند، الان وقتی که برای شما در این بخش باقی‌ مانده، حدوداً (26) دقیقه صحبت می‌کنید، نیم ساعت هم برای پایان وقت دارید.

علی ربیعی
بسم الله الرحمن الرحیم مجدداً خدمت خواهران و برادران و نمایندگان محترم مجلس سلام و عرض ادب می‌کنم. من قصد دارم که در این قسمت صحبت برخی از اقداماتی که استیضاح‌کنندگان محترم هم به من حرف نزدند، این‌چنین قلمداد می‌کنم که حتماً در آنجا مسأله‌ای نبوده، ولی حداقل به عنوان وفاداری به برنامه‌ام و آنچه که به مجلس تعهد کرده بودم پیرامون این نکات مطالبی را خدمتتان عرض کنم. خیلی متأسفم که ما نه پروژه‌های اجتماعی خوبی می‌توانیم اجرا کنیم، نه وزارتخانه‌های اجتماعی‌مان را تقویت می‌کنیم و نه مسائل اجتماعی را اندازه‌گیری می‌کنیم و به قضاوت می‌گذاریم. هر آنچه گفته شد بیشتر پیرامون شرکت‌ها بود. اما چند نکته غلط در اینجا بیان شد، ابتدا آنها را بگویم. آقای حسن‌بیکی گفتند ارزش شستا (150) میلیارد دلار است، یعنی (600) هزار میلیارد تومان. حالا با عدد و رقم صحبت کردند. ارزش شستای ما (600) هزار میلیارد تومان نیست. یا گفته شد پالایشگاه‌های واگذارشده، اتفاقاً از آن زمان که ما گرفتیم سودآوری بیشتری کردیم. حدود (3000) میلیارد تومان هم سرمایه‌گذاری شده و امروز این اورهال‌ها و این مودیفای‌هایش همه با برنامه‌های وزارت نفت دارد صورت می‌گیرد. ما حتی در ستاره خلیج فارس حدود (20) هزار میلیارد تومان سرمایه‌گذاری گرفتیم. این اصلاً به نوعی جفا است که بدون علم و عدد و رقم مطالبی در اینجا بیان می‌شود. اما می‌خواهم به استحضار نمایندگان عزیز برسانم که ما در این وزارتخانه هم در کنار دولت متأسفانه نتوانستیم به خوبی بیان کنیم. دو هدف محو فقر مطلق،‌ یکی از اهداف مهم در کنار هدف دیگر بوده که اشتغال فراگیر است و آن را در کنار دولت دنبال کردیم. برنامه‌هایی که مورد تفاهم رئیس‌جمهور محترم و اعضای دولت بوده. آیا یک بال مهم طرح بیمه همگانی و گسترش طرح تحول سلامت در این وزارتخانه نبود؟ (11) هزار فقیر و بیچاره شهری، حاشیه‌نشین شهری، کارگرانی که هیچ بیمه‌ای نداشتند در این وزارتخانه پایه‌ریزی نشد؟ جشن گرفته نشد؟ برنامه‌ریزی نشد؟ من این را اقدام مهمی می‌دانم، همین که طرح تحول سلامت با همه کاستی‌ها و انتقادات درست و نادرستی که پیرامون آن صورت می‌گیرد، در کشورهای توسعه‌یافته شکست می‌خورد و ما ادامه دادیم و اتفاقاً بخش بیمه‌ شدن فقیر و فقرای شهری را من از افتخارات این طرح می‌دانم، این در این وزارتخانه دنبال شد. ما از 1398 برای اقشار نیازمند برنامه‌ریزی کردیم و به کمک شما نمایندگان در بودجه 96 آمد. ما لایحه حمایتی را در هیأت وزیران تصویب کردیم لایه میانی در نظام چندلایه را به جلو بردیم. اینها اقدامات مهمی بوده که ما انجام دادیم. همین که حداقل‌ها را به (80) درصد، (75) درصد حداقل دستمزد برسانیم و با لایحه دفاع از حقوق معلولان که داوطلبانه در وزارت من شکل گرفت و این لایحه را به دولت و مجلس آوردیم و مکلف کردیم که به اندازه حداقل دستمزد سالانه بدهیم. اینها اقدامات مناسبی بوده که ما صورت دادیم. نمایندگان محترم، خواهران و برادران! قدرت خرید بازنشستگان و کارگران سالهای سال این قدرت خرید کاهش داشت. فاصله بین تورم و افزایش به (67) درصد رسیده بود. آیا به یکباره این قدرت خرید را می‌شد درست کنیم؟ قطعاً نه. اما سیاست این وزارتخانه بود که آقای رئیس‌جمهور و دولت حمایت کرد. سیاست پیشی دادن مزد بر تورم، این یک سیاست افتخارآمیز است، هر چقدر دستمان در بودجه باز شود ما سالانه این را افزایش می‌دهیم. ما حقوق بازنشستگان کشوری را در عرض سه سال در سه تصمیمی که گرفتیم پایینی‌ها را پلکانی بالا آوردیم. من با این وصف می‌گویم هنوز خیلی فاصله داریم که یک بازنشسته بتواند زندگی شرافتمندانه بدون دغدغه را داشته باشد، هنوز فاصله داریم، هنوز کارگران با دستمزدی که بتوانند زندگی در یک شهر را بگذرانند فاصله داریم. اگر از من می‌پرسید وضع کارگران خوب است می‌گویم نه، اما آیا مسیری به جز این مسیر هست که ما اتخاذ کردیم؟ می‌گویم نه. من خوشحالم پی‌ریزی‌هایی کردیم و با جناب آقای آخوندی کارهای خوبی را انجام دادیم که در ادامه وقتی مسکن مهر تمام شد به سمت مسکن حمایتی رفتیم، روی خانواده‌های دو معلول به بالا در تک‌تک شهرهای شما، این یک استراتژی بود که ما دنبال کردیم. ما آمدیم دیدیم که باید ریسک زندگی مردم را کاهش بدهیم، (6) میلیون ایرانی هیچ دفترچه تأمین اجتماعی ندارند، الان در هیأت وزیران این طرح مطرح است، دو بار مطرح شده، به سازمان برنامه برگشته تا کار کارشناسی شود و برگردد. یک انقلاب در کاهش ریسک زندگی مردم است، هیچ سالمندی دیگر فقیر زندگی نخواهد کرد. اینها اتفاقات مهمی بوده که ما در اینجا دنبال کردیم. ما آمدیدم دیدیم (1000) روز اول زندگی مهم است، بچه باید سالم زندگی کند. نظام غربالگری، آقای همایون هاشمی در اینجا شاهد است، ایشان رئیس بهزیستی بودند، با هم صحبت کردیم، کار شد،‌ برنامه به جلو آمد، به ثمر نشست، کار دارد جلو می‌آید. غربالگری گوش، غربالگری شنوایی و غربالگری ژنتیک را هم شما تصویب کردید، متشکرم، داریم دنبال می‌کنیم، اینها کارهای بنیادین نیست؟ برای سبد حمایتی جهت‌گیری کردیم، پول دولت به اندازه‌ای نبود که بتوانیم شش سبد بدهیم، سبد را کاهش دادیم. اما ما (200) هزار زن باردار دارای سوءتغذیه را در این مدت حمایت غذایی کردیم، در روستاها تا (1000) روز اول زندگی وعده غذای گرم دادیم، اینها اقدامات مهمی بوده که دولت کرده است. ما قطعاً باید قدرت خرید جامعه کارگری را بالا ببریم، امروز بزرگترین نگرانی من امنیت شغلی است که شما امروز می‌گویید. من خواب ندارم اگر شما سخن می‌گویید، با همین قوانینی بوده که همین جا تک‌تک لغوش کردیم و امروز من فکر می‌کنم در دوره من نزدیکترین دوره‌ای بوده که کارگر و کارفرما مسالمت‌آمیز در کنار هم چالش و گفتگوی اجتماعی کردند و تصمیم گرفتند. خوشحالم در دوره من تشکل‌های کارگری را (55) درصد افزایش دادم. نهادهای خیر جمعی، گفتمان خیر جمعی را در همین دوره سامان دادیم و به جلو بردیم و مهمترین کاری که کردیم و ان‌شا‌ءالله با حضور معاون اول و رئیس محترم مجلس از این کارمان رونمایی کنیم راه‌اندازی پایگاه اطلاعات رفاهی ایرانیان است که اطلاعات (23) میلیون خانوار را جمع کردیم، هر ایرانی یک شناسنامه رفاهی خواهد داشت و این برنامه‌ریزی مبارزه با فقر را جهت‌دار خواهد کرد. ما پول زیاد پاشیدیم، ولی مبارزه با فقر جهت‌دار نبود، کارهایی بود که انجام دادیم. نمایندگان محترم! از خود شما می‌پرسم، امروز کودک بازمانده از تحصیل را بروید سؤال کنید، در تک‌تک استان‌ها با تفاهمی که با جناب آقای فانی و بعد با جناب آقای بطحایی دنبال کردیم تک‌تک بچه‌ها را شناسایی کردیم، هیچ کودکی از تحصیل باز نماند. بلوچستان ما مملو از کودکان بازمانده از تحصیل بود که هنوز هم باید برای آنها برنامه‌ریزی کنیم. اینها کارهایی بوده که دنبال کردیم و جلو بردیم و کارت اعتبار رفاهی را فعلاً برای بازنشسته‌ها جلو بردیم، کارت هویت کودکان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی کار به جلو رفته است، عدم شناسنامه اینها را به ورطه فقر سقوط می‌داد. تضمین قدرت خرید بازنشستگان، لایحه معلولان، لایحه مساعدت اجتماعی، اینها کارهای کم‌ارزشی نبوده که ما در این مدت در وزارتخانه اینها را دنبال کردیم. من معتقدم هم دانش این کار در وزارتخانه وجود داشته، معاونینی متخصص برای این کارها در وزارتخانه آوردم، از اقتصاددانان اجتماعی برجسته کشور که در عمل درد فقر را هم داشتند آوردیم و خوشبختانه ما در حوزه رفاه قدم‌های خوبی را به جلو برداشتیم. دیروز یکی از نمایندگان جناب آقای لاهوتی بود، به من می‌گفت زمانی که تأمین اجتماعی را جدا و مستقل کردند و زیر نظر رئیس‌جمهور بردند، با رئیس وقت سازمان ملاقات کرده بود. آن روز به آقای لاهوتی گفته بود ما دیگر اینجا نمی‌توانیم ادامه بدهیم. نمی‌دانید ما چه سازمانی را با چه تلاشی ادامه دادیم. امروز می‌گویید چرا یک پزشک رئیس سازمان است؟ بله، این پزشک (25) سال سابقه کار در سازمان داشته، عضو هیأت‌مدیره بوده، در سازمان معاون بوده، آیا گذاشتن یک پزشک در سازمان تأمین اجتماعی جرم است؟ ضمن اینکه قانون اتفاقاً می‌گوید آدم‌هایی که انتخاب می‌کنید از میان این رشته‌ها باشد، یکی هم پزشکی است. واقعاً‌ در سازمان تأمین اجتماعی یک روز حقوق عقب‌افتاده مستمری‌بگیر نداشتیم، در همین ماه (11) هزار میلیارد تومان باید تجهیز منابع کنیم، ما داریم کارهای بزرگی صورت می‌‌دهیم. یکی از بحث‌ها، فکر می‌کنم آقای مقصودی در مورد بیمه روستاییان و عشایر گفت. اجرای این مدتی متوقف شد، نه به علت اینکه من نخواستم. چرا ما درست بیان نمی‌کنیم؟ این باید تأمین منابع شود، اگر نه این صندوق هم ورشکسته می‌شود. رفتم صحبت کردم، تأمین منابع کردم و خوشحالم که امروز اعلام کنم با در نظر گرفتن اجرای این قانون از ابتدای خرداد تا پایان اسفند (14) هزار و (8) فقره حکم بازنشستگی صادر شده، ‌(15) هزار تای دیگر هم دارم صادر می‌کنم، (20) هزار تا دیگر هم در راه هستند. اینها را داریم انجام می‌دهیم، کاری که انجام می‌شود امروز در اینجا مطرح می‌شود. بحث دیگر در مورد اشتغال است، من در مورد اشتغال خواهش می‌کنم ابتدا به این نکته توجه کنید. من خودم احساس وظیفه کردم و مسئولیت پذیرفتم. همکاران ما در مجلس که با هم یک بدنه هستیم، من از شما سؤال می‌کنم،‌ یادتان می‌اندازم آقای رجبی روز رأی اعتماد من اینجا هست، آقای رجبی نماینده شیراز گفت تو که اختیار نداری چرا مسئولیت می‌پذیری؟ من مسئولیت پذیرفتم، کار بدی کردم؟ آیا فردی که مسئولیت‌پذیری می‌کند در پیرامون شما داده و ستاده نمی‌کنید؟ با این وصف کارهایی که در اینجا دنبال کردم، ما خوشبختانه امروز شش برنامه اشتغال را داریم در دولت جلو می‌بریم. یک برنامه‌اش برنامه ایجاد اشتغال از طریق رشد اقتصادی است که من می‌گویم رشد کلاسیک که صنعت و معدن کار می‌کند، جهادکشاورزی کار می‌کند، ICT‌ کار می‌کند،‌ گردشگری کار می‌کند، همه دستگاه‌ها دارند کار می‌کنند. ما یک دسته اشتغال این‌چنینی را داریم ایجاد می‌کنیم و سالانه دارد ایجاد می‌شود. الان هم خدمتتان اعلام می‌کنم، در نه‌ماهه اول (600) هزار دفترچه تأمین اجتماعی شغل اولی داشتیم، در نه‌ماهه اول که من هنوز لیست این دو ماه را نگرفتم، این یک برنامه بوده است. برنامه دوم ما تثبیت اشتغال موجود بوده، در بحث تثبیت اشتغال برنامه‌ای را برای آقای دکتر جهانگیری فرستادم، در دولت آمد این ستاد استان‌ها زیر نظر صنعت و معدن تصویب شد، براساس گزارشی بود که ما انجام دادیم، همه استان‌ها را بررسی کردیم، آن (16) هزار و خرده‌ای میلیارد تومان به خاطر این رفت. اگر برنامه تثبیت اشتغال نبود حدود (300) هزار شغل ریزش کرده بود. ما برنامه اشتغال فراگیر را آوردیم، برنامه اشتغال روستایی، اشتغال حمایتی. در مورد برنامه‌های اشتغال‌زا از اول معتقد بودیم که پول‌پاشی حلّال اشتغال نیست. اگر هم این وام‌ها‌ را گرفتیم داریم با برنامه جلو می‌رویم. من در مورد اشتغال روستایی به همه شما اینجا دارم عرض می‌کنم، من باشم یا نباشم، ساختاری که ریخته شد (50) کارشناس بین‌المللی ایرانی معتبر آمدند کار کردند. از برج (3)‌ و (4) آنچنان اوج خواهد گرفت و به شغل خواهد نشست،‌ نه اینکه طرف پول را بگیرد برود دام بخرد، علامت در گوش دام می‌زنند به دامداری بعدی هم می‌روند می‌بینند همان است. ما که نمی‌خواهیم پول بپاشیم. مشاور کنارش گذاشتیم، فنی و حرفه‌ای در کنارش گذاشتیم، برای اولین بار داریم یک طرحی را می‌دهیم که به عنوان طرحهای زودبازده گرفتار نشویم. این را ارج بنهیم، داریم کار می‌کنیم. در بحث اشتغال فراگیر آمدیم کشانه‌های اشتغال کشور را شناسایی کردیم. علاوه بر این، برنامه مهارت‌آموزی و برنامه کارورزی دانش‌آموختگان را دنبال کردیم. این کار سابق بر این یک جایی می‌شد، جایی نمی‌شد، یک سامان منظم برای آن ریختیم و از امسال این کار را آغاز می‌کنیم. ما حداقل (300) هزار شغل از طریق این کارهایی که صورت می‌گیرد را داریم پیش‌بینی می‌کنیم و فکر می‌کنید میزان اشتغالی که ایجاد شده همه بیکار بودند این میزان اشتغال ایجاد شده؟ من از آمارها دفاع می‌کنم، اما با این وصف به عنوان وزیر ذی‌ربط می‌گویم من نگرانم که این شغل‌ها بعضاً باکیفیت نیست. ما به سمت شغل‌های غیررسمی حرکت کرده‌ایم، شغل‌هایی که ساعات کار کمی دارد حرکت کرده‌ایم، اما در دوران رکود خود این مهم است. بدانید در دوران رکود (2/1) الی (2/2) درصد از GDP‌ را برای سیاست‌های مداخله در بازار کار می‌گذارند ما کجا این عددها را گذاشتیم؟ ولی با این وصف آماری که سازمان برنامه اعلام کرده، ‌منتها ملموس نیست، علت ملموس نشدن آن به خاطر بی‌کیفیتی بعضی از مشاغل و انباشت بیکارهایی است که ورودی و خروجی دائم در حال افزایش است وگرنه برنامه اشتغال دولت، برنامه قابل دفاعی بوده و اگر خیل بیکاری زیاد است این ناشی از دو،‌ سه دهه برنامه‌ریزی است. شما امروز نمی‌توانید دولت را متهم کنید، آن هم یک وزارتخانه‌ای که در این میان ایستاده بخواهد کار را جلو ببرد، امروز ما این وزارتخانه را بخواهیم متهم کنیم. ما نظام تأمین مالی نداشتیم، سیاست تولید داشتیم، سیاست اشتغال در کشور نداشتیم، فقط یک سند بود که مقام معظم رهبری ابلاغ کرده بود. ما امروز سند اشتغال را با افتخار، الان روی میز من است، آماده کردیم و الان داریم با سند اشتغال کار را جلو می‌بریم. هیچگاه مثل امروز نظام بانکی در کنار طرح نظام تأمین مالی خرد ننشسته بود. ما امروز با نظام بانکی در این جهت حرکت‌های خوبی را جلو بردیم و من فکر می‌کنم این (20) هزار میلیارد تومانی که برای اشتغال فراگیر آوردیم با بهره‌های کمتر،‌ منتها از ابتدا نمی‌دهیم، معلوم است که می‌خواهیم منجر به اشتغال شود، زیرساخت‌های اینها آماده شده، من به شما اطمینان می‌دهم آثار برنامه‌های رفاهی و اشتغالی دولت قطعاً‌ رو به افزایش است و در سالهای آتی خودش را چشم‌گیر نشان خواهد داد. ما در 94 و 95، (650) هزار شغل البته با آن نقدی که خودم کردم، ولی نمی‌توانم (600) هزار دفتر تأمین اجتماعی را هم نادیده بگیرم. قبلاً نسبت رسمی به غیررسمی دو به یک بود، امروز دارد افزایش پیدا می‌کند،‌ دارد یک به یک می‌شود. همه تلاش ما باید این باشد که کیفیت و رسمیت کار را بالا ببریم و در این جهت باید برنامه‌ریزی کنیم. ما در درازمدت قطعاً این مسیری که می‌رویم شیب اشتغال پایدار را دنبال خواهیم کرد. الان کردستانی‌های عزیز ما می‌توانند شهادت بدهند آنجا یک انستیتو گیم ایجاد شد، طرح مشترک ما و وزارت ارتباطات بود. الان نرم‌افزار آنجا دارد به (70) کشور می‌رود. در خراسان انستیتو چرم و کفشی که ایجاد شد، اینها کارهای زیرساختی بوده، در تبریز هم همین‌طور، اینها کارهای زیرساختی بوده که در تبریز چند وقت دیگر خودم آنها را به افتتاح خواهم رساند. من باز هم عرض می‌کنم که پاشیدن پول اشتغال نیست، ما برنامه داریم، دولت محترم و رئیس‌جمهور محترم بر اینها واقف هستند و داریم در یک مسیری جلو می‌رویم. اما من لازم می‌دانم نهایتاً در اینجا نگاهی هم به وظایف‌مان بکنیم. نگاه کنید! اشتغال ناشی از روند اقتصاد کلان، شامل سیاست‌های پولی و مالی، سیاست تجارت خارجی، شامل واردات و قاچاق،‌ روند و اندازه بازار تولید کالا و خدمات، سیاست بازار مصرف و نهایتاً سیاست بازار کار است که در سیاست بازار کار تنظیم روابط کارش با من است. من با این محدودیت مسئولیت و وظیفه پذیرفتم. اگر می‌خواهیم اشتغال حل شود با رفتن من و آمدن کس دیگر هزاران هزار اشتغال خواهد آمد؟ من معتقدم ساختار درست کنیم، من معتقدم برنامه درست اشتغال را این‌قدر عجولانه انجام دهید،‌ من التماس می‌کردم که در اشتغال روستایی در جایی نقشی هم به ما داده شود. شما بیاورید برای ساختار اشتغال کاری کنیم، برای اصلاح صندوق‌ها ساختارسازی کنیم، این راه‌حلی است که ما می‌توانیم برای شفافیت راهکار ایجاد کنیم. به جای اینکه شما امروز بیکاری را استیضاح کنید و نظامی که ساختارمند نمی‌تواند ایجاد کند، جایی که آمده ساختار اولیه را می‌گذارد نباید در اینجا مورد استیضاح قرار داد و من فکر می‌کنم با توجه به شرایطی که ما داریم،‌ بنگاه‌های مشکل‌دار را شناسایی کردیم و مداخلاتی که داریم می‌کنیم وضعیت مناسبی را در آینده به دنبال خواهیم داشت. در مورد مسأله صندوق‌ها، جناب آقای دکتر محبی‌نیا نکاتی را گفتند، من کمتر به آن اشاره می‌کنم. من در جلسه غیرعلنی آمدم خدمت شما عرض کردم که بحران صندوق‌های بیمه‌ای و بازنشستگی وجود دارد، باید برایش کاری کنیم. بخشی از اینها برای قوانین مجلس بوده، بخشی برای تصمیمات دولت بوده،‌ آیا من خودم در جلسه غیرعلنی این را مطرح نکردم؟ امروز به من می‌گویید چرا اینجا وام گرفته شده؟ می‌آمدید پیش‌بینی می‌کردید، این مسأله‌ای بود که خود ما مطرح کردیم. چه کسی حاضر است هزینه تصمیمات سخت و دشوار را بدهد؟ ما باید (10) تا تصمیم سخت و دشوار در مورد صندوق‌ها بگیریم. آیا حاضریم این تصمیمات سخت و دشوار را به مشارکت بنشینیم با هم تصمیم بگیریم، روی سن تصمیم بگیریم، روی بازنشستگی تصمیم بگیریم؟ اینها مسائل ما در صندوق‌ها هستند. ما می‌توانیم، امروز هم دیر نشده، ما می‌توانیم در مورد صندوق‌ها تصمیمات سخت و دشوار بگیریم، این امکان ندارد الاّ با کار مشترک مجلس و دولت، باید کار کنند و تازه باید همه نظام هم از او حمایت کند که این تصمیمات سخت و اصلاحات ساختاری و پارامتریک را انجام بدهد. آیا من برنامه‌ای برای اصلاح نداشتم؟ آیا ارائه نکردم؟ آیا فهم در این زمینه در مورد صندوق‌ها وجود نداشته؟ ما واقعاً می‌توانیم در مورد یک پیکره‌ای که با (50) میلیون نفر سر کار داریم، یک آدمی را اینجا می‌شماریم، یک اسمی را اینجا یک جا می‌گوییم، بعد قضاوت می‌کنیم، یک عکس می‌گیریم در مورد عکس حرف می‌زنیم، یک روند را تفسیر نمی‌کنیم که این روند کجا رفته، روند حرکت خوب رو به جلویی بوده است. وفادارانه و خالصانه به شما می‌گویم، این روند و کارهایی که ما در اینجا صورت دادیم روند مثبت و رو به جلویی بوده و دوستان مباحث دیگری را مطرح کردند که من مایلم پیرامون آنها صحبت کنم. یکی از مباحثی که در بحث دوستان مطرح شد اینکه آسمان زیر نظر ماست، کشتی زیر نظر ماست. من می‌پرسم آیا من رفتم آسمان و کشتی را آوردم؟ الان رجا را بخواهم بفروشم چه کسی می‌خرد؟ آیا من اصلاً می‌توانم به قیمتی که خریدم امروز بفروشم؟ آوردم طرح اجرا کردم، من رفتم از بازار و سرمایه بین‌الملل دارم آدم‌هایی را می‌آورم که مدیریت را بدهم و خودم از اینها خارج شوم. این کار درستی بوده که داریم دنبال می‌کنیم،‌ این امروز اتفاق نمی‌افتد. حالا در همین مسأله آسمان هم حداقل اعلام شده که اشکال از هواپیما نبوده، تمام مجوزهای پرواز را داشته، شایعه هشدار هواشناسی هم صحت ندارد، تمام رویه‌های عملیاتی در مورد هواپیما انجام شده است. از آبان 96 مجوز پرواز داشته، هر چهار روز به مناطق مختلف کشور رفته،‌ این خلبان سال 88 جراحی قلب داشته، از 89 با کمک‌های مختلف می‌توانست پرواز کند، بخشی از خلبانان الان این وضع را دارند. ثابت هم شد سکته که نکرده بود، اشکالی نبود که اگر سکته کرده بگوییم این مسأله اشکال است. متأسفانه به جای اینکه علت سانحه بررسی و اعلام شود، دوستان مطالبی که دارند مطرح می‌کنند روی مدیریت یک فرد می‌روند که من اتفاقاً در مدیریت آن فرد برای بنگاه‌داری‌اش حداقل حمایت دارم که می‌دانم مدیریت نامناسبی درخصوص بنگاه‌داری آنجا نداشتیم. خلبان فولاد از اردیبهشت امسال به عنوان معلم‌خلبان هواپیمایی ATR‌ گواهینامه گرفته و تا (65)‌ سال هم می‌توانست پرواز کند. هوا هم در هر دو مقصد و مبدأ هوای خوبی بوده. بالاخره این اتفاق رخ می‌دهد و من هم متأسفم، ما در کنار خانواده‌های داغدار متأسفیم، از همه اینها پوزش داریم، اما قضاوت درست کنیم. برخی از افراد که از شش ماه پیش حتی قبل از رأی اعتماد استیضاح ما را دنبال می‌کردند، آن که امروز به خاطر آسمان نیست. اگر هم به خاطر آسمان است من به هر چه نتیجه‌اش در می‌آید تن خواهم داد، ولی در صدد این هم هستم که این هواپیما را حتماً‌ با سرمایه‌گذاری خارجی بیاییم، شرکت آسمان را وقتی ما تحویل گرفتیم‌ (1250) میلیارد تومان بدهی سررسید داشته، ولی امروز (900) میلیارد تومان از بدهی‌ها پرداخت شده است. مگر این اتفاق بزرگی نیست؟ بنگاه به بنگاه‌داری رسیده،‌ هواپیمایش از هفت تایی که دو تایش می‌پرید به (25) فروند رسیده و این اتفاق خوبی بوده که در اینجا رخ داده و در آن بحث هم هر چه کار کارشناسی باشد ما قطعاً به آن عمل خواهیم کرد. در مورد تعاون یکی از نمایندگان محترم مباحثی را مطرح کرد. در 1389، (6/2) درصد سهم بخش تعاون بوده است. (فرهنگی ـ خیلی متشکر) من فقط این را می‌خواهم عرض کنم، امروز (6) درصد است، اگر سهام عدالت را بتوانیم اضافه کنیم بیشتر می‌آید. سؤالم این است، پرسیده‌اند چرا شما منابع تمهید نکردید؟ منابع را چه کسی باید تمهید می‌کرد؟ منابعی آمده که من دادم؟ سؤال دوم آیا اقتصاد ایران و این کیک این‌قدر بزرگ شده که سهم تعاون در آن (25) درصد بزرگ شود؟ من سهم تعاون را در کدام کیک اقتصاد می‌خواستم بزرگ کنم؟ ولی همین الان روی کیفی‌سازی تعاونی‌ها کارهای عمیقی صورت دادیم. (42) شرکت تعاونی توسعه و عمران شهرستانی را افزایش دادیم، روی تعاون ـ روستا رفتیم، جایی رفتیم که مزیت بوده، هفت برنامه ریختیم. برادرانی که استاندار سابق بودند در این حوزه ارزشمندند، آمدند آشنا به کار بودند، از قدیم در کار تعاون بودند، الان نسبت تعاونی‌هایی که امروز دارد ثبت می‌شود را نگاه کنید، کیفی شدن تعاونی‌ها را، پیشگیری از فرو افتادن تعاونی‌ها، این شرایط، شرایط خوبی بود که امروز ایجاد شده است. امروز ما یک اتاق تعاونی داریم که حداقل آقای لارگانی شهادت می‌دهند که بدون هیچ دخالت ما همبسته کامل داریم با هم کار می‌کنیم. جناب آقای دلخوش در اینجا می‌توانند گواهی بدهند، ما داریم با هم کار می‌کنیم، کار را داریم در اینجا جلو می‌بریم و این اتفاقاتی بوده که در بخش تعاون رخ داده است. اگر امروز می‌پرسید که چرا بخش تعاون (25) درصد رشد نکرده، من می‌پرسم مگر بخش خصوصی شما (25) درصد در این اقتصادی که روز به روز آب رفته بود بزرگ شده که سهم تعاون در اینجا نتواند بزرگ شود؟

محمدحسین فرهنگی
شما نیم‌ساعت دیگر هم بعد از دوستان وقت دارید.

علی ربیعی
من حالا این قسمت صحبتم را جمع‌بندی می‌کنم، ان‌شا‌ءالله در نیم‌ساعت آینده صحبت‌های اساسی و بنیادینم را در آن نیم‌ساعت خدمتتان ارائه خواهم کرد. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

اکبر رنجبرزاده
تشکر از جناب آقای دکتر ربیعی. حدوداً (92) دقیقه صحبت کردید، نیم‌ساعت‌تان برای بخش پایانی باقی مانده است. دو نفر از نمایندگان محترم استیضاح‌کننده هر کدامشان به مدت (15) دقیقه فرصت دارند که صحبت کنند. جناب آقای محمدرضا پورابراهیمی نماینده محترم کرمان و راور (15) دقیقه فرصت دارید، دیگر چون که امکان انتقال نوبت به نفر بعدی نیست نباید بیشتر از (15) دقیقه صحبت شود.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
بسم الله الرحمن الرحیم «ان الله یأمر أن تؤدوا الامانات الی اهلها» یاد و خاطره شهدای انقلاب اسلامی در روز (22) اسفند روز بزرگداشت شهدا را گرامی می‌داریم. همکاران محترم، عزیزان و بزرگواران، مردم عزیز و بزرگوار ایران اسلامی! ما در چهار و نیم سال قبل درخصوص معرفی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی پیش‌بینی‌هایی در همین صحن علنی کردیم، بیان کردیم فردی که در دولت یازدهم برای تصدی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی معرفی شده به دلیل ویژگی‌هایی که دارد متناسب با مأموریت‌های این وزارت مهم و اساسی در کشور که امروز باید پیشانی حرکت اقتصادی باشد نیست و براساس همین پیش‌بینی‌ها، امروز ارزیابی ما از عملکردی که در طول این چهار سال و نیم شاهد آن هستیم امروز وضعیت بسیار اسفباری در شرایط اقتصادی کشور شاهد هستیم. بعضی از عزیزان و بزرگواران به بنده بیان می‌کردند شاید شما در طول این چهار سال و نیم که چند بار سؤال کردید، ما چند تا کارت زرد را در مجلس به آقای ربیعی دادیم و در رأی اعتماد دوم هم من علاقه‌مند بودم مخالف صحبت کنم، ولی به هر دلیل لابی‌گری کردند و اجازه ندادند، گفتند شاید شما مطلبی دارید که به صورت فردی است. من می‌خواهم خدمت شما عرض کنم، از روز اولی که آقای ربیعی به عنوان وزیر پیشنهادی در دولت یازدهم هیچ مسئولیتی نداشت بنده مخالف بودم. من خواهش می‌کنم اتاق فرمان فیلم زمان رأی اعتماد را در سال 92 پخش کند. (در این هنگام فیلمی از سخنان آقای محمدرضا پورابراهیمی‌داورانی در سال 92 در صحن علنی مجلس پخش شد)

اکبر رنجبرزاده
صدا نیست.

مسعود پزشکیان
آقای پورابراهیمی بفرمایید.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
صدا نیست، بگویید صدا را وصل کنند.

مسعود پزشکیان
اشکالی ندارد، شما ادامه بدهید، آن را درست می‌کنند، چشم. شما حرفتان را بزنید.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
باید یک فیلمی را بگذارند که صدایش پخش شود.

مسعود پزشکیان
اشکالی ندارد، آنجا پیگیری می‌کنند، شما صبر کنید پخش می‌کنند. خواهش می‌کنم بفرمایید.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
این باید الان پخش می‌شد.

مسعود پزشکیان
آقای دکتر! الان جزء وقتتان حساب می‌شود، بفرمایید.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
من در ابتدای معرفی وزیر تعاون اعلام کردم که آقای وزیر! فارغ از سوابق شما که امروز آقای محبی‌نیا هم اشاره کردند، البته دوستان هم به بنده تذکر دادند گفتند مطالبی که آقای محبی‌نیا مطرح کردند سوابق وزارت جناب آقای ربیعی وزیر تعاون و کار در حوزه سالهای گذشته است. بله، ایشان در سوابق و اطلاعات و مجموعه فعالیت‌هایشان اقداماتی انجام داده‌اند، امروز از نظر ما وضعیت کنونی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی مبنای حوزه تصمیماتی است که باید مبنای عمل ما قرار بگیرد. آقای محبی‌نیا!‌ شما فرمودید که آقای وزیر اهل جوادیه است، در منطقه جوادیه به دنیا آمده، در یک محله فقیرنشین است. سؤال من از آقای وزیر این است، آقای وزیر! الان خانه شما در کجاست؟ منزل شما در شمال شهر است یا در جنوب شهر است؟ منزل شما چندصد میلیونی است یا چند میلیاردی است؟ امروز وضعیت شما در بحث استفاده از ظرفیت‌ها چطور است؟ امروز فرزندان شما در حوزه‌های مختلف چکار می‌کنند؟

عبدالحمید خدری
خانه من هم بالای شهر است، این چه حرفی است؟ این جرم است.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
اجازه بدهید ما صحبت کنیم.

اکبر رنجبرزاده
آقای خدری! صحبت می‌کنند، اجازه بفرمایید. شما بفرمایید.

مسعود پزشکیان
اشکالی ندارد، بفرمایید.

عبدالحمید خدری
چرا این حرفها را می‌زنید؟

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
اجازه بدهید، شما که حق صحبت ندارید، چرا اجازه نمی‌دهید؟ آقای پزشکیان! وقت ما را سیو کنید.

مسعود پزشکیان
اشکالی ندارد، همه این (20) ثانیه می‌شود، آقای پورابراهیمی بفرمایید.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
اگر آن فیلم آماده شده اتاق فرمان پخش کنند، تعجب می‌کنم که اتاق فرمان امروز با ما همکاری نمی‌کند. اتاق فرمان فیلم را پخش کنید.

مسعود پزشکیان
اتاق فرمان! برنامه‌ای که آقای پورابراهیمی گفته را لطفاً پخش کنید. آقای دکتر دارد پخش می‌کند.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
صدا را هم بگذارید.

مسعود پزشکیان
آقای پورابراهیمی! فایلی که داده‌اید صدایش ضعیف است، به خاطر همین است.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
برای اتاق فرمان است.

مسعود پزشکیان
فایل شما ضعیف است، فایلی که داده‌اید همین است.

محمد علی وکیلی
شما صحبت کنید ما پیگیری کنیم.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
تمام می‌شود، صحبت من را الان باید بگذارید.

اکبر رنجبرزاده
زمان را بگیرید آقای فرهنگی.

مسعود پزشکیان
فایلتان مشکل دارد. خیلی ممنون آقای دکتر، سیستم ما مشکل دارد، (پورابراهیمی‌داورانی ـ چرا مشکل دارد؟) سیستم برای من و شماست، برای کس دیگری که نیست. به هر حال شما هم هیأت‌رئیسه بودید، مجلس است. لطفاً بفرمایید بنشینید. آقای دکتر! ادامه بدهید، به هر حال آن فایل کار نمی‌کند.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
اگر اتاق فرمان با ما همکاری نکند،‌ من فایل و فیلم آماده کردم، من چطور می‌توانم توضیحاتم را خدمت نمایندگان بدهم؟ مطالب من اسلایدهای تخصصی است. آقای پزشکیان! شما می‌گویید توضیح بدهید، من تمام اینها را پاورپوینت کرده‌ام.

اکبر رنجبرزاده
اجازه بدهید آقای تاج‌گردون صحبت کنند، بعد اصلاح که شد شما صحبت کنید.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
آقای تاج‌گردون صحبت کنند.

اکبر رنجبرزاده
جناب آقای تاج‌گردون بفرمایید.

مسعود پزشکیان
بگذارید درست کنند بعد بیایید. آقای دکتر! الان وقت شما را نگه داشتند.

اکبر رنجبرزاده
جناب آقای تاج‌گردون! شما (15) دقیقه وقت دارید.

مسعود پزشکیان
آقای دکتر بفرمایید.

غلامرضا تاج گردون
مجلس را کمی آرام کنید.

اکبر رنجبرزاده
عزیزان لطفاً‌ روی صندلی‌هایشان بنشینند، وقت دارد می‌گذرد و به اذان نزدیک می‌شویم، آن وقت رأی‌گیری نمی‌شود.

مسعود پزشکیان
نمایندگان محترم لطفاً سر جای خودتان بنشینید تا ما بتوانیم رأی‌گیری کنیم. آقای دکتر تاج‌گردون! خواهش می‌کنم شما بفرمایید.

غلامرضا تاج گردون
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمدلله رب العالمین خدایا تو شاهد باش که جز به حق کلام نگویم و کلام امروزم صرفاً در قالب قسمی است که در آغاز این راه و در برابر قرآن و قانون اساسی و مردم خورده‌ام. وقتی بحث استیضاح مطرح شد در چند روز گذشته استیضاح‌های مهم بعد از انقلاب را در این مجلس مرور کردم. دوستان! یک بار استیضاح‌های مهم را مرور کنید، استیضاح آقای ناطق‌نوری، استیضاح آقای عبدالله نوری، استیضاح آقای مهاجرانی و اخیراً استیضاح آقای دکتر فرجی‌دانا. در تمام استیضاح‌ها دو گفتمان مطرح بود، همیشه بین دو گفتگو و دو فکر، دو موضوع مطرح بود. من امروز از ساحت قانون اساسی و صحن این مجلس، دولت محترم و نمایندگان محترم و ملت عزیز عذر می‌خواهم اگر مطالبی گفته می‌‌شود که در شأن مجلس و دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران نیست. همیشه استیضاح دو گفتمان بود، اما امروز برادران و خواهران محترم! چهار سال و شش ماه پیش بنده حقیر در پشت این تریبون قرار گرفتم و از برادر عزیزم جناب آقای دکتر علی ربیعی دفاع کردم. آن روز دکتر علی ربیعی برای من عبادی بود که پاک بود، عبادی بود که ضد فساد بود، عبادی بود که برنامه‌ریز بود، عبادی بود که مستقل بود و تحت تأثیر امثال تاج‌گردون‌ها قرار نمی‌گرفت و می‌دانست به پای این انقلاب و این حکومت خون ریخته شده است. من آن روز از عباد و عبادها حمایت کردم و خواهم کرد. برادر عزیزم جناب آقای دکتر ربیعی! شما دوست عزیز ما هستید. اما امروز چه؟ امروز اتفاق دیگری رخ داد. لابد سؤال می‌کنید آقای تاج‌گردون، دوستان آقای ربیعی!‌ در این شش ماه چه شد که این بار برگه برگشت و مخالف آقای ربیعی شدید؟ آقای ربیعی شهادت بدهد، از من نخواست به او رأی بدهم،‌ من و جمعی از دوستانی که امروز استیضاح‌کننده هستند خدمت این برادر عزیزمان رسیدیم، خودمان هم رفتیم، زنگ زدیم، اگر کلمه‌ای کم می‌گویم بعد از من بیاید این صحبت را بکند. خدمتش گفتم جناب آقای ربیعی! می‌دانم از همه طرف به تو هجمه است که تو را بزنند، می‌دانم که از همه طرف از تو مطالبه می‌کنند، می‌دانم که این بنگاه و آن بنگاه این مقدار را از تو می‌خواهند، شاید دوست نزدیک من هم از تو مطالبه می‌کند. ما پشت تو آمده‌ایم، به یک شرط که علی ربیعی باشی، مستقل باشی، معامله نکنی، با هیچ‌کس حتی تاج‌گردون. مستقل بایست و ما هم پای این حرف ایستاده‌ایم. آقای ربیعی عزیز! چهار سال و شش ماه با تو همراه بودیم، چهار سال و شش ماه با تو همراه بودیم که خوب کار کنی و برنامه‌هایی که امروز تکه‌هایی از آن را گفتی بتوانی اجرا کنی. ولی من خدمتتان عرض کنم که عنان را رها کردی. بسیاری از بخش‌های مهم مملکت را معطل تصمیمات خودت کردی. امروز فرمودی، دوستان دیگر هم گفتند، هیچ از دوستی ما کم نمی‌شود، ولی یک نکته را عرض کنم، اینکه معطل می‌شوی چه شود و چه کسی چه بگوید، این خطاست. به آقای دکتر نوبخت که اینجا نشسته عرض کردم، در کمیسیون هم عرض کردم، نمی‌شود رئیس سازمان تأمین اجتماعی را یک سال معلق در هوا نگه داری، نمی‌شود رئیس سازمان بازنشستگی را همین‌طور معطل کنی، آخر سر بگویی حالا این را تاج‌گردون سفارش کرد بگذار و من گذاشتم. اینها خطاست. برادر عزیزم جناب آقای ربیعی! فرمودید شما از بدنه کارگران هستید و ما هم قبول داریم،‌ من امروز از زبان کارگرانی که به حقشان نرسیده‌اند می‌خواهم بگویم،‌ کی از حلقوم‌شان در پشت این تریبون یا صدایی از دولت در آمد که بگویید من مثلاً می‌خواهم مشکل کارگران قراردادی را حل کنم؟ در امور فقرا بود که مجلس پیشتازتر از دولت و شما بود، در امور کارگران بود که ما مستقل‌تر آمدیم عمل کردیم، حتی در بحث بدهی‌های دولت به تأمین اجتماعی، آقای نوربخش، مجلس! مگر ما اینجا دو ماه پیش دفاع نکردیم؟ چه کسی دفاع کرد؟ امثال من و شما نمایندگان رأی دادیم. این حق چه کسی بود؟ حق کارگر. بانک رفاه کارگران که نمی‌دانم پسوند کارگر را دارد یا ندارد، آقای ربیعی! آن حق کارگر است، نه اینکه دهها هزاران میلیارد تومان بدهی بانک رفاه کارگران بابت پرداختش به تأمین اجتماعی برای حقوق کارگر افزایش پیدا کند و منِ نماینده امروز باید در برابر مجلس بگویم پول بدهید تا ما بدهی بانک را رفع کنیم. حق کارگر آنجاست، پنهان شده. حق کارگر این نیست که کف خیابان آمده. بانک رفاه کارگران را ذلیل کردید، بانکهای مربوط را اجیر کردید که این بتواند حق و حقوق کارگر بیچاره را بدهد. آقای دکتر ربیعی! ما اینجا حرف داریم، گفتیم اینها را بگذار مستقل بشوند، آدم‌های حرفه‌ای بگذار کار کنند، دست من و آن یکی نسپار، به این و آن وصلش نکن. آقای ربیعی عزیز! آقای حسنوند این را گفت، من به عنوان یک اصلاح‌طلب این را می‌گویم، من امروز آدم لاریجانی نیستم، در بین امیدی‌ها و دوستان هم‌حزب من نرو بگو اینها مأمور لاریجانی هستند. نرو در بین پایداری‌ها و اصولگراها بگویید اینها مأمور روحانی هستند که مرا بیندازند. منِ تاج‌گردون و دیگر استیضاح‌کنندگان، ما نماینده مردم هستیم، والله بالله به این قرآن تنها وامدار آن قسم و آن مردم هستیم. آقای ربیعی عزیز!‌ باز هم کلام گفتی عذر نخواستی، من نماینده آن مردم عزیز و آن (66)‌ جنازه‌ای هستم که هنوز بالای قله دنا هستند. یک نفرتان از دولت حاضر نشد بگوید مردم عذر می‌خواهم. چرا کوتاه بیایم؟ آیا خون چیزی است که از آن بگذریم؟ در دفاع از استیضاح قبلی آقای آخوندی یک کلام گفتم، گفتم آقای آخوندی عذر خواست، ببخشیدش. یک نفر عذر نمی‌خواهد، می‌گویید که هواشناسی گزارش داد. دوستان نماینده! روز اول به هواپیمایی رسیدیم، همه آمدند نشستند، من گفتم هواشناسی بیاید، همه اینها به جعبه سیاه می‌رود، هواشناسی آمد گزارش داد مبدأ و مقصد خوب بود، گفتم مسیر چیست؟ توضیح فنی داد، گفتم اینجا بنشین برای من توضیح بدهد. توضیح داد، یک گزارش مکتوب را داد. خدمت تمام وزرایی که در کار بودند پیام دادم، گفتم مستندات را قاطی نکنید، ما داریم. این گزارش هواشناسی است، آن کارشناس مظلومی که می‌دانم بعد از صحبت من چه بلایی سرش می‌آورند یواش این را زیر پوشه من گذاشت گفت آقای تاج‌گردون! این پیش شما باشد، می‌دانم دیگر گیرت نمی‌آید. شما دیروز شنیدید در آذربایجان‌شرقی چقدر هواپیما به دلیل سرعت بالای (110) برگشت. دوستان این گزارش است، Base ابر (6000)، ارتفاع ابر (34) هزار، سرعت باد (110)، هواپیمای کوتاه‌برد، هواپیمایی که نمی‌تواند به بالای (30) هزار پا برود، با باد (110) و ابری می‌فرستید. من چه جوابی به آن جسدهای بالای کوه بدهم؟ گفتم یک نفر هم در این نظام عذر نخواست، آن کاپیتان مرحوم رفت، ای دنا! تو مقصر بودی که قامتت فراتر از تصور من و آقای ربیعی بود. آقای عزیز! من چطور بگویم؟ می‌گویید همه اینها حل شده است. من اولین نفری بودم که به رئیس بیمه ایران زنگ زدم، گفتم می‌دانم هواپیمای ATR بیمه نیست، من خواهش می‌کنم برای حقوق آن عزیزان این را اعلام نکن،‌ بیمه مجدد بکن، به رئیس هواپیمایی آسمان زنگ زدم گفتم خواهش می‌کنم برو سریع این را حل کن. حتی هواپیمایت را هم بیمه نکردی. آقای ربیعی! این چه مدیریت بنگاهی است و بعد می‌خواهی ما کوتاه بیاییم؟ از در و دیوار ما بالا می‌روید به خاطر اینکه قوم، قول و پول را بسیج کردی که بتوانید امروز این استیضاح انجام نشود. لر و ترک کردید، آقای ربیعی! من لرم، من از پشت کوه آمدم، افتخار هم می‌کنم لرم، پنج سال در کنار تو بودم در تمام این وزرایی که هیچ‌کدام هم لر نیستند. چرا روزنامه‌های معلوم‌الحال را بسیج می‌کنی و می‌گویی که بگو این لر است و این این است؟ آقای ربیعی! من که نوکر تو هستم همه چیز این دولت را به ما می‌گویند، بابت حق شما کوتاه نیامدیم و بابت حق مردم هم کوتاه نخواهیم آمد. من در مورد این موضوع حرف دارم، من در مورد مظلومانی که بالای کوه هستند حرف دارم. آقای ربیعی! من هم برای دختر سانچی گریه کردم، من هم برای آن یتیمی که در شب عید بالای سرش می‌روی، در بغلش می‌نشینی و آرامش می‌کنی، گریه می‌کنم. ولی مسأله ما فقط با دختر یتیم سانچی نیست، مسأله ما خیلی چیزهای دیگر است. مهمترین مسأله من قداست شما بود. مهمترین مسأله من اصالت دولت است. من از دولت ذلیل بدم می‌آید، من از وزیر ذلیل بدم می‌آید. من بدم می‌آید در مقابل تاج‌گردون، پزشکیان و این و آن کرنش کنی. من بدم می‌آید در برابر اصولگرا و اصلاح‌طلب، اگر اصلاح‌طلبی این است که برای پست کرنش کنی من اصلاح‌طلب نیستم. اصلاح‌طلب به صداقتش است، به این است که بماند، حرفش را بزند و بعد برود. شاید حرف آقای حسنوند را بد برداشت کردید، یک واقعیت جامعه است که ما باید پای حرفمان بایستیم. آقای ربیعی عزیز! دوست داشتم آن چیزی که واقعیت است را بگویم، باز هم هر چه می‌خواهید بگویید. به این کلام‌الله مجید، خدا لعنت کند اگر من بخواهم از امروز تا به انتهای عمرم با این دولت محترم و رئیس‌جمهور محترم که نه به حرف من گوش می‌دهد، نه به حرف تو و نه به حرف این و آن مصالحه کنم ربیعی بیفتد و دوست من بیاید. ای اُف بر من و خاندان من اگر بخواهم این‌چنین ورود کنم که رسانه‌های زنجیره‌ای راه بیفتند. آقای ربیعی! سالهاست که این گله با این گرگ آشناست، اینها را به جانمان نیندازید. ما وامدار رأی مردم هستیم. فرمودید اینها را انجام دادیم، برنامه‌های اشتغالتان را دیدیم، «سمعاً و طاعتاً»، کمکت می‌کنیم، گفتید (5/1) میلیارد دلار به دولت که ندادند. آقای رئیس ما خدمت مقام معظم رهبری تشریف بردند گفتند آقا! من نماینده یک استان مظلوم و محروم هستم، شما هم برای یک گوشه مملکت هستید، ما پس‌فردا نمی‌دانیم در مقابل مقام معظم رهبری چه بگوییم که آقا! ما برای این کار از تو مجوز گرفتیم. چه اتفاقی افتاد؟ چرا ما در این جلسه عکس نشان می‌دهیم؟ آقای وزیر محترم! بله،‌ ما عکس نمی‌خواهیم، ما فیلم می‌خواهیم، ما روند می‌خواهیم، روند آن نیست که شما فرمودید. آقای ربیعی! ساختارهایت اشکال دارد، وقت ما هم کم‌کم دارد می‌گذرد و دلم می‌سوزد و ناراحتم، خودت می‌دانی چقدر دوستت داریم، چقدر با تو بودیم، چقدر همراهت بودیم. وزیر بشوی یا نشوی باز هم دوست هستیم، ولی بدانید این راه، راه صواب دولت جمهوری اسلامی ایران نیست. خیلی از وزرا از دوستان نزدیک ما هستند، اصلاً حریم‌شان آن‌قدر وزین است که ما نمی‌توانیم به آنها حرف بزنیم، بگوییم این هست یا آن. وزارت یعنی قداست، قانون اساسی به شما این اجازه را داده است. خجالت می‌کشم لیستی را که از همکارانم در بانک رفاه کارگران پخش کردند و درست نیست به خاطر قداست مجلس بخواهم چنین کنم. چرا جامعه را نسبت به همکاران پاک و منزه من در اصولگرا و اصلاح‌طلب بدبین می‌کنی؟ ای ملت! به خدا باور نکنید، به خدا این حرفهایی که می‌زنند باج می‌گیرد، آقای ربیعی! بعد از من وقت دارید اینجا تشریف بیاورید، منِ تاج‌گردون لکه‌ای باج‌خواهی و وام‌خواهی، لکه‌ای سوءمدیریت، لکه‌ای فشار برای این و آن، اگر از جانب من به عنوان برادر کوچک همراه و همسفرت دیدی بیا بگو. هر آنچه از من سؤال کردی به تو مشورت دادم و شاید چون می‌دانستم سر کارم به تو مشورت هم ندادم. گفته شده که استاد ارجمندم جناب آقای دکتر عارف عزیز، همه هم می‌دانند من شاگردش هستم، خودش هم می‌داند من بیش از همه دوستش دارم، آقای کواکبیان! بعد از دو سال صدا و سیمای ما میلش کشید آقای دکتر عارف را نشان داد. خودشان ارادت من را به ایشان می‌دانند‌ و برادر عزیزم جناب آقای دکتر پزشکیان. هفت، هشت، ده روزی صدا و سیمای ما که دارد دربست کار می‌کند تا برای ایشان و یکی دیگر را بزند، صدا و سیما می‌آید از آقای دکتر عارف سؤال می‌کند‌، آقای دکتر عارف می‌فرماید که به نظر ما الان وقت استیضاح نیست و وقت دیگری، آقای دکتر پزشکیان هم همین مطلب را می‌فرمایند. آقای دکتر عارف! (رنجبرزاده ـ وقتتان تمام شد) به والله قسم خانواده‌ای از مظلومین حادثه هواپیما به من زنگ زد، مردم به ما می‌گویند عیدمان را خراب کردند تا عیدشان آرام باشد. آقایان! وقت استیضاح همین الان است، ما عید باید با مردم باشیم، عید باید با مظلومین باشیم، عید باید با آنهایی باشیم که الان در بین ما نیستند. (فرهنگی ـ آقای دکتر! وقت تمام شد) اگر هواپیما نقص نداشت چرا سقوط کرد؟ من خواهش می‌کنم هر آنچه من دارم در پشت این تریبون بگویید. و صلی الله علی محمد و آل محمد

مسعود پزشکیان
دست شما درد نکند.

اکبر رنجبرزاده
خیلی متشکر، جناب آقای دکتر محمدرضا پورابراهیمی! در خدمت شما هستیم. (در این هنگام فیلمی از سخنان آقای محمدرضا پورابراهیمی‌داورانی در سال 92 در صحن علنی مجلس پخش شد)

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
اجازه بفرمایید! من این صحبت‌هایم را در سال 92 در صحن علنی در همین‌جا در همین مکانی که ایستادم مطرح کردم. آن روز آقای ربیعی اصلاً وزیر نبودند، پیشنهاد شده بودند، برای اولین بار آمدند در صحن علنی همین‌جا نشستند. آقای رئیس‌جمهور و دیگران هم حضور داشتند برای اینکه رأی اعتماد انجام شود. دوستان گفتند سوابق، آن روز هم سوابق را مطرح کردند، سوابق و تحصیلاتی که آقای ربیعی دارند کاملاً مشخص است، جنس آقای ربیعی با جنس امروز وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اصلاً متفاوت است. آن روز هم ما مطرح کردیم که این گزینه، گزینه مناسبی نیست، شما آقای ربیعی را برای وزارت اطلاعات انتخاب کنید. کسی که سالها معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات بوده با ادبیات اقتصادی چه سنخیتی دارد؟ چطور می‌خواهد این لکوموتیو اقتصادی کشور را که عقبه‌اش همه بنگاه‌ها است هدایت کند؟ به آقای روحانی عرض کردم آقای رئیس‌جمهور! اجازه بدهید، اگر شما وزیر اقتصادتان را عدد (100) امتیاز می‌دهید، وزیر تعاون‌تان از نظر اقتصادی باید سه برابر امتیاز بدهید، این جایگاه را باید به او اختصاص بدهید. مگر می‌شود با کسی که ادبیات اقتصادی را بلد نیست این مجموعه عظیم اقتصاد کشور را اداره کرد؟ اینها پیش‌بینی‌های ما چهار و نیم سال قبل در همین صحن علنی در دولت یازدهم بود. دوستان آمدند گفتند اجازه بدهید کار کنند و برنامه‌ریزی کنند. ما پیش‌بینی می‌کردیم، پیش‌بینی همین وضعیتی که امروز خدمتتان عرض می‌کنم. خواهش می‌کنم این پاورپوینت‌های عملکرد را نشان بدهید، این اسلایدهای بنده را نگاه کنید، من عدد و رقم‌ها را بخوانم که در طول این چهار و نیم سال چه اتفاق و فاجعه‌ای امروز در مجموعه این وزارتخانه اتفاق افتاده است. آقای ربیعی می‌فرمایند این مجموعه (1) درصد GDP کشور است. کجا مجموعه (1) درصد GDP کشور است؟ عددهایی که ما محاسبه کردیم در این گزارش آمده، اسلاید بعدی را بیاورید، در پنج مجموعه بزرگ اقتصادی الان ارزش برآورد مجموعه‌های بورسی ما در چهار و پنج مجموعه بزرگ اقتصادی که شما ملاحظه می‌کنید بیش از (150) هزار میلیارد تومان مجموع ارزش دارایی‌های بورسی و غیربورسی است. شما با هر عددی محاسبه کنید، برادرم جناب آقای حسنوند مطرح کردند، من در اقتصاد یک عبارت را می‌گویم، به آن می‌گویند «هزینه فرصت»، اقتصاددانان به آن Opportunity cost می‌گویند. هزینه فرصتی که آقای ربیعی در طول این چهار سال و نیم به حوزه این وزارتخانه بابت ذی‌نفعانش وارد کرد دهها برابر انتفاعی است که در گزارش عملکردشان می‌آورند. کجا این وضعیت مطلوب است؟ امروز با آقای جهانگیری صحبت کردم، تشریف بردند، الان نیستند. آقای دکتر جهانگیری به من گفتند چرا شما مخالف ثبت‌نام کردی؟ اگر می‌خواهید بگذارید دیگران صحبت کنند. گفتم اعتقاد بنده بر این است. یک روزی در همین بحث رأی اعتماد دوم که نگذاشتند من صحبت کنم، دوستان رفتند شایعه کردند، خدای لابی آقای ربیعی است، اوج کار لابی‌گری را ایشان بلد است، در صحن علنی لابی کردند که پورابراهیمی مشکل شخصی دارد، همه نمایندگان آمدند گفتند. امروز این فیلم را نشان شما دادم،‌ گفتم عزیزان و همکاران من! بدانید سال 92 که آقای ربیعی آمد من اصلاً ایشان را نمی‌شناختم، ایشان وزیر نبود که من بخواهم خواسته‌ای داشته باشم که با آن مخالفت کردند. نگاه ما بینی و بین‌الله نگاه تخصصی است. امروز اگر این رویکرد می‌خواهد اتفاق بیفتد نظام اقتصادی دچار چالش است. یکی ذی‌نفعان مجموعه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی هستند که باید استفاده کنند، یکی مجموعه‌های دیگری هستند که آن مجموعه‌های دیگر کلان اقتصاد کشور است. یک بنگاهی که نرخ بازدهش به جای (5) درصد، (10) درصد می‌شود (30) درصد، یکی ذی‌نفعانش استفاده می‌کنند، دوم اقتصاد کشور از آن بهره می‌گیرد. امروز حرکت اقتصاد در پشت لکوموتیو بسیار کند و ناکارآمد وزارت تعاون متوقف شده است. آقای روحانی! شما باید برای اقتصاد کشور فکری کنید. چقدر از شما خواهش کردیم که برای دور دوم آقای ربیعی را معرفی نکنید، چرا شما تحت تأثیر لابی سیاسی قرار گرفتید؟ امروز ببینید عملکرد چطور است، من نرخ‌ها را می‌خوانم، اسلایدهای مربوط به عدد و رقم‌ها را بیاورید، به شما عرض کنم. در طول این چهار سال و نیم گذشته نرخ‌های بازدهی که در حوزه‌های مختلف ایجاد شده را من عرض می‌کنم، نرخ بازده سرمایه‌گذاری شاخص بورس که همه متخصصین عزیزان ما هم در صحن هستند، همکاران‌مان هستند، حدود (60) درصد نرخ بازدهی در طول این دوره بوده، متوسط نرخ بازدهی که در حوزه نفت و گاز که بزرگترین مجموعه‌های متعلق به آقایان است حداقل نصف آن عددی است که در متوسط عملکرد بازار سرمایه است، حدود (30) درصد است. متوسط نرخ عملکرد بورس در طول این مدت (60) درصد است، در حالی که متوسط عملکرد بازده در حوزه صنعت دارویی یک‌سوم این است. اینها عددهای عملکردی است، هر کسی که گزارش‌های تخصصی را می‌خواهد ما به ریز به او می‌دهیم. موضوع بحث ایجاد نرخ بازده یکی از موضوعات است و در کنار آن ایجاد سودآوری. شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی یا همان شستا، میزان سودی که در طول سالهای 92، 93، 94، 95 و 96 دارد، من عددهایش را برای شما می‌خوانم. اینها براساس سامانه اطلاعاتی خود آقایان است، من این عددها را خدمتتان می‌خوانم. در سال 93،‌ (2600) میلیارد، در سال 94 سود به (2400) تا می‌رسد، در سال 95 سود شستا به (1300) میلیارد می‌رسد، در سال آخر که الان سال جدید ماست، سال 96 که آن روز پیش‌بینی‌ها بود حدود (1100) میلیارد تومان. اینها عددهای موجود عملکرد آقای ربیعی به عنوان یک وزیری است که باید حافظ منافع کارگر و بازنشسته باشد. این‌طوری که اقتصاد کشور را اداره نمی‌کنند. ناکارآمدی بخشی از موضوعات ما است. مهمتر از ناکارآمدی تخلفات اقتصادی است. آقای دهقانی نماینده طرقبه اخیراً آمدند گفتند ما طرحی برای اموال نامشروع داریم. عزیزان و بزرگواران! من موضوع تخلفات صندوق بازنشستگی را در همین چهار سال در دستور کار قرار دادم. تحقیق و تفحص را در کمیسیون آوردم. من گزارش تحقیق و تفحص و گزارش عددها را می‌خوانم، حجت شما با خدای خودتان امروز رأی بدهید. آن دنیا پیش شهدا مدیونید، مگر ما می‌توانیم از حق مردم بگذریم؟ به بنده مراجعه کردند، فشار آوردند، دهها لابی کردند، شما در آینده می‌خواهید چکاره شوید، آقای پورابراهیمی! این‌طوری اذیت می‌شوی، فلان موضوع را مطرح کردند. دست از این کارهایتان در وزارت تعاون و کار بردارید. چرا با نماینده‌ها این‌طور برخورد می‌کنید؟ ما رفتیم آنجا از تخلفات گزارش بیرون آوردیم، من خوشحالم مدیری که امروز به آنجا فرستاده شده این گزارش‌های ما را تأیید می‌کند، مدیر سابق صندوق بازنشستگی کشوری که برای این افراد ضعیف و مستضعفی است که باید (90) درصد از حقوق‌شان از محل درآمدهایشان باشد، آقای تاج‌گردون می‌دانند، دوستان بودجه‌ای می‌دانند،‌ دوستان تلفیق می‌دانند، (95) درصد از حقوق اینها از محل بودجه عمومی کشور است. یعنی ما صندوق را تعطیل کردیم، کسی بازنشسته شود باید از صندوقش حقوق بگیرد. از کجا حقوق می‌گیرد؟ (95) درصد. کل این دارایی‌ها با (5) درصد عایدی دارد برای حقوق بازنشسته‌های صندوق بازنشستگی کشوری می‌آید. من این گزارش را خدمتتان می‌خوانم، در سال 83 شرکت پتروشیمی در یکی از استانهای خوزستان (فرهنگی ـ خیلی متشکر) اجازه بفرمایید، آقای دکتر! وقت من تلف شد، من دو، سه دقیقه وقت اضافه می‌خواهم. (فرهنگی ـ چند دقیقه اول صحبت کردید) آقای دکتر! اجازه بفرمایید. شرکت پتروشیمی در استان خوزستان به یک بخش خصوصی می‌رود مجوز می‌گیرد، به نام برادران «د». راه‌اندازی می‌شود، در ابتدا می‌آید (70) درصدش را به بنیاد تعاون ناجا می‌دهد. این گزارش تحقیق و تفحص در کمیسیون است. آقای ربیعی آنجا آمدند، حالا می‌گویم چه گفتند.

مسعود پزشکیان
آقای دکتر! وقت شما تمام شد.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
آقای دکتر! چند ثانیه.

مسعود پزشکیان
چند ثانیه اشکالی ندارد، چند ثانیه؟

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
یک دقیقه به من اجازه بدهید.

مسعود پزشکیان
نه، وقتتان تمام شده، نیم‌ساعت هم آقای دکتر وقت دارد.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
آقای دکتر پزشکیان! در اول نگذاشتند من صحبت کنم.

مسعود پزشکیان
آقای دکتر پورابراهیمی! وقتتان را گرفته بودند، آقای دکتر فرهنگی که خودش جزء مخالفین بوده.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
اگر اجازه بدهید من این جمله را بگویم.

اکبر رنجبرزاده
آقای دکتر! وقتشان تداخل کرد.

محمدحسین فرهنگی
نه،‌ من آنها را نگه می‌داشتم، من حساب کردم.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
آقای پزشکیان! من از شما تمنا می‌کنم اجازه بدهید من صحبت کنم.

مسعود پزشکیان
وقتتان تمام شده،‌ چکار کنیم؟

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
آقای دکتر! اینجا نگذاشتند من صحبت کنم.

محمدحسین فرهنگی
آقای دکتر! آیین‌نامه صریح است، می‌گوید «از ربع ساعت تجاوز ننماید».

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
از شما خواهش می‌کنم اجازه بفرمایید آن وقتی که تلف شده را شما برگردانید. (70) درصد از این سهام شرکت را به بنیاد تعاون ناجا داده‌اند، آمدند بخشی از این یعنی حدود (50) درصد را به صندوق بازنشستگی کشوری داده‌اند، دو، سه برابر قیمت و میلیاردها تومان، (نایب‌رئیس ـ خیلی ممنون آقای دکتر) آقای دکتر! خواهش می‌کنم اجازه بدهید، بگذارید ما قدری صحبت کنیم.

مسعود پزشکیان
شما (15) دقیقه وقت داشتید، حرفتان را زدید.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
یک دقیقه اجازه بدهید من جمله‌ام را تمام کنم.

محمدحسین فرهنگی
یک دقیقه بیشتر گذشت.

محمدرضا پورابراهیمی داورانی
اگر شما اجازه می‌دادید تمام شده بود، من جمله‌ام را گفته بودم. آمدند (70) میلیارد عددها را در آنجا گذاشتند، میلیاردها تومان تخلف شده بود، آقای ربیعی به کمیسیون آمدند، گفت من هم آن مدیر متخلف را برداشتم، من هم قبول دارم تخلف شده. بعد گفتیم عددها است، گفت عددها این‌طور نیست، حدود (10) میلیارد. (10) میلیارد یعنی پول توجیبی آقای ربیعی. (نایب‌رئیس ـ خیلی ممنون آقای دکتر، جمله‌تان سخنرانی شد) آقایان عزیز نماینده! حجت خدا بر شماست که امروز با تمام توان و شأن مجلس تصمیم بگیرید. ان‌شا‌ءالله موفق باشید.

اکبر رنجبرزاده
وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی جناب آقای دکتر ربیعی! (30) دقیقه وقت دارید دفاع پایانی را داشته باشید.

محمدحسین فرهنگی
اگر خلاصه هم بفرمایید ممنون می‌شویم، چون شما دو نوبت وقت داشتید، تبدیل به سه نوبت شد، لذا قسمت انتهایی را مقداری مختصر بفرمایید ممنون می‌شویم.

مصطفی کواکبیان
اخطار دارم.

محمد علی وکیلی
آقای کواکبیان وارد نیست.

اکبر رنجبرزاده
آقای وزیر بفرمایید. به اذان بر می‌خوریم، می‌خواهیم رأی‌گیری شود. آقای وزیر شما بفرمایید.

مسعود پزشکیان
زمان را درست بگیرید.

علی ربیعی
بسم الله الرحمن الرحیم من از رئیس‌ محترم مجلس انتظار داشتم که جلوی اتهام و دروغ‌هایی که نسبت به من داده شد گرفته می‌شد. سؤال‌هایی که مطرح شد در این یک صفحه هست، خارج از این سؤالات مطالبی مطرح شد. علی‌ای‌حال من اینجا توضیح می‌دهم، دیگران هم روز قیامت باید توضیح بدهند. اما دو مخالفی که در پسین و آخر صحبت کردند، من نکات‌شان را یکی‌یکی مطرح کنم. آقای پورابراهیمی گوش کن! شما می‌گویید شستا پیشانی اقتصاد ایران بوده. من الان اندازه اقتصاد ایران را برای شما شمردم، من الان گفتم که غیردولتی‌ها، یک ساعت پیش گفتم، مثل آقای تاج‌گردون که پوزشی که همین الان گفتم و نشنید، نه خواند و نه شنید، باز گفت کسی عذر نخواست، یک دقیقه قبلش گفته بودم. من الان گفتم ستاد اجرایی بنیاد مستضعفان، ساتا، ماتا، بانک‌ها، ما چقدر بشویم و تازه اینها چقدر کل کشور هستند. این تأمین اجتماعی سال‌ها زیر نظر وزیر بهداشت بوده، پس بگوییم وزیر بهداشت باید اقتصاددان باشد؟ ضمن اینکه بنگاه‌دار باید بگذاریم، نه اقتصاددان. بنگاه‌دار بگذاری فقر را چکار کنی؟ اشتغال را چکار کنی؟ بهزیستی را چکار کنی؟ اتفاقاً من همین کاره‌ام، اتفاقاً برای این کار ساخته شده‌ام، استادتمام همین رشته در دانشگاه هستم، (12) تألیف در همین رشته در دانشگاه دارم. زنجیره بنگاه‌ها را از نظام جامع تأمین اجتماعی باز کنید، خطایی که دولت‌ها صورت دادند و مجلس‌ها نظارت کردند، امروز این خطا را من می‌خواهم آغاز کنم و اصلاح کنم، کمکم کنید،‌ نه اینکه بایستید. من می‌گویم بگذارید ما این همبسته کار و رفاه را دنبال کنیم. اینها بحث خود من است، اگر اینکه من ضدجاسوسی بودم درست است همه حرفهای شما درست است. چطور در اقتصاد که بدون مطالعه می‌گویید. الان آقای دکتر نوربخش اینجا هستند، آقای دکتر نوربخش! من شما را به شهادت خدا می‌گیرم، آقای دکتر! ایشان چه می‌گوید؟ همکاران، عزیزان! سود تقسیم‌شده را دارد نشان می‌دهد، 93 فقط (5500) میلیارد بوده، من افزایش سرمایه دادم، ذخیره گرفتم، سود تقسیم‌شده را اینجا نشان می‌دهد می‌گوید از نرخ متوسط سود پایین‌تر است. اسم این علم اقتصاد است؟ اسم این بحث کردن است؟ من الان خوشحالم شما و آقای تاج‌گردون متحد شدید. من یک آدمی را پاسارگاد گذاشته بودم، شما از من سؤال کردید چرا آدم تاج‌گردون را در پاسارگاد گذاشتی که این‌چنین هم نبود. همین شما، حالا خیلی خوشحالم الان اینجا در کنار هم صحبت می‌کنید، این حق مجلس است. اصلاً دموکراسی همین است، آدم‌ها در جاهای مختلف کنار هم قرار می‌گیرند، هیچ اشکالی ندارد. عرضم به حضور شما، اولاً آن سود همین است، نرخ بازدهی این است. حالا چرا نرخ بازدهی ما کوتاه است؟ دوستان! من از پگاه چند درصد بازده سرمایه بگیرم؟ از زغال‌های کرمانی که باید پول در آن تزریق کنم، این کج‌خصوصی‌سازی، این بیماری را به ما کمک کنید. من چطور از ذوب‌آهن سود بگیرم که من الان فقط ضررش را کم کردم، الان در گزارش هم بود؟ من چطور از شرکت‌هایی که بمب در آن گذاشتند و منفجر شده، دخانیاتی که به من تحویل دادند با (6000)، (7000) کارگر اضافه، من چطور سود بگیرم؟ این ناکارآمدی من است؟ بحث می‌کنید، دوستان اسم می‌آورند و کد نمی‌دهند، متأسفانه یکی، دو مورد الان در مورد خانه من صحبت کردند. چون مطرح نشد نمی‌خواستم بگویم. خانه‌ای که من در سال 70 ساختم، خودم هم خانه را ساختم، همان خانه را دارم، اجاره کردم، چون تنگ بود با بچه‌هایم زندگی می‌کردم، جا تنگ بود، اجاره کردم، روی پول آن اجاره (4)، (5) میلیون تومان گذاشتم جای دیگر را اجاره کردم. دخترم دوبچه شده بود، (55) متر برایش کوچک بود، این هم اجاره‌نامه خانه. رفتند گفتند این وزیر خانه (25) میلیارد تومانی خریده، در همین مجلس گفتند. ارزش خانه‌ هم (4)، (5) میلیارد تومان بیشتر نیست، برای باجناق آقای نجفی شهردار تهران است. والله در مجلس چرخاندند، میز به میز چرخاندند. آدمی که من اخراج کردم، پرونده‌اش را به دادگاه دادم، ارزش یک ساختمانی (3) میلیارد تومان است، (2) میلیارد تومان اجاره کرده است. (5/12) میلیارد تومان در آن هزینه کرده. می‌گویم چرا (5/12) میلیارد؟ تشر آمدم، شد (5/2) میلیارد تومان. به دادگاه دادم. این آقا کمپین «نه به ربیعی» گذاشته، در مجلس دارد می‌پلکد.

ابوالفضل حسن بیگی
چه کسی است؟

علی ربیعی
اسمش را به هیأت‌رئیسه می‌دهم، آفیش کنند چه کسی داخل می‌آید.

مسعود پزشکیان
لطفاً‌ اجازه بدهید، آقای دکتر بفرمایید.

علی ربیعی
آقای بابائی‌صالح نمی‌دانم هست یا نه، دست‌خط او را آورد به من داد که دارد به فلانی می‌گوید چه بگو چه نگو.

مسعود پزشکیان
آقای پورابراهیمی! اجازه بدهید، حرف زدید، اجازه بدهید حرف بزند، بنشینید.

علی ربیعی
نمی‌خواستم وارد این مسائل شوم، اسمش را به هیأت‌رئیسه می‌دهم، آفیش کنند ببینند چه کسی اسمش را برای داخل داده است. اگر اینجا از جناح چپ ببرم استخدام کنم می‌گویند یک جناح برده، اگر همه را ببرم می‌گویند شرکت سهامی شده. اگر کنار افراد بروی غمخواری کنی می‌گویند چرا غمخواری می‌کند؟ اگر کنار افراد بروی غمخواری نکنی می‌گویند چرا غمخواری نکرده؟

ابوالفضل حسن بیگی
آقای ربیعی! اسم بگو.

مسعود پزشکیان
بفرمایید سر جایتان بنشینید.

علی ربیعی
اسمش را به هیأت‌رئیسه می‌دهم. در مباحث مطرح کردند، شما باید از حیثیت یک مسلمان دفاع کنید. به همین قرآن که عین صادقانه حرف می‌زنم، هر چه دارم، گفتند (2) میلیارد تومان هزینه شده، من به والله نه آن روزنامه را می‌شناسم، ضمن اینکه مادر من لک است، مادرم چگینی است،‌ پدرم ترک است. این چه حرفی است؟ در زندگی‌ام یاد گرفته‌ام بگویم گچ مه نامردازونه گوی چای آپارسین، مادرم هم یک لک بوده، پدربزرگم هم در خانه من کرد و لری حرف می‌زدند. این چه حرفی است؟ کسی یک جایی نوشته چرا در اینجا به من منتسب می‌کنید؟ مگر من چه چیزی داشتم که شما به من منتسب کنید؟ آقای پزشکیان! برخی دوستان، حداقل مخالفین شخصی خود من که امروز اینجا صحبت کردند در مورد زندگی شخصی من می‌دانند، من یک شام به خانه می‌برم پولش را حساب می‌کنم، چون در خانه امکان پخت و پز ندارم یک شام می‌برم حساب می‌کنم. مسیری رفتم، آیا این وزارتخانه فسادساز بوده یا فسادسوز بوده؟ آیا علیه فساد بوده یا به نفع فساد بوده؟ آیا تخلف رخ نمی‌دهد؟ بله، رخ می‌دهد، در این جایی که به کژی به این وزارتخانه دادند و باید اصلاحش کنیم در جایی هم تخلف رخ می‌دهد. آیا ساختار تخلف‌سوز است یا تخلف‌ساز است؟ احترام بگذارید، شما سخن گفتید من گوش کردم. این از این نکات. نکاتی را جناب آقای تاج‌گردون گفتند، جناب آقای تاج‌گردون! نکاتی که جناب‌عالی فرمودید که بانک رفاه کارگران، مدیرش یکی از کارشناسان برجسته بانکی است، هیچ‌کس هم سفارش او را نکرده است. من در دانشگاهی که تدریس می‌کردم ایشان هیأت‌علمی بوده، هیچ‌کس هم سفارش او را نکرده، ایشان را هم نمی‌شناختم. نمی‌‌دانم آقای سیف هست، چهار تا بانک دیگر کاندیدش کرده ببرد من نگذاشتم. آقای سلمانی رئیس بانک، چه موضوعی؟ آنچه که شما می‌گویید که چرا تأمین اجتماعی از بانک پول قرض گرفته، بله، سالی (20) هزار میلیارد تومان دولت باید به تأمین اجتماعی بدهد، همین قالیبافهایی که من می‌چزم برای آنها بتوانم بیمه‌ای اضافه کنم و فقط سعی کردم بیمه‌شان نریزد. آقا! دولت نگذاشت، شما می‌گذاشتید. ما باید سالی (20) هزار میلیارد تومان در اینجا پول بگیریم، این نیست. درمان من از (7000) تا به (20) هزار رسیده، من ناچارم، ولی اساساً این نبوده که یک سازمان را به سازمانی ببریم. این سازمان با این ترنُور مالی معلوم است که یک مقطعی وام می‌گیرد، یک مقطعی وام را می‌دهد. اینها دلیل نمی‌شود که شما در اینجا بحث کنید. باز عرض می‌کنم، برخی از دوستان، دیگر نمی‌خواهم اسم بیاورم، شما سه هفته قبل به من اس‌ام‌اس می‌دادید که می‌خواهیم استیضاح کنیم، استیضاح ربطی هم به آسمان نداشت. برخی از دوستان که از مدت‌ها قبل دنبال استیضاح بودند. من شرمنده‌ام، من عذرخواه از سانچی تا کارگرانی که در معادن مردند، تا بچه‌هایی که زیر پلاسکو رفتند، تا هر اتفاقی، من خودم را در کنارشان می‌دانم و عذرخواه همه هستم. دقایقی پیش هم اعلام کردم از یورت، تا سانچی تا دنا من عذرخواه هستم. آنجا هم که به من ربطی نداشته،‌ بنگاهی که به من تحمیل شده، معادنی هم که به من ربطی نداشته، چون مسئول نیروی انسانی هستم. مسائل را این‌طور گرفتن و به جلو بردن، مگر ما این‌چنین که شما این بودید، امروز این می‌کنید. امروز هم به شما قول می‌دهم اگر از این وزارتخانه رفتم دستتان را می‌بوسم، یک جایی در کنار نظام هستم. اگر در این وزارتخانه بودم به همین قرآن مجید و به مشی عادلانه‌ای که نه به کسی باج دادم و نه خواهم داد. شما مطمئن باشید اگر هم باج می‌دادم هر روز این بلاها سرم نمی‌آمد. از بیرون ذی‌نفعان متعدد، آدم‌های متعدد، والله این شرکت‌ها بلاست، یکی از آنها به اندازه یک وزارتخانه وقت من را می‌گیرد. من در کنار این توانستم سیاست‌های رفاهی را جلو ببرم. امروز دولت شما برنامه مقابله با فقر مطلق دارد، امروز یک نفر دارد پرچم اشتغال را جلو می‌کشد. من را نباید ببرید به یک گوشه‌ای محدود کنید که بگویید یک شرکتی در آنجا بوده یا فلان‌جا نبوده. آقای پزشکیان! من نمی‌خواهم بحث کنم و وارد شوم، این‌ پیشه‌وری یا غلام‌یحیی بود، یادم نیست، خیلی به او فشار آمد، گفت آچارام من صاندیقی ورارم من پانبیقی، نمی‌خواهم،‌ والله قسم اداره کردن در این‌طور موارد سخت است و شما به من باید کمک کنید. من به همه نمایندگان ارادت دارم، نمایندگان نکته‌ و اشکالی به من گرفتند. می‌خواهم فرصت را مغتنم بشمارم و به این اشکال شما جواب بدهم. یک اشکالی که از جانب دوستان به من گرفته شده گفتند قاطبه مجلس دلسوزانه انتقاد و نقد دارند و اینکه مطالبات‌شان به فرجام نمی‌رسد. این حق با شماست. می‌دانید، خدا رفتگان شما را بیامرزد، من یک خصلتی از مادرم گرفتم، ما یک همسایه داشتیم می‌آمد پریموس می‌خواست، به در خانه ما می‌آمد ما پریموس نداشتیم،‌ یا پول قرض می‌خواست، مادرم می‌گفت برو از آن همسایه بگیر به این بده. این ماجرا که از این پس بگیریم بدهیم دائم یک ماجرا در خانه ما بود، پریموس سوزنش خراب می‌شد، آن پول نداشت. من نمی‌توانم «نه» بگویم،‌ دلم می‌خواهد برایتان کار کنم، امکاناتم کم است،‌ جان ندارم،‌ دلم می‌خواهد بیمارستان تبریز بسازم، شیراز بسازم،‌ اصفهان بسازم، دلم می‌خواهد در همه شهرها برای کارگرها ورزشگاه بسازم، بچه‌هایش ملق بزنند. امکاناتم کم است، ولی به شما هم «نه» نمی‌گویم. این را به حساب بدقولی نگذارید، به حساب یک برادری که می‌خواهد کار انجام بدهد، دارد مقدوراتش تمهید می‌کند بگذارید. این گله اکثراً بوده،‌ من به آن قاطبه دوست‌داشتنی مجلس که این گله‌ها را دارند خدمتتان عرض می‌کنم، دیدم و شنیدم، الان در گوشم می‌آیند این گله‌ها را می‌کنند. ما در این وزارتخانه خوشبختانه به نحوی جلو رفتیم، به نحوی کارها را سامان دادیم، هر کسی هم بیاید می‌تواند در یک مسیر خوب بنشیند و من مثل یک سرباز در کنار شما در همین مرکز پژوهش‌های مجلس می‌نشینم کار می‌کنم. اما به این افسوس می‌خورم که آدم‌های کاری و سالم را پس نزنیم، عمر کاری ما گذرا است، اینها را به هر بهانه‌ای پس نزنیم. وزارتخانه‌ای که آقای عباسی می‌داند جمع کردن آن چه سختی‌هایی دارد، من نیروهای جوان آوردم، افراد خوش‌‌فکر آوردم. از آقای پاک‌سرشت که در اینجا اسمش برده شده دفاع کنم، در مورد فنی و حرفه‌ای مطالعه کرده بود، مصاحبه شد، والله یک نماینده برایش زنگ نزد. آقای پاک‌سرشت را هیچ‌کس به من سفارش نکرد، خودم شناختم و انتخاب کردم، میدری را خودم انتخاب کردم، منصوری را از فضای بین‌الملل گرفتم آوردم، کلانتری را خودم انتخاب کردم، سرزعیم یک بچه خوش‌فکر اقتصاددان بود که خودم انتخاب کردم. اینها آدمهایی نبودند که کسی سفارش کند. من خیلی از نیروهای خوش‌فکر را در آنجا آوردم، انتخاب کردم،‌ آنها امروز دارند در آنجا کار می‌کنند. این اقداماتی که ما تا حالا سامان دادیم هیچ دوره‌ای مثل امروز سرمایه اجتماعی نظام در ارتباط با کسی که اقشار پایین اجتماعی او را از خودشان می‌دانند، شما حالا هر چه می‌خواهید به من بگویید،‌ آنها امروز من را از خودشان می‌دانند، در کنارشان هستم، زیست فقر داشته‌ام. چرا برخی از دوستان من را شکل شستا می‌بینید؟ من بچه بودم، می‌خواستم به مدرسه بروم پیاده می‌رفتم، در سرما کفشم سوراخ می‌شد، زمستان‌ها مادرم دعوایم می‌کرد، (2) زار می‌داد می‌گفت با اتوبوس برو. این شاگرد شوفر زد بغل اتوبوس گفت بایست بایست یک (2)زاری دارد قل می‌خورد می‌آید. من رفتم روی این پایم ببینم چطور این مرد این (2)زاری را می‌دهد به این پیرمرد دیدم یک آدم چاق دارد می‌دود، او آدم‌ها را شکل (2)زاری می‌دید. این وزارتخانه اجتماعی است،‌ اقتصاد این وزارتخانه هم اقتصاد اجتماعی است. وزارتخانه‌ای نیست که آنچه مورد علاقه شماست آن را ببینید. اینجا یک وزیری می‌خواهد که بتواند جامعه‌شناسی و اقتصاد اجتماعی بداند، روانشناسی اجتماعی بداند. ما در این وزارتخانه مددکار داریم و ضمن اینکه هواپیمایی آسمان بیمه ملت است و بیمه دارد. تأخیری در پرداخت پولش بوده،‌ هواپیمایی بیمه دارد. من خودم با مدیرعامل بیمه ملت صحبت کردم. من خدمتتان عرض کنم که من می‌خواهم صحبتم را جمع کنم و نکاتی را عرض کنم بر چند نکته‌ای که دوستان گفتند نوشته‌ام را پیدا کنم، نکاتی که چند تا از دوستان گفتند. من امروز جملات نامناسبی شنیدم،‌ لابی‌گر، والله آن روزنامه را نه من می‌شناسم و نه کسی. نه آن کسی که در مورد دوست همکارم چیزی بگوید، نه رضایت دارم و نه بر این کار اصرار دارم. امروز حرفهای خوشی در اینجا زده نشد، حرفهای خوبی زده نشد،‌ من نمی‌خواهم وارد این مسائل شوم، واقعاً با (2) میلیارد پول این انصاف است؟ من یک ریالش را حرام می‌دانم. دوستان و نمایندگان عزیز! شما بدانید من چه رأی بیاورم و چه نیاورم، من علی ربیعی هستم، هویت خودم را دارم. من در متن انقلاب پیچیدم، با فقر رشد کردم و بزرگ شدم،‌ کارگری کارخانه کردم، اولین اعتصاب کارگری انقلاب را سامان دادم، اولین نشریه کارگری را مدیرمسئول بودم، سردبیر بودم، در کنار اینها بودم، امروز هم دانش کار در حوزه اجتماعی دارم، امروز با معلول‌ها بهترین رابطه را دارم، خانه خیلی از این افراد دارم می‌روم. من دارم با صداقت کار می‌کنم، به همین قرآن مجیدی که اینجا است از اموال کارگران مانند یک کارفرمای خودم نگاه کردم. چند تا نکته کلی گفتند، من هرگز در زندگی‌ام از آنچه که ایستاده‌ام عدول نکردم، این یک دروغ بزرگ بود که گفتند فلانی در ستاد انتخاباتی بوده،‌ بعد آمده جمله دیگری گفته است. من هرگز چنین جمله‌ای نگفتم، ولی به ثبات و پایداری و اصول نظام همیشه هم پایبند بوده‌ام. والسلام علیکم و رحمه الله

اکبر رنجبرزاده
خیلی ممنون از اینکه وقت را رعایت کردید.

مسعود پزشکیان
خیلی ممنون و متشکرم. نمایندگان دولت! لطفاً مجلس را ترک کنید. نمایندگان محترم سر صندلی‌های خودتان بنشینید.

اکبر رنجبرزاده
پرسنل محترم مجلس برای أخذ رأی آماده باشند. چون که داریم به اذان نزدیک می‌شویم نمایندگان محترم دولت لطفاً‌ هر چه زودتر صحن را ترک کنند.

مسعود پزشکیان
نمایندگان محترم! در صندلی‌های خودتان مستقر شوید.

احمد امیر آبادی فراهانی
آقایان: تابش،‌ لاهوتی و دهقانی! بعد از رأی‌گیری برای نظارت بر شمارش آرا تشریف بیاورید،‌ آمادگی داشته باشند.

اکبر رنجبرزاده
دوستان!‌ هر کس روی صندلی خودش مستقر شود، همان‌جا برگه‌های رأی را تحویل می‌دهند. برگه‌های رأی روی صندلی‌ها تحویل می‌شود و امضا می‌گیرند.

مسعود پزشکیان
لطفاً‌ کارت‌های رأی را خدمت نمایندگان پخش کنید. حضار 249 نفر، دوستان لطفاً‌ سر صندلی‌های خودتان بنشینید. لطفاً‌ کارت‌ها را توزیع کنید. نمایندگان دولت! لطفاً از مجلس بیرون بروید. نمایندگان محترم! لطفاً‌ در صندلی‌های خودتان مستقر شوید. کارت‌ها را لطفاً‌ توزیع کنید. (أخذ رأی با ورقه بعمل آمد و نتیجه پس از شمارش آرا اعلام گردید)

اکبر رنجبرزاده
آخرین تعداد امضاکنندگان استیضاح هم (53) نفر بود که اول قرائت نشد.

احمد امیر آبادی فراهانی
همکاران عزیز آقایان: تابش،‌ لاهوتی و دهقانی و سرکار خانم سیاوشی، این چهار همکار برای نظارت بر شمارش آرا بعد از اینکه رأیشان را در گلدان انداختند به جایگاه هیأت‌رئیسه تشریف بیاورند.

محمدحسین فرهنگی
همکاران! توجه داشته باشید که کارتی که توزیع می‌شود کارت عدم اعتماد است،‌ یعنی کارت استیضاح یعنی عدم اعتماد. لذا کسانی که موافق علامت می‌زنند یعنی با کنار رفتن وزیر موافقت می‌کنند، آنهایی که مخالف می‌زنند با ابقای ایشان. لذا اشتباهی در علامت زدن نباشد، اگر هم یک وقت خط‌خوردگی بود جلوی رأی صحیح حتماً کلمه «صحیح» را درج کنید.

مسعود پزشکیان
ممتنع مخالف است، یا رأی موافق یا مخالف بدهید، موافق استیضاح یا مخالف. رأی به عدم اعتماد است.

سیدامیرحسین قاضی زاده هاشمی
آقای دکتر!‌ در اینجا ممتنع به نفع وزیر است، دوستان بدانند.

مسعود پزشکیان
بله، آن‌طور که می‌گویند‌ ممتنع به نفع وزیر است، یا موافق بزنید یا مخالف.

مصطفی کواکبیان
تذکر دارم.

اکبر رنجبرزاده
تذکر در بعدازظهر.

مسعود پزشکیان
آقای کواکبیان! ان‌شا‌ءالله بعدازظهر تذکر می‌دهید، فعلاً سر جایتان بنشینید.

اکبر رنجبرزاده
آقای لاهوتی، آقای دهقانی، آقای تابش و خانم سیاوشی برای نظارت بر شمارش آرا تشریف بیاورند.

مسعود پزشکیان
گلدان‌ها را بچرخانید. جلسه استیضاح وزیر راه که جلسه جدید است ساعت (2)‌ است.

اکبر رنجبرزاده
اگر دوستان تشریف داشته باشند رأی اعلام می‌شود، اگر تشریف نداشته باشند بعدازظهر اعلام می‌کنیم. ولی محبت کنید بمانید که اعلام شود.

احمد سالک کاشانی
می‌مانیم که اعلام کنید.

اکبر رنجبرزاده
در سه، چهار دقیقه تمام می‌شود.
4 اعلام ختم جلسه و تاریخ تشکیل جلسه آینده

مسعود پزشکیان
ما شنیدیم اخوی آقای گلمرادی فوت کرده است. آقای گلمرادی بعد از جلسه در نمازخانه برای برادرشان مراسم ترحیم دارند،‌ اگر تمام شد آنجا تشریف ببرید. نمایندگان محترم! لطفاً سر جایتان بنشینید. نتیجه آراء استیضاح جناب آقای علی ربیعی؛ آراء أخذ‌شده (253) رأی، آراء موافق استیضاح (126) رأی،‌ آراء مخالف (124) رأی، آراء ممتنع (2)، باطله (1) است. در نتیجه استیضاح تصویب نشد. جلسه ساعت (2) برای استیضاح وزیر محترم راه و شهرسازی است. پایان جلسه را اعلام می‌کنم.

ناطقین
بازگشت به بالا